تبلیغات
Trying To Unfreeze - در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: American Gods


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:جمعه 26 اردیبهشت 1393-02:48 ق.ظ

در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: American Gods

American Gods

رده: رمان


سال انتشار: 2001
نویسنده: Neil Gaiman
سبک: فانتزی/رئالیسم جادویی


خلاصه‌ی داستان:

پس از آزاد شدن از زندان، شادو با آقای چهارشنبه، یک غریبه‌ی مرموز که به نظر می‌رسد چیزهای زیادی راجع به او می‌داند، برخورد می‌کند و وقتی آقای چهارشنبه پیشنهاد کار به عنوان بادی‌گاردش را به شادو می‌دهد، او این پیشنهاد را قبول می‌کند و بدین ترتیب درگیر یک ماجرای تاریک و خطرناک می‌شود؛ ماجرای درگیری خدایان قدیمی و جدید آمریکا.  

فرض کنید تمام خداها و شخصیتا و نمادای معروف ایرانی، از اهورامزدا و رستم و سهراب گرفته تا پوریای ولی و نکیسای چنگ‌نواز، همین الان زنده بودن و با هویت یه شهروند عادی بینمون زندگی می‌کردن. اهورامزدا داره تو یه دانشگاه دور افتاده تاریخ ایران باستانو به کسایی درس می‌ده که تاریخ ایران باستان براشون مهم نیست و فقط اومدن یه مدرکی بگیرن  و برن. رستم و سهراب دوتا لوطی بامرامن که به دلیل بی‌پولی مجبورن غرورشونو زیر پا بذارن و شرخری کنن. پوریای ولی زورخونه‌ایو اداره می‌کنه که پرنده توش پر نمی‌زنه و نکیسای چنگ‌نوازم یکی از این آوازه‌خونای دوره‌گردیه که می‌رن تو بی‌.آر.تی شعر می‌خونن و ساز می‌زنن تا شاید یکی دلش بسوزه هزار تومن بذاره کف دستشون. همشون از اسب افتادن و در معرض از اصل افتادنن. دلیل این اتفاق اینه که مردم دیگه به یادشون نیستن و اگرم باشن، دیگه ارزش خاصی براشون قائل نیستن. قدرت این خداها و نمادا و شخصیتا کاملاً به این بستگی داره که مردم تا چه حد تکریمشون کنن (واسه همینه نکیسا وضعش نسبت به بقیه بدتره، چون ناشناخته‌تره). اگرم کلاً از یاد برن، برای همیشه می‌میرن. اونا خداهای جدیدو مقصر می‌‌دونن؛ خداهایی مثل پول و خونه و ماشین که اونا هم به ترتیب به شکل یه تاجر، صاحب املاک و مدیر یه کارخونه‌ی خودروسازی بسیار موفق ذهن مادی‌گرای مردمو تسخیر کردن. حالا این یادواره‌های قدیمی و فرمانرواهای جدید می‌خوان علیه همدیگه با هم متحد بشن و قراره یه جنگ اساسی بینشون در بگیره.

اگه این پیش‌زمینه‌ی داستانیو به فضای آمریکا منتقل کنیم، می‌رسیم به رمان دلنشین، سرد و صد البته عجیب غریبی به اسم «خدایان آمریکایی».

اول از همه باید به این نکته اشاره کرد که نیل گیمن می‌تونه راجع به یه قرص نون که داره کپک می‌زنه داستان بنویسه و کاری کنه آدم از خوندنش لذت ببره. همون‌طور که خیلیا بهش اشاره می‌کنن، گیمن واقعاً یه نثر جادویی و خاص داره که با وجود ساده و قابل‌فهم بودن شبیه نثر هیچ نویسنده‌ی دیگه‌ای نیست  و با وجود این که زیاد پیش میاد از مسیر پیرنگ منحرف شه، اصلاً نمی‌‌شه به چشم روده‌درازی بهش نگاه کرد. البته این نثر جادوییم از یه فرمول خاص خاص پیروی می‌کنه، ولی یه فرمول سخت که اگه بخوای ازش تقلید کنی، به احتمال زیاد تو ذوق مخاطب می‌زنی و واسه همینه که همچنان خاص باقی مونده. کاری که گیمن انجام می‌ده اینه که پدیده‌ها و موقعیتای عادی، پیش و پا افتاده، غم‌انگیز، شاد، ترسناک، عجیب، سحرآمیز، عاشقانه، شاعرانه و حتی مبتذلو طوری با هم ترکیب می‌کنه که انگار همشون یه چیزن. به عبارتی لحن نوشته تو هیچ موقعیتی تغییر نمی‌کنه. واسه همینه که از واژه‌ی «سرد» برای توصیف رمان استفاده کردم، چون به خاطر همین لحن خنثی جو سرد و افسرده‌کننده‌ای روی کل داستان سایه انداخته و برفی و ابری بودن دائمی محیطی که داستان توش اتفاق میفته این سردیو تشدید می‌کنه. شخصیت اصلی رمان «شادو» هم فوق‌العاده درونگراست و احساسی از خودش بروز نمی‌ده، ولی  وقتی گیمن می‌ره توی سرش و احساسات سرکوب‌شدشو توصیف می‌کنه، دل آدم واقعاً براش می‌سوزه. «خدایان آمریکایی» راست کار کساییه که به جو و شخصیتای خونسرد و بی‌احساس از نوع دلشکسته علاقه دارن.

«خدایان آمریکایی» همون‌طور که از اسمش معلومه، علاوه بر بررسی فرهنگ خدا و اسطوره (البته طی یه تصمیم درست و احتمالاً برای پرهیز از حساسیتای اجتناب‌ناپذیر به خدا و پیامبرا و حکایتای ادیان ابراهیمی توی داستان به طور جدی اشاره نمی‌شه) یه جور کتاب آمریکا شناسیم محسوب می‌شه. توی فصل پنجم داستان این دیالوگ رد و بدل می‌شه:

آقای چهارشنبه: آمریکا تنها کشور تو دنیاست که ماهیتش جزو مشغله‌های فکریشه.
شادو: چی؟
آقای چهارشنبه: بقیشون می‌دونن چین. هیچ‌کس نمی‌ره دنبال قلب نروژ یا روح موزامبیک. اونا از ماهیتشون خبر دارن.

یکی از دلایل این اتفاق اینه که فرهنگ کهن و باستانی تمدنای بزرگ دیگه مسیر فکری و عقیدتی مردم اون تمدنو از چند صد یا حتی هزار سال پیش تعیین کرده، ولی آمریکا از این موهبت (یا شاید هم بلا؟) بی‌بهرست. آمریکا یه سرزمین بزرگ بدون پیشینه ی ثبت شده ی تاریخی بود و برای همین به یه مکان مناسب تبدیل شد برای کسایی که می‌خواستن فارق از تعصبا و قید و بندای فرهنگ و سنت خودشون پیشرفت کنن. آمریکا به یه جور مجمع برای فرهنگا و نژادای مختلف تبدیل شد و تا به امروز هم این نقشو حفظ کرده. به هر حال بیخود نیست لقبش شده "land of opportunity". خود کتاب هم یه قسمتایی داره به اسم «آمدن به آمریکا» یا «جایی در آمریکا» که ربطی به داستان شادو و آقای چهارشنبه ندارن و می‌شه به چشم یه داستان کوتاه مجزا بهشون نگاه کرد. از قبیله‌‌‌‌ای که چهارده‌هزار سال قبل از میلاد مسیح در حال مهاجرته گرفته تا یه عرب عمانی به اسم سلیم که توسط شوهرخواهرش مامور شده توی نیویورک قرن بیست و یکم یه معامله جوش بده (به نظرم داستان سلیم بهترین بخش کل کتابه)، ورود و تاثیر یه اقلیت به آمریکا و در نتیجه ورود و تاثیر فرهنگش به آمریکا به تصویر می‌کشه. اصلاً اگه اشتباه نکنم، خود گیمن گفته بود هدفش از نوشتن کتاب این بوده که بگه هیچ‌کس اصالتاً آمریکایی نیست که اگه اینطور باشه، این پیامو خیلی خوب منتقل کرده.
مساله‌ی اقلیت‌ها به کنار، ویژگی‌های آمریکایی رمان کم نیستن. نه تنها یه سری از لوکیشنای  آمریکایی داستان مثل «خانه‌ی روی صخره» دقیقاً مثل نمونه‌ی واقعیشون تو آمریکا توصیف شدن، بلکه شخصیت تمام خداهای موجود در داستان هم با تصویری که تو آمریکا دارن مطابقت داره. این مساله از اونجا معلوم می‌شه که یه جا از داستان می‌بینیم یکی از خداها تو یه کشور دیگه ظاهر متفاوتی نسبت به نسخه‌ی آمریکاییش داره. 

خود گیمن توی مقدمه‌ی 10th Anniversary Edition کتاب (که 12000 کلمه بیشتر از نسخه‌ی اصلیه) می‌گه کسایی که «خدایان آمریکایی»و خوندن، یا خیلی ازش خوششون اومده یا ازش متنفر شدن. با این که مشخصاً من خودم جزو دسته‌ی اول هستم، دسته‌ی دومو درک می‌کنم. «خدایان آمریکایی» به شدت روی جوی که قراره به خواننده منتقل کنه تکیه داره. اگه یه نفر نتونه با این جو ارتباط برقرار کنه، عملاً نصف جذابیت رمان براش از دست رفته، چون پیرنگ و پیچش پیرنگ و شخصیت‌پردازیش با این که خوبن، ولی تمرکز اصلیش نیستن. تو یکی از قسمتای کتاب شادو داره تو یه جاده راه می‌ره و گیمن تو این قسمت توصیف می‌کنه چقدر سردشه. نمی‌دونم چرا، ولی این قسمت از کتاب با این که اهمیت نداشت، خیلی برام به یاد موندنی بود، به طوری که اگه منم یه وقت به شدت سردم بشه، احتمالش زیاده یاد این قسمت از کتاب بیفتم. «خدایان آمریکایی» به درد کسایی می‌خوره که دوست دارن یه داستان اینجوری به طور شخصی روشون اثر بذاره.




داغ کن - کلوب دات کام

lord of thorns
جمعه 8 خرداد 1394 10:30 ق.ظ
کسی که مجموعه sandman رو خونده باشه نمیتونه به این سادگی دست رد به کارهای نیل گیمن بزنه
آرمان
سه شنبه 3 تیر 1393 04:17 ب.ظ
من یه فصلشو خوندم و خیلی خوشم اومد و 6صفحه‌اش رو ترجمه کردم...! تو سایت دوران اژدها هم چیزی پیدا نکردم. در هر حال ترجمه‌اش رو ادامه میدم تا ببینم چی میشه!
پاسخ Farbod Azsan : نمی دونم تا چه حد جدی هستی، ولی در هر صورت از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم به این زودیا دلسرد نشی.
شاهین
سه شنبه 13 خرداد 1393 12:52 ق.ظ
تاببینینیم خدایان چی میخوان
شاهین
دوشنبه 12 خرداد 1393 07:05 ب.ظ
بله حق با شماست ولی جوری که بوش میاد میخوان پولیش کنن اونم باقیمتی که انگار دارن کتاب کاغذی تحویل آدم میدن.
پاسخ Farbod Azsan : انصافاً نمی شه انتظار داشت یه کتاب مثل خدایان آمریکایی رو به طور مجانی ترجمه کرد. نه فقط به خاطر حجمش، به خاطر این که محبوبیتش در حدی نیست که خواننده ی تضمین شده داشته باشه.
شاهین
یکشنبه 11 خرداد 1393 07:05 ب.ظ
یعنی نه. خیلی حیف شد.
پاسخ Farbod Azsan : حالا زیاد جای نگرانی نیست. بالاخره یه روز ترجمه می شه. گویا سایت دوران اژدها هم حدوداً نه ماه پیش مشغول ترجمش بوده، منتها نمی دونم روند ترجمه هنوزم ادامه داره یا نه یا اگه هست، سرعتش چقدره.
علی
یکشنبه 11 خرداد 1393 02:30 ب.ظ
کتاب جالبی به نظر میاد حتما میخونم
ولی یه سوال چرا wednesday رو چهارشنبه ترجمه کردین ولی shadow رو همون شادو ترجمه کردین؟ یعنی مثلا چرا نگفتید سایه ولی اونجا رو ترجمه کردید چهارشنبه؟
پاسخ Farbod Azsan : چون تو فارسی سایه اسم دختره.
شاهین
یکشنبه 11 خرداد 1393 01:06 ق.ظ
امکانش هست که به ترجمش فکر کنیدیا نه؟؟؟؟ چون با خوندن مطلب شما شیفتش شدم.
پاسخ Farbod Azsan : خیلی دوست داشتم بتونم ترجمش کنم، ولی انصافاً حجمش زیاده. شیش تا جلد زام-بیو بذاری رو هم، بازم بهش نمی رسه.
آرین
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 06:22 ب.ظ
این کتاب باید عالی باشه چون اونقدر ایده بخشه که چنتا از بهترین رمان نویس ها ازش ایده گرفتن ازموضوع اصلیش در قهرمان المپ استفاده شده و فکر کنم از حالت نژاد پرستانش هم تو زامبی دارن شان استفاده شده
پاسخ Farbod Azsan : در تاثیرگذار بودن گیمن که شکی نیست، ولی بازم می گم که این کتاب اصلاً هیچ حالت نژاد پرستانه ای نداره. یعنی نه نژادیو می پرسته و نه ضد نژادپرستی شعار می ده. اصلاً نژادپرستی جزو درون مایه های کتاب نیست.
آرین
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 06:17 ب.ظ
کسی اینجا دقت کرد قهرمان المپ چقدر ازروی این کتاب تقلید کرده؟
soulkeeper
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 01:07 ق.ظ
کاری به تقلید نداشتم منظورم همون شباهت بود.شباهتشون هم علاوه بر فانتزی شهری بودن در همون حضور اساطیر و خدایان تو دنیای مدرنه ...
کار های brandon sanderson مخصوصا این دو سری آخری که نوشته ( mistborn و the stormlight archive ) به نظر من واقعا کلیشه ای نیست ...
بعد آخه این پرداختن به خدایان و اساطیر دیگه خیلی خیلی کلیشه ایه ...
پاسخ Farbod Azsan : گیمن کلاً مفاهیم و زمینه های داستانی آشنا و به قول خودت کلیشه ایو می گیره و یه چیز کاملاً نو، خاص و گیمنی ازش درمیاره. Stardust این کارو با قصه های شاه پریان انجام داد، Neverwhere با دنیاهای مخفی که تو دنیای واقعی پنهان شدن، خدایان آمریکایی هم با همین مساله ی خدایان و اساطیر. تازه بعید نیست موفقیت خدایان آمریکایی حضور خدایان و اساطیر توی دنیای امروزیو باب کرده باشه، چون این قضیه بین آثار داستانی دهه ی پیش کلیشه شده و تا قبل از اون کسی با جدیت گیمن بهش نپرداخته بود (یا حداقل من نمونه ای سراغ ندارم).
soulkeeper
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 10:07 ب.ظ
سلام
یا این توضیحاتی که دادی بد به نظر نمیاد کتابش . اما موضوعش خیلی کلیشه ایه . مخصوصا به نظر میاد خیلی شبیه نایت ساید باشه ...
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

اگه منظورت اینه که گیمن از گرین تقلید کرده، باید گفت که جلد اول نایت ساید دو سال بعد از خدایان آمریکایی منتشر شد، بعدشم این دوتا کتاب غیر از فانتزی شهری بودن هیچ نقطه ی اشتراک قابل توجهی ندارن. نایت ساید بیشتر شبیه Neverwhereه (یکی دیگه از کتابای گیمن که اولش سال 1996 به صورت یه سریال شیش قسمتی پخش شد). Neverwhereم راجع به یه دنیای فانتزی و جادویی تو لندنه به نام "لندن زیرین".

شاید موضوع حضور خداها و اساطیر قدیمی توی یه فضای مدرن در حال حاضر کلیشه ای به نظر برسه (انصافاً کدوم طرح پیرنگیه که الان به نوعی کلیشه ای نشده نباشه؟)، ولی نحوه ی پرداختن به این موضوع تو خدایان آمریکایی واقعاً بدیع و منحصربفرده.
مهراد
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 08:55 ب.ظ
نمیدونم از توضیحاتی که دادی درست برداشت کردم یا نه، ولی به نظر می رسه یکی از اون داستانایی باشه که به صورت غیر مستقیم از جامعه انتقاد میکنه، درست میگم.
اگه امکان داره میشه واضح توضیح بدی که مخصوص چه مدل سلیق هایی هستش این کتاب؟
پاسخ Farbod Azsan : کتاب تا حدودی درون مایه ی انتقادی به جامعه ی امروزی داره، ولی این اصلاً تمرکز اصلیش نیست. مثلاً درسته که خدایان جدید یه جورایی آدم بدای داستانن (به هر حال می خوان خداهای قدیمیو نابود کنن) و بین خدایان جدید یه پسر نوجوون چاق و بددهن نماد تکنولوژیه و یه زن اغواگر نماد رسانه، ولی غیر از این نمادگراییا هیچ جای داستان نمی بینیم که تکنولوژی و رسانه خودشون مستقیماً انتقاد بشن. کلاً اگه انتقادی هم در کار باشه، به قول خودت خیلی غیرمستقیمه و اصلاً نباید با این دید رفت سراغ کتاب. هدف اصلی و اول خدایان آمریکایی تعریف کردن داستان شادوئه.

نمی دونم. بستگی داره سلیقه ها رو چجوری دسته بندی کنی. به نظر من هرکسی که از ادبیات گمانه زن خوشش بیاد، به احتمال زیاد از خدایان آمریکایی هم خوشش میاد. در واقع می شه گفت خدایان آمریکایی یکی از فاخرترین آثار گمانه زنه و حتی تو reddit که پرسیده بودن حماسه ی ملی آمریکا چیه، یه نفر ازش اسم برده بود، ولی خب همون طور که گفتم، مهم اینه که با جو کتاب ارتباط برقرار کرد. من خودم از همون چند صفحه ی اول کاملا جدب داستان شدم و تا آخر هم کم و بیش به همون میزان جذب داستان بودم، برای همین می تونم پیشنهاد کنم چند صفحه ی اولشو بخونی و اگه خوشت اومد، ادامش بدی. به نظرم خدایان آمریکایی از اون رمانا نیست که یکم طول بکشه جذبت کنه. اگه همون اول جذبت کرد که چه خوب، در غیر این صورت بهتره بی خیالش شد.
ali
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 05:33 ب.ظ
من کتاب گورستان نیل گیمن رو خوندم ولی نمیدونم چرا به اون قدری که ازش تعریف میکردن خوشم نیومد...این هم مثل اونه؟...
پاسخ Farbod Azsan : کتاب گورستان برای بچه ها نوشته شده و خدایان آمریکایی برای بزرگسالا. همین خودش کلی تفاوت ایجاد می کنه. اگه از استیل نگارشی و حال و هوای کتاب خوشت اومد و حین خوندن داشتی با خودت می گفتی: «این خیلی خوبه، ولی ای کاش یکم پخته تر بود.»، خدایان آمریکایی این خواسته رو برآورده می کنه، ولی اگه اینطور نبود و کلاً کتاب از هیچ لحاظ توجهتو جلب نکرد، احتمالاً سلیقت به گیمن نمی خوره.
stbh
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 12:48 ق.ظ
فکر کنم من از اون دسته ای هستم که با خوندنش ازش متنفر میشن. به خاطر اینکه همین که این نقد رو خوندم یه جورایی احساس کردم نژادپرستانه ست و حس خوبی نسبت بهش نداشتم!
پاسخ Farbod Azsan : اگه این برداشتو کردی، احتمالاً من منظورو بد رسوندم، چون خبری از نژادپرستی تو داستان نیست. گیمن weird تر از اونه که بخواد نژادپرست باشه.
پارسا
شنبه 27 اردیبهشت 1393 02:05 ب.ظ
من داستانش رو یه جورایی درک نکردم. یعنی مثل پرسی جکسون یا پارسیان و من میشه یا ..؟
پاسخ Farbod Azsan : خدایان آمریکایی یه جورایی منحصربفرده و واقعاً شبیه به هیچ رمان دیگه ای نیست. اگرم وجه شبهی وجود داشته باشه به خاطر ویژگیاییه که بین همه ی آٍثار رئالیسم جادویی مشترکه. ولی بین آثاری که میشناسم فکر کنم بشه با اشوزدنگه مقایسش کرد. اشوزدنگهم راجع به یه یه اسطوره ی کهن پارسیه که داره توی ایران امروزی زندگی می کنه.
سمکو داودی
شنبه 27 اردیبهشت 1393 12:42 ق.ظ
بنظر جالب میاد حالا این رمانو کجا میشه پیدا کرد .
پاسخ Farbod Azsan : توی پست ثابت داشتم به اِند لاین می گفتم. محتوای رمان طوریه که بدون حذفیات و تغییرات اساسی امکان مجوز گرفتنش وجود نداره. حجم زیادشم باعث شده ترجمه ی اینترنتیش خیلی به صرفه نباشه. برای همین تا حالا به فارسی ترجمه نشده. بهتره نسخه ی انگلیسیشو خوند (یا به کتاب صوتیش گوش کرد؛ کاری که من انجام دادم). با یه سرچ ساده تو گوگل (American Gods PDF) می شه پیداش کرد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر