تبلیغات
Trying To Unfreeze - در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: Gothic


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:جمعه 5 اردیبهشت 1393-08:47 ب.ظ

در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: Gothic

Gothic

رده: ویدئو گیم

سال انتشار: 2001
سازنده: Piranha Bytes
سبک: نقشآفرینی/فانتزی/سوم شخص


خلاصهی داستان:

با حملهی ارکها، پادشاه میرتانا برای ساختن سلاح برای ارتشش به سنگمعدن جادویی نیاز پیدا میکند. بنابراین تمام زندانیهای سرزمین را به کار اجباری مادامالعمر در معدن سنگآهن محکوم میکند. برای جلوگیری از فرار زندانیها، پادشاه به گروهی از جادوگران قدرتمند دستور میدهد حفاظی جادویی بسازند که بتوان وارد آن شد، ولی خارج شدن از آن غیرممکن باشد. ولی حفاظ از کنترل خارج میشود و قسمت بزرگی از زمینهای پیرامون معدن را در بر میگیرد و جادوگران را نیز درون خود زندانی میکند. زندانیها با سوءاستفاده از آشوب ایجاد شده نگهبانان را میکشند و ناحیهی درون حصار را به تصرف خود درمیآورند.

چند سال میگذرد. حالا زندانیها به سه گروه تقسیم شدهاند:
- اردوگاه قدیمی که در آن سنگآهن استخراج شده در ازای دریافت کالای مورد نیاز اعضای گروه به دنیای بیرون فرستاده میشود.
-اردوگاه جدید که در آن بینظمی حکمفرماست و سنگآهن استخراجشده در انباری ذخیره میشود، چون جادوگران عضو شده در گروه اعتقاد دارند میتوان با استفاده از نیروی جادویی آن حصار را نابود کرد.
- فرقهی برادران که اعضای آن یک خدای مرموز به نام "خفته" را میپرستند و امیدوارند او آنها را آزاد کند.

یک محکوم جدید (بازیباز) که به تازگی به این زندان فرستاده شده و بسیار بیتجربه است، سعی دارد جایگاه خود را میان جامعهی کوچک آن پیدا کند؛ ولی خبر ندارد که به زودی نقش بسیار مهمی در اتفاقات مهم آتی ایفا خواهد کرد.

به نظرم یکی از مشکلات سبک فانتزی اینه که یا جدی گرفته نمیشه یا وقتی جدی گرفته میشه، دیگه شورشو در میارن. الان ما این همه دنیای فانتزی داریم که اینقدر با دقت و جزئیات طراحی شدن که عمق بعضیاشون هوش سر از آدم میبره، ولی فایدش چیه؟ چرا آدم وقتشو بذاره بره مشخصات جک و جونورای  D&D یو بخونه یا نقشهی دنیای وارکرفتو حفظ کنه؟ شناخت چیزایی که وجود خارجی ندارن به چه درد آدم میخوره؟ میدونم خیلی از طرفدارای فانتزی با این حرف مخالفت میکنن، ولی گستردگی یه دنیای خلقشده بیشتر از این که تحسینبرانگیز باشه، ملالآوره. اگه شما بتونی حین تعریف کردن یه داستان جذاب یه دنیای جالب رو هم توی ذهن مخاطب بسازی که چه خوب، ولی وقتی "داستان" و "دنیا" راهشون از هم سوا بشه، وقتی که مجبور باشی بری wikia.com اثر مورد نظر تا بیوگرافی شخصیتاشو بخونی، اونوقته که فانتزی از مسیر اصلیش منحرف شده. فانتزی قراره آینهای باشه برای دنیای واقعی تا بهتر بشه درکش کرد؛ بخواد کاری فراتر از این انجام بده دیگه فقط به درد سرگرمی صرف و نِردبازی میخوره و نمیشه به چشم یه اثر فاخر بهش نگاه کرد. هیچ دنیای تخیلیای اونقدر ارزشمند نیست که بخوای وقت بذاری بری وقایعنگاری و تاریخچشو بخونی.

یکی از دلایل علاقهی شدید من به Gothic همین نگاه مینیمالش به فانتزیه. Gothic هیچوقت سعی نمیکنه مخاطبو با جزئیات شدید دنیای "بزرگش" خفه کنه. همهچی در عین جالب بودن خیلی جمع و جوره. شخصیتها کمن، ولی به یاد موندنی؛ محیط بازی کوچیکه، ولی الان بعد از گذشت چند سال هنوز همهی سوراخ سنبههاش یادمه. Gothic نمونهی بارز ارجحیت کیفیت بر کمیته و همین باعث میشه همیشه لذتبخش باشه. مثلاً به همین پیشزمینهی داستانی بازی نگاه کنید. سازندهها نیومدن یه کار کلیشهای مثل تمرکز روی جنگ بین انسانا و ارکا انجام بدن؛ به جاش اومدن این جنگ، این مسالهی اساسیو بهونه قرار دادن تا ما رو وارد دنیای کوچیک زندانیایی کنن که بخشی از سنگمعدن مورد نیاز برای ساخت سلاح این جنگو استخراج میکنن. توی یه مقیاس بزرگتر اصلاً این افراد کوچکترین اهمیتی ندارن، ولی همینه که Gothic و جذاب میکنه: روی چیزای کوچیک تمرکز میکنه، ولی یه کاری میکنه همین چیزای کوچیک مهم جلوه کنن. این سیاست فقط محدود به داستان بازی نیست و مستقیماً تو گیم-پلی هم اعمال شده. شما اگه بری وارد خونهی کسی بشی، طرف میاد و ازت میخواد بری بیرون. اگه نری بهت حمله میکنه. شما میتونی حیوون شکار کنی و گوشتشو خام خام بخوری تا جونت زیاد شه، ولی اگه بری اون گوشتو بپزی جونت بیشتر زیاد میشه. اگه به یکی از سه گروه اشاره شده ملحق شی، ماموریتای دوتا گروه دیگه رو از دست میدی. اگه یه نفر به هر دلیلی باهات مشکل پیدا کنه، دیگه باهات حرف نمیزنه و میگه: «برو گمشو.» وقتی شب میشه، همه میرن تو خونشون و روی تختشون میخوابن. قبل از طلوع آفتاب میان بیرون و کارشونو ادامه میدن. شما اگه روی یادگیری یه مهارت تمرکز کنی، فرصت یادگیری برای یه مهارت دیگه رو از دست میدی. این مثالایی که زدم هیچکدوم شقالقمر کردن نیستن، اکثرشون فقط یه الگوریتم ساده توی فایلای طراحی بازین، ولی اکثر بازیا همین کارای ساده رو انجام نمیدن، چون سازندههاشون سرشون گرم ساختن ستپیسای خفنه. چون سازندههاشون میخوان هر کار جالبتوجهیو که انجام میدن مثل پتک بکوبونن تو سر مخاطب. چون سازندهها به این نکته توجه نمیکنن که همین جزئیات ریز مرز بین خوب بودن و عالی بودنو معین میکنن. واسه همینه که دنیای Oblivion با اون وسعت و عظمتش از لحاظ "زنده" بودن حتی انگشت کوچیکهی Gothic هم نمیشه.

ولی اگه Gothic اینقدر بازی خوبیه، چرا به احتمال زیاد تا حالا اسمشو نشنیدید؟ Gothic اصولاً یکی از بازیای مستعد تو فراری دادن مخاطب عادیه. شخصیت اصلی اول بازی فوقالعاده ضعیفه، به طوری که ضعیفترین دشمن بازی میتونه در عرض دو ثانیه دخلشو بیاره. تقریباً ده بیست ساعتی طول میکشه شما بتونید به درجهای برسید که نیاز نباشه قبل از هر مبارزه بازیو ذخیره کنید، چون امکان شکست خوردن تو تکتکشون وجود داره. ضمناً نقشهی بازی راهنما و مانع نداره و ممکنه همون اول سر و کارتون به جونورایی بیفته که باید بعداً باهاشون بجنگید و ممکنه قدرتشون در اون لحظهی خاص شما رو از ادامهی بازی دلسرد کنه. درسته که بعداً قویتر میشید و همین موجودات وحشیو به راحتی آب خوردن میکشید، ولی خب کسی که تازه بازیو شروع کرده که اینو نمیدونه. سختی و گیجکننده بودن اولیهی بازی به کنار، Gothic کلاً کنترل عجیب غریبی داره. البته بعد از یه مدت بهش عادت میکنید، ولی فشار دادن A و D برای حمله کردن به جای کلیک روی موس اول بازی یکم مضحک جلوه میکنه. به طور کلی حرفم اینه که Gothic در نگاه اول ممکنه تو ذوق مخاطب بزنه. درسته که این مساله باعث شده از توجهی که لایقشه برخوردار نباشه، ولی تمام این مسائل فقط برای تاکید روی جنبهی نقشآفرینی بودن بازی هستن. تو یه نقشآفرینی خوب باید بتونی حس کنی "ضعیف" هستی و بعد "قوی" شدی. اکثر بازیای نقشآفرینی اشتباهشون اینه که دشمناییو سر راهتون قرار میدن که از لحاظ قدرت همسطح شخصیت اصلین. اینجوری دیگه نقشآفرینی معنای خودشو از دست میده.

      

به نظرم Gothic یکی بزرگترین دستاوردای صنعت بازیه و زمان خودش پروژهی فوقالعاده بلندپروازانهای بود، ولی این بلندپروازی نتیجه داد، خوبیش اینه که عظمت سری به همین یه بازی ختم نمیشه . Gothic 2به جز در زمینهی جو و داستان از هر لحاظ از Gothic بهتره. بسته الحاقی Night of The Raven از هر لحاظ Gothic 2 رو بهتر کرد و Gothic 3 با وجود تمام اشکالاتش یکی از لذتبخشترین تجربههایی بود که تو زندگیم داشتم. ولی تقریباً مثل تمام آثار cult دیگه، Gothic به درد همه نمیخوره. اگه میخواید از این بازی لذت ببرید، باید حال و حوصله داشته باشید. اگه دیدید قبل از این که فرصت داشته باشید شمشیرتونو از غلاف دربیارید دشمن زد لهتون کرد، نباید بیخیال ادامهی بازی بشید. اگه دیدید انتخابات زیادی پیش رو تونه و شما هم اصلاً نمیدونید عواقب هرکدوم چی میتونه باشه و بازی هم در این زمینه راهنماییتون نمیکنه، نباید دلسرد بشید. Gothic مثل کسی میمونه که خودش هیچ تلاشی نمیکنه با شما دوست بشه، ولی اگه خودتون پا پیش بذارید و رابطهی اولیه رو برقرار کنید و به خلق و خوی خاصش عادت کنید، دیگه نمیتونید ازش جدا شید.




داغ کن - کلوب دات کام

اندلاین
سه شنبه 24 آذر 1394 10:49 ق.ظ
فربد اینجا هارو باز چک میکنی
در ضمن ه من نیستم
ولی کاش پاپکالچر هارو ادامه میدادی من واقعا لذت میبرم هربار میخونم
پاسخ Farbod Azsan : آره چک می کنم.

اِ، تو «ه» نیستی؟ پس صداشو پیش آرتین درنیار، چون دنبال یه بهونه ست برای رفتن.
ابوالفضل
شنبه 14 شهریور 1394 01:26 ق.ظ
ای داد بیداد.
چرا خصوصی رفت.
پاسخ Farbod Azsan : اشکال نداره. کامنتتو اینجا کپی پیست می کنم:

«په خبر نداری.
بازی میشناسم که اگه سه بار از باسش ببازی اول ضعیفش میکنه و اگه بازم باختی کلا برش میداره .

یعنی اند مزخرف بودن یک بازی.

ولی از اونجایی که من خودم یک گیم دیزاین هستم یاید بگم که واقعیت، تنظیم درجه ی سختی بازی فقط با هدف فروش بیشتر بازی به بازی اضافه میشه.

تا مثل دارک سولز نباشه که فقط یک سری هارد کور سفت بشینن بازیش کنن.

میخوان ملت از کوچیک و بزرگ و پیر و جون بخرن بازی رو و اون رو بازی کنن.

البته برای بازیکن هم مهمه که بتونه بازی رو بازی کنه و تو درجه های سختی متفاوت به پایان برسونه.

آقا من تازه با وبلاگت آشنا شدم. خیلی لذت بردم و امیدوارم بازم از مطالبت استفاده ببرم.

در ذمن اگه بتونم بیشتر باهات آشنا بشم که خیلی بیشتر هم خوشحال میشم.

مخصوصا به خاطر مطالب جالبی که در مورد عناصر داستانی نوشتی.
که اگه تو هر کدومش به معنای واقعی کلمه وارد باشی میتونم ( به معنای واقعی کلمه) ازت استفاده ببرم .

اگه تو تلگرام هستی این شماره ی منه

09171843886»

در جواب باید بگم که نظر لطفته. خبر خوب اینه که عناصر داستانی به صورت گسترده تر در شرف چاپ شدنه. از همین جا پیگیر اخبار متعاقب باش.

راستش من موبایل ندارم. ولی اگه سوالی یا نکته ای هست این آدرس ایمیلمه: fazsan@yahoo.com
پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 12 مهر 1393 09:30 ب.ظ
هممم... البته بیشتر از این نظر خیلی به نظرم تأثیر گذار بود که إحتمالاً برای من أولین بازی در نوع خودش بود که واقعاً یه داستان اورجینال داشت وگرنه اونقدرام مالی نبود. با این حال مرگ جاکومو خیلی برام دردناک بود (آخرشم نفهمیدم که فداکاری بود یا وسوسة قدرة بیشتر).
ها راستی سری وارکرفت رو یادم رفت بگم. البته من به شخصه کتاباش رو خیلی خیلی بیشتر دوس دارم تا بازیش (بیشتر از همه طلوع هورد رو).
ببین عذر میخوام ازت که مث روح سرگردان ول شده م تو این وبلاگ... از مطالبت خوشم میاد و ذاتاً یه جوری ام که نمیتونم چیزی رو بخونم ولی إظهار نظر نکنم (البته اگه زمینه ی فکری در موردش داشته باشم نه اینکه همینجوری یه چرتی بگم و برم).
پاسخ Farbod Azsan : نه آقا این چه حرفیه. هدف اصلی ایجاد وبلاگ برقراری ارتباط با کسایی بود که با خودم علایق مشترک دارن.
پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 12 مهر 1393 04:48 ق.ظ
واقعاً این بازیائی که داستان خیلی قوی یا شخصیتای تأثیر گذار دارن ظالمانه ن (ینی وختی قراره تموم بشن آدم نمیخواد باور کنه و دل بکنه). به شخصه گوتیک رو بازی نکرده م ولی امشب یه بازی visual novel رو تموم کردم [البته یکی از پایان هاشو] و فک میکنم تا یه هفته ای دپرس باشم (آخراش تقریباً گریه افتاده بودم!). فک میکنم بازیهای MMO از این نظر یه جورائی بهترن (لاأقل برای من).
ولی در زمینه ی داستان پردازی و ایده های جالب من این بازیا رو خیلی قبول دارم:
سری command & conquer
سری red alert (این یکی واقعاً داستان جالبی داره)
rise of legends (یادمه آخر این یکی واقعاً گریه کردم؛ اونم خیلی زیاد!)
همچنین age of empires 3 (فقط نسخة أصلیشو میگم. دو تا پک بعدیش میشه گفت صرفاً مضمون تاریخی داشتن)
البته چون از بچگی فقط طرفدار بازیای استراتژیک بودم همین 4 تا رو گفتم. این بازیا یه ضعفی که دارن اینه که عموماً یه دوران یا ماجری تاریخی رو بررسی میکنن و کمتر پیش میاد که یه داستان جذّاب و شخصیتای به یاد موندنی داشته باشن.
پاسخ Farbod Azsan : «rise of legends (یادمه آخر این یکی واقعاً گریه کردم؛ اونم خیلی زیاد!)»

آقا اینو که گفتی دلم واقعاً سوخت. ROLو تا آخرین campaignش رفته بودم، بعد ویندوزمو عوض کردم و سیواش پاک شد، واسه همین هیچ وقت نتونستم پایانشو ببینم.
مهراد
شنبه 13 اردیبهشت 1393 10:05 ب.ظ
خب بهتون پیشنهاد میكنم كه از امولیتور ds استفاده كنید. چون این یكی از بازی هایی هستش كه داستانش رو به هیچ وجه نباید از دست بدید. البته بازی جدیدش روی 3ds عرضه شده كه امولیتور نداره و یه قسمتش هم فقط به زبان ژاپنی منتشر شده ولی بازی كردن بقیه اش خالی از لطف نیست.
پاسخ Farbod Azsan : با این که خیلی مشتاق استفاده از emulator نیستم، ولی اگه وقت کردم حتماً امتحانش می کنم. ممنون.
مهراد
شنبه 13 اردیبهشت 1393 09:13 ب.ظ
سلام دوباره.
میخواستم بگم اگه ممكنه درباره سری ace attorney هم بنویسید ( از اونجایی كه این بازی هم تقریبا توی ایران ناشناختست كه به خاطر پلتفرمشه. ). شمارو نمیدونم ولی از نظر من داستان هر شماره از این سری با ظرافت تمام نوشته شده و از اكثر المان های داستان نویسی كه شما زحمت كشیدید به ما معرفی كردید مثل تفنگ چخوف یا پیچش پیرنگ توش به شكل حرفه ای استفاده شده. ازتون درخواست دارم این سری رو هم تحت بررسی قرار بدید.
پاسخ Farbod Azsan : ُسلام.

اتفاقاً Ace Attorney یکی از بازیایی بود که ایده ی کلیش برام جالب به نظر می رسید، ولی به خاطر همین پلتفرمش به قولی نزد ما هم مهجور موند، چون من فقط رو PC بازی می کنم.
سمکو داودی
جمعه 12 اردیبهشت 1393 03:16 ب.ظ
نه منظورم این بود مثلا مرحله اینجا چیکار کنیم اینجور سوالات از همدیگه بکنیم(یه پست باشه معرفی بعد ما بیام مسائل و دانسته هامونو به همدیگه بگیم
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 03:44 ب.ظ
سلام.
میخواستم بپرسم این مقاله مقاله توسط خودتون نوشته شده یا منبعی هم داشتید؟
یه سوال دیگه هم داشتم. توی "تو كوچه پس كوچه های پاپ كالچر " شما چه چیز هایی رو بررسی میكنید؟
ممنون.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

نه، خودم نوشتم.

توی پست ثابت توضیح دادم:
"هدف از سری نوشته های "در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر" (پاپ کالچر = pop culture = فرهنگ عامه) اینه که توش آثاریو که دوست دارم یا به نحوی توجهمو جلب کردن (و البته مثل ماتریکس یا ارباب حلقه ها شهرت جهان شمولی ندارن) معرفی کنم تا شما عزیزان هم ترغیب بشید و برید بخونیدش/ببینیدش/بازی کنیدش. از هرگونه سوال یا بحثی راجع به اثر مربوطه شدیداً استقبال می کنم."
سمکو داودی
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 02:46 ب.ظ
لطفا درباره ریسدنت اویل 4 هم بنویس
پاسخ Farbod Azsan : RE4 به حدی معروف هست که نیاز به معرفی نداشته باشه. هدف اینجا بیشتر معرفی آثاریه که تو ایران خیلی معروف نیستن یا اگرم باشن، در حد اسم. ولی باشه، اگه فرصتش پیش اومد، راجع به RE4 هم می نویسم.
منتقد
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 11:21 ب.ظ
سلام. این که بشه درجه سختی رو تغییر داد یه مزیت حساب میشه. نمیدونم شما چه طور اینو یه عیب حساب میکنید! اون برنامه نویس بدبخت یه عالمه زحمت کشیده تا تونسته تنظیم کنه که بشه در هر جای بازی این قابلیت رو بذاره در حالی که در بازی Gothic برنامه نویس ها چنین زحمتی رو به خودشون ندادند.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

من نگفتم قابلیت تغییر دادن درجه سختی عیب محسوب می شه. ولی اگه وجود نداشته باشه بهتره.
نه، اتفاقاً ساختن یه گیم-پلی متعادل بدون اعمال کردن درجه سختی کار پیچیده تریه. درجه سختی کلاً به طور غیرمستقیم می خواد بگه : "بازی برات آسونه؟ درجه سختیو زیاد کن. سخته؟ درجه سختیو کم کن." (تازه کاری به این نداریم که خیلی از بازیای جدید رو آخرین درجه سختیم آسونن) اینجوری سازنده داره کار خودشو راحت می کنه. ولی اگه درجه سختی ای در کار نباشه، سازنده ها باید کل بازی رو طوری طراحی کنن که هر قسمتش بازیبازو به چالش بکشه و به قولی این چالش نه شور بشه نه بی نمک.

البته بعضی از بازیا مثل مکس پین 2 یا دیابلو 2 هستن که اگه یه بار تمومشون کنی، درجه سختیای جدید باز می کنن. این مشکلی نداره و اتفاقاً خیلیم خوبه.

کلاً حرفی که می خوام بزنم اینه که وجود درجه سختی ضعف نیست، ولی عدم وجودش، در صورتی که بازی بالانس باشه، مسلماً یه نقطه ی قوته.
sadra
سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 03:47 ب.ظ
همممم بازی بسی جالبی به نظر می رسه. تنکیو بابت معرفی!
متن رو که می خوندم یاد دارک سولز و کلا سری سولز افتادم. بازیشون کردی؟
اما در مورد ابلیوین یا کلا سری الدور اسکرولز نباید جدی باشیم. این سری بازی های لذت بخشی هستن منتها نقش آفرینبی ها افتضاحین. واسه همین به نظرم مقایسه ی این سری با هر نقش افرینی دیگه ای اشتباهه. چون عمق ندارن. یه آبگیر خیلی خیلی بزرگن که هیچ عمقی ندارن.
خوشحال میشم اگه دارک سولزرو هم بازی کردی واسه ی اون هم یه همچین متنی بنویسی. عالی ترین بازی این که بازی کردم و به خاطر این که این بازی من رو یاد اون انداخت حتما بازیش می کنم. ممنونم.
پاسخ Farbod Azsan : Dark Souls رو تموم کردم. Demon Souls هم در کنار Fable 2 تنها بازی های کنسولی هستن که خیلی دوست دارم رو PC پورت بشن. در اولین فرصت راجع به DS هم می نویسم، چون یکی از بازی های مورد علاقه ی خودمم هست.

آره، کسایی که هم Gothic و هم DS و بازی کرده باشن، معمولاً یه رابطه ای بین این دوتا می بینن. هر چند من بعید می دونم سازنده های DS واقعاً Gothic و بازی کرده باشن، ولی اگه از یکیشون خوشت بیاد، به احتمال زیاد از اون یکی هم خوشت میاد.
ایمان
یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 07:29 ق.ظ
آره منم بازی کردم ولی یکی از لایل اینکه زیاد دیده نشد واسه این بود که همزمان با بازی elder scroll: oblivion اومد بیرون و قشنگی اون باعث شد این دیده نشه
پاسخ Farbod Azsan : البته Gothic 3 همزمان با Oblivion منتشر شد، ولی درسته، Gothic همیشه زیر سایه ی Elder Scrolls بوده و هست.
ویراستار!
شنبه 6 اردیبهشت 1393 12:38 ق.ظ
البته الان میبینم مشکل از مرورگر هست! با کروم به صورت "نمونهی" نشون داده می‌شه و در فایرفاکس به صورت "نمونه‌ی".
ولی مطلب قبلی‌تون (روده درازی) نیم‌فاصله‌هاش در هر دو مرورگر مذکور به درستی نمایش داده می‌شن!
پاسخ Farbod Azsan : توی هردوتا مطلبم از فونت وبلاگ استفاده کردم. مشکل عجیبیه.
ویراستار!
شنبه 6 اردیبهشت 1393 12:33 ق.ظ
منظورم نیم‌فاصله بود. ولی بین کلمات نیم‌فاصله هم وجود نداره. مثلا "نمونهی" باید به صورت "نمونه‌ی" نوشته می‌شد. درضمن عبارت "سنگ معدن" یک ترکیب اضافی هست و بین کلمات یک ترکیب وصفی یا اضافی نباید نیم‌فاصله باشه و باید یک فاصله‌ی کامل باشه. مگه این که کلمه مرکب باشه مثل "کتاب‌خونه" که در اون صورت اصلا ترکیب وصفی یا اضافی محسوب نمی‌شه چون نقش‌نمای اضافه نداره.
پاسخ Farbod Azsan : برای من به صورت "نمونه‌ی" نوشته شده. هم با فایرفاکس و هم IE چک کردم. نمی دونم چرا برای شما اینجوری نشون داده می شه.

نمی دونستم. ممنون که به این نکته اشاره کردید.
soulkeeper
جمعه 5 اردیبهشت 1393 11:52 ب.ظ
اشتباه شما همینجاست دیگه
همه ی گیمر ها که مهارتشون برابر نیست با هم که فقط یک درجه سختی جوابگو باشه . نمونش هم بازی های dark souls و demon souls که دهن آدمو صاف می کنن . من خودم فکر کنم تو dark souls مدت زمانی که در حال respawn شدن بعد از مرگ بودم مدتش از کل قسمت های دیگه ی بازی بیشتر بود. که خوب نشون می ده نبودن درجه سختی همواره نکته مثبتی نیست .نقد های gothic رو هم من با اینکه نخوندم اما حاظرم شرط ببندم حداقل چند تاییشون از نبودن درجه سختی های مختلف نمره کم کرده باشن .
پاسخ Farbod Azsan : اتفاقاً وقتی داشتم کامنت پایینیو می نوشتم، همین Dark Souls تو ذهنم بود. الان تموم کردن DS بین گیمرا یه افتحار محسوب می شه. فکر می کنی اگه این بازی درجه سختی داشت، بازم می تونست به این درجه از پرستیژ دست پیدا کنه؟
soulkeeper
جمعه 5 اردیبهشت 1393 11:22 ب.ظ
دیگه خیلی داری در حق oblivion ظلم می کنی
آخه گیمر نمی تونه جلوی خودشو بگیره واسه عوض کردن درجه صختی تقصیر بازی چیه این وسط؟
بعد خلاف کردن هم با رنجوندن فرق داره (البته تا حدی بازی مشکلاتی داره تو این قسمت ولی در حدی نیست که بگی انگشت کوچیکه ی gothic هم نیست)
بعد منم نگفتم gothic مثلا خیلی داغونه (اصلا بازیش نکردم که بخوام نظر بدم حرفم اینه که بگیم oblivion انگشت کوچیکش هم نیست ظلمه
پاسخ Farbod Azsan : به نظرم توی یه بازی بی نقص اصلاً چیزی به اسم درجه سختی وجود نداره، ولی با این حال بازی همیشه متعادله. درجه سختی کلاً نشونه ی عدم اعتماد به نفس تیم طراحی بازیه (درجه سختی ای که بشه وسط بازی عوضش کرد که دیگه جای خود دارد). همه باید با یه چالش یکسان روبرو باشن و مهارت گیمریشون بهشون کمک کنه اون چالشو پشت سر بذارن. گنجوندن درجه سختی یعنی کوتاه اومدن. یعنی این که "آره آقا، ما یه چالشی درست کردیم، ولی اگه شما نتونستی ازش رد شی اشکال نداره. درجه سختی رو بیار پایین."

اگه دقت کنی من گفتم دنیای Oblivion از لحاظ "زنده" بودن انگشت کوچیکه ی Gothic نمی شه، نه این که کلاً Oblivion انگشت کوچیکه ی Gothic نمی شه.

خب ببین هدف از این نوشته هم ترغیب کردن شما بود که بری Gothic رو بازی کنی. به نظرم امکان نداره یه نفر هردوتا بازی رو کامل تموم کنه و بعد بگه Oblivion بهتره.
ویراستار!
جمعه 5 اردیبهشت 1393 10:12 ب.ظ
سلام. متن جالبی بود ولی بین بسیاری از کلمات فاصله ای در کار نبود.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.
احتمالاً مشکل از مرورگرتونه. فاصله ی همه ی کلمات رعایت شده. البته شاید منظورتون به کلماتی مثل "سنگمعدن" باشه. اگه اینطوره که باید بگم این عدم فاصله عمدیه. بهتره بین واژه های مرکب نیم فاصله (ctrl + space) گذاشت.
soulkeeper
جمعه 5 اردیبهشت 1393 09:55 ب.ظ
فربد جان نشد دیگه
الان از این قابلیت هایی که مثال زدی همش توی oblivion هم هست. بعد درجه سختی رو هم آخرش بزاری اوایل بازی واقعا سخت می شهاختلاف نمرات دو بازی در metacritic هم که گویای همه چیز هست. داستانش هم که واقعا چیز خیلی خاصی نداره و از نظر داستان هم عنوان خیلی شاخی نیست. حالا چجوری از نظر شما oblivion انگشت کوچیکه ی gothic هم نیست؟
پاسخ Farbod Azsan : - این حرفو نزن! درجه سختی ای که بتونی هر لحظه با کلیک موس عوضش کنی به درد نمی خوره. چالشی که بازیباز باید خودش به خودش تحمیل کنه بی معنیه.
- شما توی Oblivion می تونی هم رییس Assassin's Guild باشی و هم رییس Fighter's Guild. توی Gothic فقط می تونی طرف یکیو بگیری.
- شما توی Oblivion می تونی هر خلافی انجام بدی، ولی ته تهش یا می ری زندان یا جریمه می دی، بعد همه چی برمی گرده به حالت اولش. توی Gothic (خصوصاً Gothic 3) اشتباهی انجام بدی و کسیو از خودت برنجونی، دیگه نمی شه کاریش کرد.
- Oblivion ظاهراً یه سیستم هوش مصنوعی پویا داره، ولی این سیستم با Gothic قابل مقایسه نیست، خصوصاً با توجه به این که Gothic پنج سال قبل از Oblivion منتشر شد. NPC های Gothic نجاری می کنن، آهنگری می کنن، عصر که شد می شینن کنار آتیش استراحت می کنن، شب که شد قبل از این که بخوابن می رن رو صندلی می شینن. NPC های Oblivion فقط تو شهر راه می رن و بعد می رن خونشون می خوابن. همین.
- همون طور که اشاره کردم، Gothic یه بازی کالته. برای همین طبیعیه که امتیازاش با یه بازی سوپر مین استریم مثل Oblivion اختلاف داشته باشه.
- این داستان بازی نبود، فقط یه پیش زمینه بود؛ ضمناً داستان بازی هرچی نباشه غیرکلیشه ایه و راجع به نبرد بین خوبی و بدی و نجات دنیا نیست.

من خودم از Oblivion بدم نمیاد، ولی به نظرم انصاف نیست یه سری عالی مثل Gothic زیر سایش قرار بگیره.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر