تبلیغات
Trying To Unfreeze - معرفی عناصر داستانی/شماره ی سی و یک: Freudian Trio


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:پنجشنبه 9 آبان 1392-12:52 ب.ظ

معرفی عناصر داستانی/شماره ی سی و یک: Freudian Trio

تریوی فرویدی


جیمز تی کِرک، لئونارد مک کوی و اسپاک از سری پیشتازان فضا؛ یکی از نمادین ترین تریوهای فرویدی در عرصه ی سرگرمی


به عنوان مشهورترین روان‌شناس در طول تاریخ، بسیاری از نظریه‌های فروید – با وجود این که امروزه رد شده‌اند –  در فرهنگ عامه مورد استفاده و موشکافی قرار می‌گیرند. یکی از این نظریه‌ها که بیشتر از بقیه رواج پیدا کرده است، حتی اگر خود مردم متوجهش نباشند، نظریه‌ی اید، ایگو و سوپر ایگو می‌باشد. با توجه به این که این سه اساساً سه المان رقیب در روان انسان می‌باشند، تعمیم دادنشان به گروهی سه نفره (همان تریو) کار آسانی است؛ به طوری که هر شخصیت نماینده‌ی یکی از این سه المان باشد. به عبارت دیگر، یک تریوی فرویدی.

ولی اید، ایگو و سوپر ایگو دقیقاً چه هستند؟ نظر فروید این بود که روان انسان از سه بخش تشکیل شده که تعاملشان با یکدیگر رفتار آن شخص را تعیین می‌کند. به طور کلی، اید وظیفه‌ی رسیدگی به تمایلات غریزی را دارد، سوپر ایگو علاقه به ایجاد الگویی اخلاقی را که منطبق با هنجارهای جامعه است دارد و ایگو نقشی واقع‌گرایانه و منطقی را ایفا می‌کند. برای درک بهتر این مطلب، در زیر توضیحی کوتاه راجع به هریک ارائه می‌شود:

اید: اگر بخواهیم ساده بگوییم، اید شامل تمایلات بنیادین و غریزی انسان می‌شود و او را به سمت لذت سوق می‌دهد. اگر روان بشر فقط شامل اید بود، عملاً با حیوان هیچ فرقی نداشت. طبق تعاریف، اید هم آشفته است و هم کاملاً ناخودآگاه. هیچ‌کس نمی‌تواند خودآگاهانه فقط با تکیه بر اید رفتار کند. اید راجع به چیزی قضاوت نمی‌کند. در نظر آن خوبی و بدی و اخلاقیات هیچ‌کدام معنایی ندارند.

در نظر فروید، اید دو غریزه‌ی بنیادین دارد که در نقطه‌ی مقابل هم قرار دارند، ولی تاثیرشان به یک میزان محسوس است: غریزه‌ی زندگی و غریزه‌ی مرگ. غریزه‌ی زندگی میل به ساختن است؛ به طور کلی‌تر، میل به ایجاد رضایت و بارور کردن موجودات ارگانیک. این ایجاد رضایت توسط هر چیز لذت‌آوری تامین می‌شود. از طرف دیگر، غریزه‌ی مرگ توسط خصومت ابراز می‌شود؛ میل برگرداندن زندگی ارگانیک به مرگ.

می‌توان گفت که موجودات بی‌شعور کاملاً بر اساس ایدشان رفتار می‌کنند، چون توانایی کنترل طرز تفکر والاتری را که سوپر ایگو و ایگو کنترل می‌کنند ندارند. از موجود باشعوری که اعمالش کاملاً توسط ایدش کنترل می‌شود، اغلب به عنوان یک فرد "جامعه ستیز" یا "روانی" یاد می‌کنند.

سوپر ایگو: برخلاف اید، سوپر ایگو اساساً وجدان منتقد و اخلاق‌گرای یک فرد می‌باشد. در حالی که اید خشنودی و رضایتی ساده را می‌طلبد، سوپر ایگو از فرد درخواست می‌کند رفتارش را بر اساس چیزی تنظیم کند که از لحاظ اجتماعی قابل‌قبول است. سوپر ایگو تمایلات اید را مورد انتقاد قرار می‌دهد و اخلاقیات و درک فرد را از درست و غلط کنترل می‌کند. به طور افراطی‌تر، نظر فروید این بود که سوپر ایگو نمادی از یک پدر درونی است که بدرفتاری‌های فرد را مورد سرزنش قرار می‌دهد و او را ملزم به یادگیری چیزی می‌کند که مقررات و فرهنگ جامعه از او انتظار دارد.

شخصیتی که کاملاً بر اساس سوپر ایگویش عمل می‌کند، شخصیتی است که اعمالش کاملاً بر اساس هنجارها و انتظارات اجتماعی بنا شده‌اند. این گونه شخصیت‌ها اکثراً کم‌عمق و کوته‌بین به تصویر کشیده می‌شوند، چون نمی‌توان همه را راضی نگه داشت.

ایگو: شاید نزدیک‌ترین چیز به ذهن هوشیار انسان  ایگو باشد. ایگو بخش سازمان‌یافته‌ی هوشیاری انسان است و باقی بخش‌های روان را منسجم و فعال نگه می‌دارد. با این که امروزه عموماً ایگو را میانجی مرکزی خواسته‌های در حال رقابت اید و سوپر ایگو می‌دانند، فروید آن را یک واسطه در یک سلسه حساب می‌کرد؛ چیزی که خواسته‌های خودخواهانه‌ی اید را می‌گیرد و آن را طوری تنظیم می‌کند که هم با انتظارات سوپر ایگو و هم با شرایط دنیای واقعی هماهنگ باشد. اگر هم ایگو دست از پا خطا کند، سوپر ایگو آن را با حس گناه، اضطراب و تحقیر مجازات می‌کند. بدین ترتیب می‌توان گفت به جای این که ایگو تعادلی بین اید و سوپر ایگو باشد، توسط اید نیرو می‌گیرد و توسط سوپر ایگو محدود می‌شود.

حالا پس از این مقدمه‌ی طولانی می‌رسیم به بحث اصلی یعنی تریوی فرویدی. تریوی فرویدی شامل سه نوع شخصیت می‌باشد:
مک‌کوی: شخصیتی که اعمالش توسط غرایز و احساساتش کنترل می‌شوند. (اید)
اسپاک: شخصیتی که دغدغه‌اش پیروی از قوانین و هنجارهای اجتماعی است  یا به طور خاصی منطقی و بی‌احساس می‌باشد. (سوپر ایگو)
کِرک: شخصیتی که بین مک‌کوی و اسپاک تعادل برقرار می‌کند و در صورتی که با هم متحد باشند، اکثر مواقع راه‌حل سومی پیدا می‌کند تا این دو فویل هر دو راضی نگه داشته شوند. (ایگو)

در طول زمان ممکن است ویژگی این دو فویل بیشتر و بیشتر شدت یابد؛ در حدی که یکیشان به قدری احساسی شود که دیگر منطق را کنار بگذارد و دیگری به قدری منطقی و سرد شود که حتی شاید از هنجارهای اجتماعی که این رفتار سرد را نقض می‌کنند نیز چشم‌پوشی کند.

تعدادی از تریوهای فرویدی در آثار داستانی معروف:


Captain America (Ego), Iron Man (Superego), Thor (Id) / The Avengers
Blondie (Ego), Angel Eyes (Superego), Tuco (Id) / The Good, the Bad and the Ugly
  Diego (Ego), Manny (Superego), Sid (Id) / Ice Age
(  Frodo (Ego), Samwise (Superego), Gollum (Id
Aragorn (Ego), Legolas (Superego), Gimli (Id) / Lord of the Rings
    John Connor (Ego), T-800 (Superego), Sarah Connor (Id) / Terminator 2
  Harry (Ego), Hermione (Superego), Ron (Id) / Harry Potter
  Renly (Ego), Stannis (Superego), Robert (Id) Baratheon / A Song of Ice and Fire
  Snake (Ego), Otacon (Superego), Raiden (Id) / Metal Gear Solid 2: Sons of Liberty
Thomas (Ego), William (Superego), Ray (Id) McCall / Call of Juarez: Bound in Blood





داغ کن - کلوب دات کام

stbh
شنبه 11 آبان 1392 08:03 ب.ظ
توی مجموعه‌ی دیموناتا با اینکه شخصیت‌های اصلی داستان ۳ تا هستند ولی نمیشه یکیشون رو "اید" حساب کرد.
اینا یک نوع تریوی دیگه هستن یا اصلاً عنصر داستانی محسوب نمیشن یا...؟

پاسخ Farbod Azsan : اتفاقاً شخصیت های دمونتا جزو مثال های تی وی تروپز بودن:

گروبز: اید
کرنال: سوپر ایگو
بک: ایگو

گروبز چون قبل از عمل فکر نمی کنه و به قولی impulsive هست، اید گروه محسوب می شه.
آرتین
جمعه 10 آبان 1392 10:38 ب.ظ
آقا دست درست...
نوشته هات بسیار جالب و آموزنده اند.
الناز
پنجشنبه 9 آبان 1392 11:48 ب.ظ
دقیقا تو خیلی از داستان های معروف این طوریه. ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر