تبلیغات
Trying To Unfreeze - معرفی عناصر داستانی/شماره ی بیست و دو: Motif


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:پنجشنبه 31 مرداد 1392-01:25 ب.ظ

معرفی عناصر داستانی/شماره ی بیست و دو: Motif

موتیف


X=موتیف


موتیف:
- یک مضمون، تِم، ایده و ... که در موسیقی و آثار ادبی و هنری تکرار می‌شود.
- یک فرم یا شکل خاص و یا تکراری در یک طرح؛ مثلاً در یک نقاشی یا روی کاغذ دیواری
- یک مقصود یا خصیصه‌ی غالب بر مقصود و خصیصه‌های دیگر

Dictionary.com

اساساً واژه‌ی موتیف می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد، اما در سرزمین داستان بهترین تعریف برای موتیف، تعریف اول بین موارد بالا می‌باشد؛ چیزی نمادین که دائماً سر و کله‌اش پیدا می‌شود تا تِم اصلی اثر را تقویت کند. عموماً این "چیز" یک جسم فیزیکی است، ولی موتیف می‌تواند خود را از راه‌های دیگر – مثلاً از طریق دیالوگ –  نیز نشان دهد یا حتی می‌تواند یک موتیف دوگانه باشد؛ مثل طرحی روی یک مبل، نشانی روی پیراهن قهرمان یا یک شعار/برچسب تبلیغاتی پشت کامیون/ماشین شخصیت اصلی.

بعضی مواقع تشخیص دادن این که چه چیزی موتیف محسوب می‌شود و چه چیزی خیر دشوار است. ویژگی اصلی آن‌ها این است که بیشتر از یک بار پدیدار می‌شوند و به نوعی حاکی اهمیت می‌باشند. یک صدف حلزونی  به تنهایی موتیف محسوب نمی‌شود، ولی اگر چند دقیقه بعد یک تابلوی نقاشی از دریا و یک آکواریوم پر از ماهی‌های تزئینی نشان داده شوند، صدف حلزونی به یک موتیف تبدیل می‌شود. این اشیاء در کنار هم تِم "دریا" را تقویت می‌کنند.

به طور کلی موتیف از سه طریق به کار گرفته می‌شود:
- یک شیء واحد یا مجموعه‌ای از اشیاء به شدت شبیه به هم که به دفعات متعدد در طول داستانِ نمایشنامه/فیلم/رمان پدیدار می‌شود. در این روش خود شیء به شدت مورد تاکید قرار می‌گیرد، به طوری که شاید حتی چیزی که قرار است شی‌ء نماد آن باشد تحت‌الشعاع خود آن قرار گیرد.
- مجموعه‌ای از اشیاء یا نمادهای مربوط به هم که پشت سر هم پدیدار می‌شوند. معمولاً این محبوب‌ترین گزینه است، چون در آن هم خود موتیف اهمیت پیدا می‌کند و هم تاکید اصلی روی تِم باقی می‌ماند.  
- مجموعه‌ای از اشیاء که در نگاه اول به هم مرتبط به نظر نمی‌رسند، ولی اگر با دقت بیشتری آن‌ها را بررسی کرد، یک شباهت زیرپوستی دارند که تِم را تقویت می‌کند. مثلاً یک گربه‌ی سیاه، نمک ریخته شده و چتری که در یک محیط بسته باز باشد همگی به تِم بدبیاری اشاره می‌کنند. نسبت به دو مورد قبلی یافتن این گونه موتیف‌ها سخت‌تر است و به دقت بیشتری نیاز دارد.

در ادبیات، تلویزیون یا سینما در موارد بسیار بسیار نادری پیش می‌آید که خود موتیف تِم داستان است. مثلاً نشان دادن یک رز پژمرده در باغ یک خانه حاکی از این است که رابطه‌ی رمانتیک زوج ساکن در آن شکراب است، ولی در داستانی که مضمون اصلی آن باغبانی باشد، نشان دادن رز پژمرده نشان‌دهنده‌ی عدم توانایی باغبانی است که مسئولیت نگه‌داری از رز را بر عهده دارد. همان‌ طور که از مثال مشخص است، استفاده از موتیف به صورت نمادین بسیار رایج‌تر از از استفاده از آن به عنوان تِم می‌باشد.

تفاوت بین موتیف و نماد:
- نماد یک شیء، عکس، واژه یا صدا است که نماینده‌ی چیز دیگری می‌باشد. موتیف یک تصویر، واژه، سخن، صدا، عمل یا یک ابزار تصویری یا ساختاری دیگر است که هدف استفاده از آن توسعه‌ی یک تم می‌باشد.
- یک نماد می‌تواند یک یا دوبار تکرار شود، ولی یک موتیف دائماً در حال تکرار شدن است.
- نماد می‌تواند به درک چیزی مثل منظور یا ایده کمک کند، ولی کار موتیف این است که به ما کمک کند پی ببریم اثر ادبی مربوطه کلاً راجع به چیست.
- معنی یک نماد به تاریخچه و هدف از استفاده‌اش در اثر ادبی بستگی دارد، ولی معنی موتیف به نحوه‌ و چگونگی استفاده‌اش در آن اثر وابسته است.

تعدادی از موتیف‌های رایج:
- حیواناتی مثل گرگ، عقاب، مار، کلاغ و ...
- حروف، اعداد و نشانه‌های مرموزی که به تدریج معنیشان مشخص می‌شود.
- صفحه‌‌ی شطرنج و مهره‌های آن
- ساقه‌‌ی گیاه و گندمی که آرام تکان می‌خورد و عموماً نشانه‌ی آرامش است. گاهی حشره‌ای هم رویشان دیده می‌شود.  
- شکوفه‌هایی که در هوا معلقند. بستگی به موقعیت استفاده می‌توانند نشانه‌ی شادی یا غم باشند. بیشتر در انیمه از این موتیف استفاده می‌شود.
- صورت‌های فلکی
- ساعت شنی. تقریباً در همه‌ی موارد پس از این که شن‌ها کاملاً از یک طرف به طرفی دیگر ریخته شوند، اتفاقی ناگوار رخ می‌دهد.
- پَر. اگر سفید باشد، نشانه‌ی پاکی و معنویات است؛ اگر سیاه باشد، نشانه‌ی شوم بودن و پلیدی است؛ پر طاووس نشانه‌ی غرور است؛ پر پر زرق و برق و زیبا از هر رنگ می‌تواند نشانه‌ی پرواز و آزادی باشد.
- شمشیری (یا شمشیرهایی) که در زمین فرو رفته است (اند). نشانه‌ی مبارزه و ایستادگی است.
- ققنوس. نشانه‌ی رستاخیز و تولد دوباره می‌باشد.
- رنگین کمان
- فصول
- برج‌ها
- اسب تک‌شاخ
و ...

سه ‌عدد از موتیف‌های برخی آثار داستانی معروف:
- در هری پاتر: ماگل‌ها، امتیاز، قدرت و نفوذ
- در ارباب حلقه‌ها: موردور، وسوسه‌ی حلقه، سفر کردن
- در جنگ ستارگان (سه‌گانه‌ی اصلی): استفاده از رنگ به عنوان ابزاری برای توصیف شخصیت‌ها، موسیقی نواخته‌شده توسط ارکست، سرعت
- در همشهری کین: انزوا، کهولت سن، مادی‌گرایی
- در چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی: خباثت، مجازات،  نامتعارف بودن
- در مکبث شکسپیر: توهم، خشونت، پیش‌گویی
- در دراکولای برام استوکر: خون، تقابل علم و خرافات، نشانه‌های مربوط به مسیحیت




داغ کن - کلوب دات کام

Mosy
دوشنبه 29 تیر 1394 02:12 ب.ظ
چقدر من اینجا ها فعال بودم. این موتیف معادل فارسی نداره؟
فربد کتابی نمی شناسی که توی همین مایه های عناصر داستانی و کلا داستان نویسی باشه؟
نه یه چیز طولانی و خسته کننده.
اگه تونستی تو پست اصلی جوابم رو بده. شاید اینجا نیام دیگه.
پاسخ Farbod Azsan : نه، من معادل فارسی براش سراغ ندارم.

یکم صبر کنی، همین عناصر داستانی قراره به صورت مفصل تر به چاپ برسه.

این جوابو تو پست اصلی هم برات می ذارم.
Mosy
پنجشنبه 2 مرداد 1393 12:41 ق.ظ
یعنی درواقع به کار بردن کلمه ی ماگل برای انسان های عادی باعث ایجاد این تم می شه.
ممنون خیلی بهتر فهمیدم.
Mosy
چهارشنبه 1 مرداد 1393 09:19 ب.ظ
سلام.
آقا من دارم این عناصر رو دوباره دوره می کنم.
الان واقعا توی این بحث موتیف گیج شدم.
توی مثال ها، توی هری پاتر، ماگل ها چه نوع موتیفی هستن؟
چه تمی رو تقویت می کنن؟
هر چقدر بیشتر متن رو می خونم بیشتر گیج می شم.
یا مثلا صفحه ی شطرنج یا ...
کلا نفهمیدم یعنی چی؟
الان بالاخره موتیف خود اون تم هست؟ یا چیزیه که یه تم رو تو داستان ایجاد و تقویت می کنه؟
چون اولین خط می گه : یه مضمون، تم، و ...
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

ماگل ها موتیفی هستن که تِم «خسته کننده بودن دنیای عادی در مقایسه با دنیای جادوگرها» رو تقویت می کنن.

موتیف هم می تونه خود تم باشه و هم چیزی که تِم رو تقویت می کنه.

کلاً حق داری گیج بشی. چون موتیف یکی از پیچیده ترین مبحث های ادبیه.
mosy
سه شنبه 19 شهریور 1392 02:38 ب.ظ
5 جلد به انگلیسی؟؟؟ یا فارسی؟
پاسخ Farbod Azsan : مسلماً به انگلیسی. فعلاً فقط همون دو جلد اول کامل ترجمه شدن.
mosy
سه شنبه 19 شهریور 1392 01:03 ب.ظ
راستی من نوشته بودم اوایل فیلم!!!! منظورم اوایل کتاب بود. من هنوز فیلمش رو ندیدم.
جالب ترین چیز کتاب حس تعلیقی هست که همیشه به خاطر جلو رفتن فصل ها و عوض شدن شخصیت ها در هر فصل به وجود میاد. یه بار می ره رو یه شخصیت توی اون ور وستروس و شاید تا 100 صفحه بعدش هم دوباره برنگرده روی اون شخصیت.
کتاب های آرتمیس هم تقریبا هم شبیه همین نغمه رو چند شخصیت می چرخه و عوض میشه.
کلا ااین کتاب چند جلده؟
پاسخ Farbod Azsan : هفت جلده و تا الان پنج جلدش منتشر شده.
mosy
سه شنبه 19 شهریور 1392 12:00 ق.ظ
خیلی خوبه.
نظرتون درباره این کتاب نغمه ای از آتش و یخ چیه؟
من تقریبا 300 صفحه اول از ترجمه خانم مشیری رو خوندم.
به نظرم خیلی کتاب قشنگیه. خیلی دنیای بزرگی رو تو کتاب به تصویر کشیده، با تعداد بیشماری شخصیت که واقعا در اوایل فیلم معضل بزرگیه. مثلا سبک کتاب هایی که دارن شان می نویسه اینه که عموما تعداد شخصیت ها زیاد نیست و دنیای خیلی بزرگی هم ساخته نمی شه. بیشتر از همون چیز هایی که قبلا بودن تو داستان استفاده می شه. مثلا خیلی کمتر پیش میاد که شخصیت جدیدی وارد داستان بشه. این رو میشه تو سری سرزمین اشباح و نبرد با شیاطینش دید. البته تو کتاب جلاد لاغر دارن شان سعی کرده تا حدودی سبک نوشتنش رو تغییر بده برا همین زیاد کتاب موفقی نشد.
ولی توی نغمه همه چی فرق می کنه.
پاسخ Farbod Azsan : مسلماً یکی از سری های مورد علاقمه. هم داستانش خوبه و هم نگارشش.

دارن دنیای کتاباش محدودن، چون برای کودک و نوجوان می نویسه. ولی نغمه یه سری بزرگسالانست و مسلماً دست مارتین برای خلق یه دنیای پیچیده و گسترده کاملاً بازه. این دوتا رو اصلاً نمی شه با هم مقایسه کرد. البته اینو قبول دارم که تعداد شخصیت های زیاد داستان یه کم گیج کنندست و ممکنه دل آدمو بزنه، ولی با توجه به این که ممکنه هرکدومشون بعداً اهمیت پیدا کنن و حتی به یکی از شخصیت های اصلی تبدیل بشن، این نه یه نقطه ضعف و تلاش گول زننده ی نویسنده برای بزرگ جلوه دادن دنیایی که خلق کرده، بلکه یکی از بزرگترین نقاط قوت کتابه.
mosy
دوشنبه 18 شهریور 1392 01:24 ب.ظ
شما دیگه چه داستان هایی خوندید؟
من تازگی ها دارم سری نغمه ای از آتش و یخ جلد اولش که بازی تاج و تخت هست رو می خونم. خیلی کتاب بلندیه. تقریبا هم اندازه محفل ققنوسه.
این سری زامبی رو هم هنوز شروع نکردم.
خیلی کتاب هست که باید بخونم.
پاسخ Farbod Azsan : من زیاد کتاب خون قهاری نیستم و فقط یه سری از آثار معروف مثل همین هری پاتر، حماسه ی دارن شان، هابیت، نغمه (فعلاً دو جلد اول)، یه سری از کتاب های رولد دال، جادوگر شهر از (که البته چیز زیادی ازش یادم نیست) و ... رو خوندم. ولی تقریباً یه سالی می شه که هم به خاطر علاقه و هم به خاطر رشته ی تحصیلیم (زبان و ادبیات انگلیسی) دارم اطلاعاتمو راجع به کتاب ها بیشتر می کنم و حالا خود کتابو نتونم بخونم، حداقل سعی می کنم اگه اقتباس سینمایی یا مصوری ازش وجود داره، از اون استفاده کنم.
mosy
یکشنبه 17 شهریور 1392 05:30 ب.ظ
شما سری هری پاتر رو خوندید؟ خوب یه جوری اون سگه که همش می بینه نشون دهنده اینه که این داستان با مرگ و بدبیاری همراهه دیگه.و دائما هم اون رو می بینه.
پاسخ Farbod Azsan : آره خب، خوندم (البته خیلی وقت پیش). ولی یه لحظه سر یه چیزی به شک افتادم. رسم بر این نیست که نویسنده خودش مستقیماً به موتیف اشاره کنه و ماهیتشو فاش کنه (همون طور که از مثالای بالا مشخصه). این سگی که می گید، هم روش اسم گذاشته شده، هم این که توی دنیای جادوگری رسماً به عنوان نماد مرگ و بدبیاری شناخته می شه:
http://harrypotter.wikia.com/wiki/Grim

ولی الان که دقیق تر فکر می کنم، می بینم اشاره کردن مانع موتیف بودن یه چیز نمی شه و فقط ظرافت و کیفیتشو کم می کنه.

پس نتیجه می گیریم Grim یه موتیف حیوانیه که تِم بدبیاری و مرگ رو تقویت می کنه. کاملاً منطقی به نظر می رسه. ممنون که بهش اشاره کردید و شرمنده بابت این که اولش جواب غلط دادم. به هر حال این موتیف مبحث بد قلقیه و همونطور که توی متن اشاره شده، بعضی وقتا تشخیص این که چی موتیفه و چی نیست کار سختیه.
mosy
یکشنبه 17 شهریور 1392 05:13 ب.ظ
سلام.
توی هری پاتر و زندانی آزکابان هم فکر کنم اون سگ سیاهی که هری دائما در جاهای مختلف می دید موتیف حساب می شه. چون دائما هم براش بدشانسی می اورد.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.
Grim رو می گید؟ مطمئن نیستم موتیف باشه. چون توی دنیای جادوگری معروفه به این که سمبل مرگ و بدبیاریه. موتیف باید یه کم "زیرلایه ای" تر باشه.
بهاره دادرس
سه شنبه 5 شهریور 1392 11:02 ب.ظ
سلام.......کارهاتون برام واقعا جالب بود...تبریک میگم......تبریک که اینهمه روی کار وقت صرف میکنید...خوشحال میشم از وبلاگ آثار ترجمه و نوشتار ما هم دیدن کنید
ali
پنجشنبه 31 مرداد 1392 02:58 ب.ظ
سلام...
توی فیلم حیثیت(پرستیژ)کریستوفر نولان وجود کلاه توی اول داستان و عصای شعبده بازی هم موتیف محسوب میشه؟!...
پاسخ Farbod Azsan : سلام
.
اگه روی کلاه و عصا به طور خاص و مداومی تاکید بشه، آره هستن، ولی اگه فقط وجود دارن چون شخصیت ها شعبده بازن و این ابزار کارشونه نه.

من پرستیژو خیلی وقت پیش از تلویزیون دیدم و واسه همین جزیئیاتشو به طور دقیق یادم نمیاد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر