تبلیغات
Trying To Unfreeze - Zom-B: Angels


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:دوشنبه 21 مرداد 1392-08:01 ب.ظ

Zom-B: Angels

لینک دانلود نسخه ی فارسی (مدیافایر)

لینک دانلود نسخه ی فارسی
(پیکوفایل)

لینک دانلود نسخه ی انگلیسی

جلد پنجم (زام-بی: بچه) 4 مهر تو انگلیس و 9 مهر تو آمریکا منتشر می شه و ترجمش نهایتاً تا آخر بهمن طول می کشه.



داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : ترجمه ی کتاب 

djgang
دوشنبه 20 آبان 1392 07:23 ب.ظ
واقعا مرسی برای بدون سانسور ترجمه کردن داستان
پاسخ Farbod Azsan : ممنون. البته لازمه اینو بگم که با توجه به این که من خودم ترجمه ایو که به هر شکلی سانسور شده باشه نمی خونم و از قدیم هم گفتن "هر آنچه که برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند"، ناچار بودم. وگرنه من خودم از فحش دادن و بددهنی کردن خوشم نمیاد.
djgang
دوشنبه 20 آبان 1392 07:21 ب.ظ
کتاب خیلی عالی ترجمه شده.با توجه به حرف جناب ترول من الان14 سالمه به نظرم خوشنت ش عالی هست تازه کم هم داره. درباره فحشم اگه4-5 تا فیلم بدون سانسور دیده باشی می بینی زیاد فحش میدن پس میشه گفت فحش چیزه معمولی هست هم اونور اب هم تو ایران.البته شاید شما مثلا کره ماه زندگی میکنید که به فحشا گیر دادی. تازه الان شما باید احترام هم بگذاری همچین مرد گلی پیدا شده بیاد کتاب ترجمه کنه و مجانی بده بیرون شما اینو اگه از مغازه بخای بخری 5 تومان رو شاخشه.
pegah
شنبه 23 شهریور 1392 01:50 ب.ظ
به نظر میرسه همیشه آنلاینید.اگه بخواید من میتونم تو ترجمه بهتون کمک کنم.
پاسخ Farbod Azsan : خودم از پسش برمیام، ولی ممنون بابت پیشنهاد.
pegah
شنبه 23 شهریور 1392 01:17 ب.ظ
با سلام راستش من تازه با وبلاگتون آشنا شدم هنوز یه ماه هم نمیشه.خیلی خوبه ولی دیر به دیر آپ میشه میشه بگید جلد بعدی رو کی ترجمه میکنید؟
و همین طور عناصر داستانی رو از کجا میارید؟
با تشکر!
پاسخ Farbod Azsan : سلام.
موعد ترجمه ی جلد بعدی که همین بالا نوشته شده.
عناصر داستانی رو هم از سایت tvtropes.org ترجمه می کنم.
وبلاگ هم به حداقل هفته ای یک بار به روز می شه. با توجه به این که استمرار داره، نرخ مناسبیه.
امیررضا
یکشنبه 17 شهریور 1392 04:25 ب.ظ
با سلام خدمت دوستان.میخواستم یه نظری در مورد برادر دکتر اویستین بدم.
میدونیم که دکتر طبق گفته خودش مامور شده تا دنیا رو نجات بده و برادرش هم میخواد دنیا رو نابود کنه.اما به نظر من دلقک نمیتونه برادر دکتر باشه.به دو دلیل:

1-اول اینکه اون یه دیوونه به نظر میاد و فقط ساخته شده برای کشت و کشتار و هیچ شباهتی به دکتر نداره.
2-دوم اینکه دکتر با اینکه قصدش خیره ولی مرتکب اشتباهات بزرگی هم شده.ولی دلقک هیچ کار دیگه ای نمیکنه به جز کشت و کشتار.


با این حرفا من فکر میکنم که برادر دکتر همون مرد جغدیه و دارن میخواد دوباره خواننده هاشو غافلگیر بکنه.

خب این نظر منه.شما هم اگه در این مورد نظری دارین حتما بگین.
فعلا خداحافظ
پاسخ Farbod Azsan : حالا این مسائل به کنار، آقای داولینگ ضربان قلب داره، ولی برادر اویستین هم مثل خودش به زامبی تبدیل شده بود. اگه قرار باشه برادر اویستین یه شخصیت مهم باشه، مرد جغدی گزینه ی محتمل تریه.
دارن
یکشنبه 10 شهریور 1392 08:10 ق.ظ
من همونی ام که گفته این کتاب با کتابهای دیگش به هیچ وجه قابل مقایسه نیست اعتراف میکنم زود قضاوت کردم( بعد جلد 1) ولی حالا که 4 جلد تموم کردم هنوزم حماسه دارن و نبرد با شیاطین بالاتر میدونم ولی احترامم و علاقم باز به کتاب بالاتر رفت و میشه گفت نباید باهم سنجیده شن چون سبکشون یه جورایی مختلفند(تو دارن و نبرد با شیاطین به دلیل همذات پنداری بالا با شخصیت اصلی داستان ادم بهتر داستان درک میکرد میدونم تو زامبی نبایدم این طوری میشد واین یه سبکه دیگست (اتفاقا خوب شد چون یه کم شخصیت هاش تکراری شده بودند) ولی با این همه من اونا رو بیشتر دوست داشتم و حتی گروبز ام با اینکه اخرش گرگینه شد و به هر دلیل دوست داشت ادم بخوره ادم باش حال میکرد و درک میکرد ولی در مورد سبک نثرش کاملا موافقم متن سنگین تر و شاید میشه گفت بزرگونه تر شده تو دارن و گروبز اینکه چی خوبه و چی بد راحته ولی تو زامبی ادم بعضی اوقات نمیدونه و نمیتونه نظر مشخص بده که ایا شخصیتهای داستان کار خوبی کردند یا نه .نظرم خیلی طولانی شد ولی به نظرم لازم بود بازم از ترجمه بی مننت ممممممممنون
پاسخ Farbod Azsan : اتفاقاً همذات پنداری با بی هم کار خیلی راحتیه. بی نمونه ی بارز یه نوجوون طغیان گر و دوقطبیه که تو یه شرایط سخت و غم انگیزی بزرگ شده (و این شرایط سخت و غم انگیزم با کمترین جزئیات به بهترین شکل ممکن القا شده، مثل اون قسمتی که مادرش می ره و بعد از این که داشت تقریباً توسط پدرش خفه می شد، دستشو می بوسه). این که هر لحظه ممکنه نظرش عوض شه و خودشم دقیقاً نمی دونه چی کار کنه و چی می خواد همه کاملاً منطبق با ویژگی های نوجوونی هستن که تو این شرایط بزرگ شده و اگه دور و برمونو نگاه کنیم، نمونشو زیاد می بینیم.
جمعه 8 شهریور 1392 10:26 ب.ظ
فربد جان از زحماتت واسه ترجمه واقعا ممنون. ولی منم بانظر حمیدرضا کاملا موافقم به هیچ وجه نمیشه اونو با حماسه دارن شان یا ماجرای گروبزش سنجید ولی در جای خودش کتاب قوی است ضمن احترام به نظرت فربد عزیز
آرین
جمعه 8 شهریور 1392 12:48 ب.ظ
سلام
ممنون کارت خیلی خوب بود من کلی گشتم دنبال یه مشکل نگارشی یا معنایی پیدا نکردم خیلی خوب بود راستی یه خبر برای دوستمون کیون دارم متعاسفانه رهگزران تویه یه خبر گفت که دیگه نمی خواهد کار های دارن شان رو تر جمه کنه ولی کتاب اولش رو می تونی از خود سایت رهگزران دانلود کنی ولی جلدای بعدی هم یه سریع از وبلاگ ها دارن روش مانور می دن ممنون
ترول
سه شنبه 5 شهریور 1392 09:34 ب.ظ
دارن توی زام-بی شهر سوتی داد . بی می گه مغز خوردم و به راهش ادامه می ده و دیگه هم اثری از بالا اوردنش نیست . البته خیلی سوتی خفنی نبود خیلی هم ریز بود ولی سوتی سوتی دیگه
کیوان
دوشنبه 4 شهریور 1392 05:10 ب.ظ
سلام. بابت لینک کتاب انگلیسی ممنون.
خیلی ممنون میشم اگه اخباری درباره ترجمه lady of the shades دارید بگید و اگر نه لینک اینگلیسی اونم بزارید.
بسیار متشکرم.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

http://s4.picofile.com/file/7756462575/Lady_Of_Shades.pdf.html
کیوان
یکشنبه 3 شهریور 1392 01:36 ب.ظ
خدایی کارت خیلی تکه و بابات اون نامه ای هم که به دارن فرستادس خیلی خیال منو راحت کردی.
یه خواسته ای هم ازت داشتم : لطفا هر وقت ترجمه زامبی تموم شد مجموعه شهر هم ترجمه اش رو انجام بده. یا اگه امکانش وجود داره میشه نسخه انگلیسیشو لینکش رو بزاری؟
خیلی خیلی ممنونم.
پاسخ Farbod Azsan : رهگذران دوباره باز شده (با آدرس rahgozaran.ir). احتمالاً خودشون ترجمه ی این سری رو ادامه می دن.

نسخه ی انگلیسیش با فرمت Epub و mobi:
http://www.hipfile.com/1cfpaa3sxygz/DS-TCT.rar.html
سهیل
پنجشنبه 31 مرداد 1392 01:33 ب.ظ
یه خلاصه که داستان رو لو نده
میدونی که منظورم چیه؟
پاسخ Farbod Azsan : اگه قرار بود برای این جلد خلاصه بنویسم، توش حتماً باید به ماهیت فرشته ها اشاره می کردم. بهتره که آدم خودش بره داستانو بخونه و ببینه قضیه چیه. تازه خیلی از این خلاصه ها داستانو برای کسایی که هنوز به اون جلد نرسیدن اسپویل می کنن. برای خودم پیش اومده.
سهیل
پنجشنبه 31 مرداد 1392 12:54 ب.ظ
سلام
فربود جان می گم بد نیست هر جلد رو که میذاری زیرش هم یک خلاصه کوتاه بذاری ها!!
پاسخ Farbod Azsan : این جوری بهتره که. سورپریز می شید.
ترول
چهارشنبه 30 مرداد 1392 11:52 ب.ظ
من 11 سالمه و با خوندن این کتاب حال می کنم. اما به نظرم دارن این کتابو واسه بالای 13 نوشته . 1- خشونت بالا
2-فحش های ناجور (تعریف از خودم نباشه ادونس رو شروع کردم)و با خوندن کتاب انگیلیسی بعضی فحشا در بین نوجوونا رایج نیست
3-تصاویرشم یه جوری بود
شما در ترجمش عالی بودی راستی مترو رو کی ترجمه می کنی
پاسخ Farbod Azsan : الان دارم ترجمش می کنم،ولی این که کی تموم می شه معلوم نیست.
مهبد
چهارشنبه 30 مرداد 1392 01:17 ب.ظ
اقا فربد با تشكر از شما واقعا لطف میكنی.
nymeria
چهارشنبه 30 مرداد 1392 01:16 ب.ظ
واقعا ممنون،دستتون درد نکنه..

تفاوتی که به نظر من این مجموعه با قبلی ها داره اینه که حوادث سریع و بی وقفه اتفاق می افتن..انگار داستان رو دور تنده و همین باعث میشه با شخصیتها(غیر از خود بی) نتونیم ارتباط بگیریم و دوستشون داشته باشیم..برای همین مرگشون هم رومون تأثیر خاصی نمیزاره..از این لحاظ بر عکس دو مجموعه ی قبلیه که شخصیت هارو می شناختیم، یه مدت باهاشون همراه می شدیم و بهشون احساس پیدا می کردیم..برای همین وقتی می مردن هم متأثر می شدیم( مثل مرگ غم انگیز لارتن و درویش) البته این نظر من مربوط به 3 جلد اولیه که خوندم و شاید این روند در جلدهای بعد عوض بشه..

در ضمن نمیشه گفت این یه ایراده..شاید باتوجه به فضای داستان این سبکو انتخاب کرده و به عمد بین ما و شخصیت ها فاصله انداخته..
پاسخ Farbod Azsan : این شاید یه جور ادای دین به آثار زامبی محور هم باشه. چون مثلاً تو این جور فیلما هم شخصیت ها زود می میرن و مخاطب هیچ حسی بهشون پیدا نمی کنه.

در کل واضحه که با این داستان دارن قصد نداره شخصیت هایی بسازه که دوست داشتنی باشن (حداقل نه به صورت کلیشه ای).
store øye
یکشنبه 27 مرداد 1392 09:09 ب.ظ
خیلی ممنون از ترجمه ات. می دانی من دارن شان را دوست دارم اما به نظرم یک نقطه ضعف دارد، تو تمام کتاب ها را بخونی فرق بین شخصیت ها نمی بینی. این موضوع تو دموناتا خیلی نمود داشت، وقتی داستان از زبان گروبرز روایت می شد بک و کرنل خیلی فرق داشتند اما وقتی از زبان آنها روایت می شد تفاوت از بین می رود.
حسام
جمعه 25 مرداد 1392 08:28 ب.ظ
مرسی مرسی مرسی
حمیدرضا
جمعه 25 مرداد 1392 08:12 ب.ظ
فربد جان از اون نظر که حماسه دارن شان نثرش ساده بود و قهرمانش یه نوجوان سیزده چهارده سال بود درست.من اون موقه تازه با دنیای فانتزی آشنا شده بودم و تازه هری پاتر رو تموم کرده بودم و بعد چشمم به اون سری خورد و خیلی از اون کتاب ها خوشم اومد چون قهرمانش یه پسر همس خودم بود و باعث میشد باهاش آدم باهاش همزاد پنداری کنه.ولی این سری زام-بی تکمال اون کتاب ها رو در نثر تموم کرده والبته دارن خواسته زام-بی نسبت به بقیه کتاباش در عین هیجانش واقعی گرایانه تر باشه.
پاسخ Farbod Azsan : منم منظورم همین بود. حماسه این قدر طرفدار داره چون تو یه جوی که طالب همچین داستانی بود خونده شد. در حالی که همچین جوی برای زام-بی وجود نداره.
Milad SPY
جمعه 25 مرداد 1392 03:20 ب.ظ
ادمین واقعا ممنونم ..... همیشه داستان زام بی رو از ای سایت دنبال میکنم ...... واقعا دارن شان رو دوست دارم و همه کتاباشو خوندم به جز سه گانه شهر :| ....... واقعا ازت ممنونم ادمین
جزیره
جمعه 25 مرداد 1392 02:02 ب.ظ
نظرم به خاطر طولانی بودن پرید
می خوام سرمُ یزنم به دیوار
پاسخ Farbod Azsan : درک می کنم. خیلی حس بدیه.

جمعه 25 مرداد 1392 01:09 ب.ظ
خیلی ممنون. خیلی قشنگ بود.
ولی بهتر بود یه جاهایی که خودتون می‌دونید کجاها رو می‌گم سانسور می‌کردید.
پاسخ Farbod Azsan : کلاً از مبحث سانسور متنفرم.
Fateme
جمعه 25 مرداد 1392 12:17 ب.ظ
خسته نباشی خیلی دوست دارم سریعتر خوندنشو شروع کنم...
یاسمن
جمعه 25 مرداد 1392 11:42 ق.ظ
ممنون از ترجمه های خوبتون.
موفق باشید
suriyash
جمعه 25 مرداد 1392 01:59 ق.ظ
چقدر خوشحال شدم الاااااااااااااااااان
حمیدرضا
جمعه 25 مرداد 1392 01:00 ق.ظ
منم با جزیره موافقم.با اینکه موضوع داستان ناب و قشنگه ولی هیجانش خیلی خیلی پایینه نه مثل حماسه دارن شان یا حتی دیمونتا.فکر کنم چون بی دختره نمی تونه زیاد باهاش مانور بده.فکر کنم دارن اینو وقتی نوشته که حوصله نداشته و داشته والکینگ دد میدده یا شایدم نداشتن یه دشمن قوی و مکار در مقابل بی هست(دلقکه هست ولی به جز یه قصاب که مردم رو قلع و قم میکنه بیشتر نیست.).امیدوارم سری های بعدی جذاب بشه.بازم ممنون فربد جان ترجمه ات عالی بود.
پاسخ Farbod Azsan : من همزمان با ترجمه ی زام-بی نسخه ی انگلیسی حماسه رو هم می خونم (خیلی وقت پیش فارسیشو نصفه نیمه خونده بودم) و الانم وسطای جلد 7 هستم. می تونم به جرات بگم زام-بی تفریباً از همه لحاظ از حماسه سرتره، خصوصاً از لحاظ فن نگارش و شخصیت پردازی. با وجود این که داستان جذابیت خاص خودشو داره، ولی نثر حماسه بچه گونه و ملال آوره و شخصیت اصلیش (دارن) هم خیلی خنثی و سطحیه. فصل های filler و زنجیری (قسمت هایی که فقط برای این ساخته شدن تا دو بخش از داستانو به هم وصل کنن) زیاد داره. زام-بی هم این قسمتا رو داره (درواقع می شه گفت همه ی داستانا دارن)، ولی به خاطر نحوه ی توضیح بی به مراتب جالب تر از آب دراومدن.
راجع به هیجان انگیز بودنم تا الان با وجود این که داستان هنوز درست حسابی شروع نشده، یه چندتا قسمت غیرقابل پیش بینی داشتیم (مثل تعقیب و گریز تو مدرسه و مجتمع زیرزمینی، تقابل بی با شکارچیا و ارتش) و خیلیا مردن. اگه با وجود این چیزا به پایین بودن هیجان داستان معترضی، موندم اگه رمانای کلاسیک بخونی چی می گی.

در کل این که بگیم این سری اون قدر بده که با حماسه و دمونتا قابل مقایسه نیست، برای من یه انتقاد کاملاً غیرقابل درکه.

ممنون. نظر لطفته.
جزیره
چهارشنبه 23 مرداد 1392 11:44 ب.ظ
دارن چرا اینجوری شدی؟چرا ته کشیدی؟ من باورم نمی شه!
اگه می خوای یه مینی سریال بسازی برو بگو این فیلم نامم
این سری چطوری کنار دیموناتا و حماسه دارن شان می تونه قرار بگیره
پاسخ Farbod Azsan : دقیقاً متوجه منظورت نشدم جزیره جان. یه کم بیشتر توضیح بده. شان از چه لحاظ ته کشیده و این سری از چه لحاظ اون قدر بده که حتی نمی تونه در کنار دمونتا و حماسه قرار بگیره؟
-----------------------
از همه ی دوستان هم بابت پیغام های محبت آمیزشون ممنونم.
داود
چهارشنبه 23 مرداد 1392 10:18 ب.ظ
به خدا یکی تو دنیا اگه دومی داشت خودم خودم زنده شده اش میکردم
shina
چهارشنبه 23 مرداد 1392 02:32 ق.ظ
هر چند که هر چقدر تشکر کنم کمه ولی خیلی خیلی ممنونخسته نباشی اقا فربد
(بی)عسیسم دلم برات تنگ شده بودبرم کتابو بخونم ببینم در چه حالی (امیدوارم در حال خوردن مغز باشی و بهت خوش بگذره)
هانا
چهارشنبه 23 مرداد 1392 12:58 ق.ظ
من مترجمی میخونم یعنی دلم میخواد ی روزی اخلاق کاریم و ترجمه ام مثل تو بشه!
فوق العاده ای ب خدا!
هرچقدر تشکر کنم کافی نیست.
مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30