تبلیغات
Trying To Unfreeze - آشنایی با اساطیر کثلهو/قسمت هشتم: The Deep Ones


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:جمعه 26 آذر 1395-04:51 ق.ظ

آشنایی با اساطیر کثلهو/قسمت هشتم: The Deep Ones

بهسمت آبسنگهای غمافزا شنا خواهیم کرد و ورطههای تاریک و ژرفناک دریا را پشتسر خواهیم گذاشت تا به شهر  سایکلاپسوار و پُرسُتون یاهاثانِثلِی برسیم؛ و در سکونتگاه عمیقزادگان، غرق در شگفتی و افتخار، تا ابد زندگی خواهیم کرد.

سایهای بر فراز اینزماوث 


املا/معادل (های) فارسی:

1. عمیقزادگان

2. دعجون/داگون/دیگُن/دِیگان

3.  هایدرا

القاب: پدر دعجون (Father Dagon)، مادر هایدرا (Mother Hydra)

تاکنون خدایان و موجودات کثلهو را به صورت تکی بررسی کردیم، ولی وقتش رسیده که به یکی از گونههای جاندار پراهمیت اساطیر بپردازیم.

عمیقزادگان فقط در یکی از داستانهای لاوکرفت حضور رسمی دارند، ولی نویسندگان بسیاری از آنها و ایدهی پشت وجودشان در داستانهای خود استفاده کردهاند.

بیشتر اطلاعاتی که از عمیقزادگان در دست داریم، از رمان کوتاه لاوکرفت «سایهای بر فراز اینزماوث» (The Shadow Over Innsmouth) (انتشاریافته در سال 1936) استخراج شده است. لاوکرفت نظر مساعدی نسبت به داستان نداشت، ولی سایهای بر فراز اینزماوث تنها اثر لاوکرفت بود که در طول زندگیاش به صورت مستقل منتشر شد.

این داستان راجعبه راویای است که توجهش نسبت به شهر ساحلی اینزماوث، واقع در ایالت ماساچوست، جلب شده است؛ شهری که از شهر واقعی نیوزبریپورت الهام گرفته شده است. در طول داستان راوی به تاریخچهی مخفی شهر و ارتباط آن با یک گونهی جاندار آبزی به نام عمیقزادگان پی میبرد.

عمیقزادگان گونهای ماهیمانند هستند که زیر اقیانوسهای سرتاسر زمین زندگی میکنند. هرچند آنها برای مدت زمان طولانی قادر به زیستن روی خشکی نیز هستند. از لحاظ ظاهری بدنشان ساختاری انسانگونه دارد، ولی پوستشان از جنس فلس است و آبشش و چشمهایی ورآمده دارند.

عمیقزادگان از لحاظ بیولوژیکی نامیرا هستند و فقط با اعمال خشونت و آسیب فیزیکی میتوان آنها را از بین برد. به همین خاطر جمعیت عمیقزادگان ساکن در اقیانوسها به طور دقیق مشخص نیست، ولی بدونشک آنها موجوداتی هوشمند هستند و میدانند چطور خود را از نظر مخفی نگه دارند.

عمیقزادگان شهرهای بزرگ زیادی را با مصالح سنگی و تزئینات دریایی همچون صدف ساختهاند. مهمترین این شهرها، یاهاثانِثلِی (Y'ha-nthlei) واقع در آبسنگ شیطان (The Devil’s Reef) در امتداد ساحل اینزماوث است.

ظاهراً اژدرهای شلیکشده از جانب زیردریاییها چندین بار به یاهاثانثلی برخورد کرده و به آن آسیب زدهاند، ولی این شهر همچنان در اعماق اقیانوس پابرجا باقی مانده است.

« یاهاثانثلی» اثر Jonas Anderson

عمیقزادگان عادت دارند با انسانهایی که در جزایر و کنار سواحل زندگی میکنند، پیمان ببندند و معامله جوش دهند.  مطابق با این معاملهها و پیمانها، انسانها موظف هستند در ازای دریافت ماهی و اشیاء قیمتی از جنس طلا از جانب عمیقزادگان، به آنها قربانی انسانی برای کشتن و زنان و دخترانی برای همآغوشی تقدیم کنند.

حاصل این همآغوشی موجودی است به نام عمیقزادهی دورگه (The Deep One Hybrid) که در بدو تولد انسانگونه است، ولی با طی کردن دوران بلوغ و افزایش سن هرچه بیشتر ظاهر و سکنات یک عمیقزاده را پیدا میکند. این تغییر با میل ناخودآگاه عمیقزادهی دورگه به ترک کردن دنیای انسانها و ورود به اقیانوس و پیوستن به عمیقزادگان دیگر همراه است. پس از به وقوع پیوستن این اتفاق، عمیقزادهی دورگه به جاودانگی ویژهی عمیقزادگان نیز دست پیدا میکند. از این الگوی رفتاری میتوان نتیجهگیری کرد که عمیقزادگان قادر به تولید مثل با یکدیگر نیستند و برای گسترش و حفظ کردن بقای خود به انسانها وابستهاند.

لاوکرفت مردی بهشدت نژادپرست بود و بسیاری از طرفداران او، عمیقزادهی دورگه را نوعی تمثیل حاصلشده از انزجار او نسبت به اختلاط نژادی میان انسانها در نظر میگیرند.

«عمیقزادگان دورگه» اثر WA

طبق شواهد موجود، عمیقزادگان حداقل سه خدا را میپرستند: دوتایشان پدر دعجون و مادر هایدرا هستند. راجعبه دعجون و هایدرا نظریهپردازیهایی شده است، ولی توصیه میشود پیرامون چیستی روایت صحیح راجعبه هرکدام به قضاوت خودتان تکیه کنید:

نظریهی اول: دعجون و هایدرا هردو جزو قدیمیگانگان متعال هستند. دقیقاً مشخص نیست آنها مانند قدیمیگانگانی چون کثلهو از فضا به زمین آمدهاند یا روی زمین تکامل پیدا کردهاند، ولی در هر صورت نیاکان اصلی عمیقزادگان محسوب میشوند و نقشی «آدم و حوا» گونه را برایشان ایفا میکنند.

نظریهی دوم: رشد بدنی عمیقزادگان در طول عمر جاودانهیشان هیچگاه متوقف نمیشود و دعجون و هایدرا صرفاً عناوینی افتخارآمیز و توصیفی برای پیرترین و عظیمالجثهترین عمیقزادگان هستند.

خدای سومی که عمیقزادگان پرستش میکنند، کثلهوی متعال است. بنابراین:

نظریهی سوم: دعجون نام یک خدای فلسطینی نیمهماهی/نیمهانسان است که در کتاب عهد عتیق، سامسون، پهلوان یهودی، معبد او را تخریب میکند. با توجه به آبزی بودن عمیقزادگان، دعجون نامی بود که مسیحیانی که تازه با عمیقزادگان آشنا شده بودند (در سایهای بر فراز اینزماوث، سردمداران این مسیحیان شخصی به نام اوبِد مارش (Obed Marsh) است( به خدای آنها اطلاق کردند، بیخبر از آنکه این خدا واقعاً شخص کثلهو است.

البته نظریهی سوم، از لحاظ معتبر بودن، با یک مشکل بزرگ روبروست: لاوکرفت یک داستان کوتاه به نام دعجون نوشته است و راوی این داستان با موجودی که ظاهراً دعجون اشاره شده در عنوان داستان است، برخورد میکند. البته بسیاری شک دارند که این موجود واقعاً خود دعجون باشد، چون در داستان او در حال عبادت کردن به تصویر کشیده میشود، نه عبادت شدن. همچنین در راستای دفاع از این نظریه، از رابرت م. پرایس (Robert M. Price) نقل است:

«وقتی لاوکرفت قصد داشت به قدیمیگانه بودن موجودی اشاره کند، اسمی غیرقابلتلفظ از خودش اختراع میکرد.»

با توجه به اینکه دعجون از منابع آشنای زمینی برگرفته شده است، احتمال اینکه صرفاً لقبی باشد که انسانها برای یکی از خدایان اساطیر انتخاب کرده باشند، تا حد زیادی بالا میرود.

«دعجون» اثر Juan Calle

نظریهی درست هرچه که باشد، در اینکه عمیقزادگان موجوداتی مذهبی هستند، شکی نیست. آنها منجر به تشکیل شدن کالتهای مخفی بسیاری شدند؛ معروفترینشان محفل محرمانهی دعجون (The Esoteric Order of Dagon) است.

عمیقزادگان گونهای خطرناک هستند و از قرار معلوم میتوانند به صورت تلهپاتیک با همنوعان خود در سرتاسر کرهی زمین ارتباط برقرار کنند. هوشمندی، جاودانگی و حقهباز بودنشان آنها را به رقیبانی قابلاعتنا برای بشریت بدل کرده است.

بسیاری از نظریهپردازان توطئه گمان میکنند حکومتهای قدرتمند با عمیقزادگان به توافقهایی با مفاد نامعلوم رسیدهاند تا از وقوع چنین اتفاقی جلوگیری کنند، ولی مدرکی برای اثبات این مدعا در دسترس نیست.

در حال حاضر عمیقزادگان به ارتباط محدود با انسانها در شهرهای ساحلی مهآلود و کماهمیت و گسترش آهسته و پیوستهی جمعیتشان از این طریق قانع هستند. شاید کودکان حاصل از این ارتباط مشمئزکننده در ابتدا میان انسانها زندگی کنند، ولی در آخر سرنوشت تمامشان مختوم به اقیانوسها و رازهای نهفته در اعماقشان است. 




داغ کن - کلوب دات کام

سه شنبه 30 آذر 1395 05:45 ب.ظ
فربد
اگه ممکنه یه پست هم در مورد کتاب نکرونومیکون بزار.
ممنونم
پاسخ Farbod Azsan : قسمت بعدی راجع‌به نکروتومیکونه.
آرتین
یکشنبه 28 آذر 1395 02:10 ق.ظ
فربد ولی ایب تو هل بوی به جز اینها
قدرت تله پاتی
نفس کشیدن در آب و خشکی
مقاومت در برابر زخم ها و جراحات (تقریبا عمر جاودان)
رو هم داره. ظاهرا اولش آدم بوده ، بعد در مراسم مربوط به بازگرداندن یکی از موجودات دریای کهن شرکت میکنه، و خودش تبدیل به موجود نیمه انسان-نیمه ماهی میشه.
به هر حال با داشتن همه این ویژگیها، اینجا نقش مثبت داره نه منفی. شاید چون اول انسان بوده!؟
___________
خوبه، الان فکر میکنم من بچه که بودم انقدر برام از دیو و پری گفته بودند کار خلاف نکنم که یه پا اساطیر کثلهو رو شاخش بود! (البته در نظر و نگاه یه بچه!)
پاسخ Farbod Azsan : به نظرم اینا شباهت‌های ظاهری و سطحیه. وقتی داریم از شباهت حرف می‌زنیم٬ من بیشتر به شباهت ذاتی فکر می‌کنم. مثلاً شباهت Ogdru Jahad به خدایان بیرونی یه چیز خیلی مشخصه٬ چون فلسفه‌ی وجودیشون (یه سری خدای خیلی وحشتناک که خارج از ابعاد زمان و مکان زندگی می‌کنن و کل هستی رو تهدید می‌کنن) با فلسفه‌ی وجودی خدایان بیرونی اساطیر کثلهو کاملاً جوره. ولی یه موجود نایس و متمدن و helpful مثل ایب رو چه به عمیق‌زادگان؟ درسته٬ این شباهت‌هایی که گفتی بینشون هست (خصوصاً قدرت تله‌پاتی احتمال الهام گرفتنو تقویت می‌کنه)٬ ولی بازم می‌گم: شباهت سطحیه. مثل این می‌مونه که بگی عمیق‌زادگان از پری دریایی الهام گرفته شدن.

نقش مثبتش هم فکر نکنم به انسان بودنش ربطی داشته باشه. خود هل‌بوی انسان کلاً انسان نبوده و نیست (ناسلامتی پسر جهنمیه!)٬ ولی خب موجود خیرخواهیه.
جمعه 26 آذر 1395 09:09 ق.ظ
خوشبختانه هر کدوم ۴-۵ تا اسم دارند.
چند جور مرید.
چند جا برای زندگی.
چند وظیفه برای انجام دادن
چند جنوع تیپ و قیافه...
خوب قاطی میشه یکم!
راستی اساطیر کثلهو چندتان؟!
فکر کنم ۱۳-۱۲ تایی باشند، نه؟
خیلی دلم میخواد وقت پیدا کنم، بشینم داستان هاش رو بخونم.مشتاق شدم.
پاسخ Farbod Azsan : خب اسطوره دقیقا‌ً خاصیتش همینه دیگه. باید یه ایهامی از گستردگی و اصیل بودن ایجاد کنی تا مخاطبت قبول کنه با پدیده‌ای روبروئه که خیلی از خیال‌بافی‌های خودش بزرگ‌تر و معتبرتره.

تعداد خداها خیلی زیادن٬ چون ملت بعد از لاوکرفت کلی اومدن اسطوره رو به اشکال مختلف گسترش دادن٬ ولی آره٬ اصلی‌هاش بین ۱۰ تا ۲۰تاست.
Artin
جمعه 26 آذر 1395 09:01 ق.ظ
فربد
منظورم هسته داغ و آتشین زمین بود.
پاسخ Farbod Azsan : می‌دونم منظورت چی بود. آزاتوث و نیارلات‌هوتپ هم اگه توی مرکز زمین وجود داشته باشن، احتمالاً توی هسته‌ی زمینن.
Artin
جمعه 26 آذر 1395 08:59 ق.ظ
فربد
هومم، "تعلیق آگاهانه ناباوری" رو خوندم.
صرفا داشتم مقایسه در ذهن خودم انجام میدادم، کمی جملش رو بلند گفتم، البته در دنیای خودمون هم در ابعاد دیگه موجودات میتونند سفرهای بین سیاره ای داشته باشند.

میدونی این اساطیر کثلهو قدرتمند و تاریک هستند. برای همین بخوام ناباوریم رو به تعلیق در بیارم، دچار یاس و ترس میشم.
پاسخ Farbod Azsan : «میدونی این اساطیر کثلهو قدرتمند و تاریک هستند. برای همین بخوام ناباوریم رو به تعلیق در بیارم، دچار یاس و ترس میشم.»

هدف دقیقاً‌ همینه.
آرتین
جمعه 26 آذر 1395 06:27 ق.ظ
خوب، پس خوب نخوندم
حقیقتش یادم میره تازگی ها.
فربد، اون شخصیت Abe رو Hell boy هم از همینهاست نه!؟
البته فکر کنم اون انسان بود، بعد تبدیل شده بود به جانور نیم انسان نیم ماهی
پاسخ Farbod Azsan : هان٬ خوب بین هل‌بوی و لاوکرفت کانکشن برقرار کردی. چون سازنده‌ی هل‌بوی (مایک میگنولا) به شدت تحت تاثیر لاوکرفته.

البته مطمئن نیستم بشه ایب رو یه‌جور الهام‌گیری مستقیم از عمیق‌زادگان در نظر گرفت. تنها وجه اشتراکشون آبزی بودنشونه. ایب خیلی نایس‌تر و انسانی‌تر از اونه که بشه هم‌سطح عمیق‌زاده‌ها در نظر گرفتش. بیشتر شبیه C3PO می‌مونه.
آرتین
جمعه 26 آذر 1395 05:43 ق.ظ
از نظر فیزیکی فکر میکنم اگه اینها رپ از اعماق بیاریمشون روی سطح آب، به خاطر اختلاف فشار میترکن ها! (البته اگه شبیه به انسان باشند!
_________
فربد
خدایی نداری که در مرکز زمین زندگی کنه
__________
فکر کنم (تا جایی که جافظه یاری بده) این اولین خدایی هست که مستقیم با انسانها در می آمیزه.
به نظر قدرتش نسبت به قبلی ها کمتره.
و احتمالا در دنیای الان ما قدرت کمتری نسبت به گذشته که امکانات دریانوردی پیشرفت نکرده بودند داره.
_________
من اصلا با این سری ارتباط نمیگیرم.
شاید چون بیش از حد نامانوس و دور از ذهنند.
پاسخ Farbod Azsan : «از نظر فیزیکی فکر میکنم اگه اینها رپ از اعماق بیاریمشون روی سطح آب، به خاطر اختلاف فشار میترکن ها! (البته اگه شبیه به انسان باشند!»

شما رو به مقاله‌ی‌ «تعلیق خودآگاهانه‌ی ناباوری» که تو همین وبلاگ منتشر شده ارجاع می‌دم.

شباهتشون به انسان هم منظور از لحاظ ساختار بدنیه (دو چشم و دو دست و...)

ةخدایی نداری که در مرکز زمین زندگی کنه »

اینو داری سارکستیک می‌گی؟ تا الان دوتا خدا معرفی کردیم که احتمال وجودشون توی مرکز زمین در نظر گرفته شده (آزاتوث و نیارلات‌هوتپ).

«فکر کنم (تا جایی که جافظه یاری بده) این اولین خدایی هست که مستقیم با انسانها در می آمیزه.»

حافظه‌ت خوب یاریت نمی‌ده٬ چون یوگ-سوتوث هم با انسان‌ها درآمیخته بود. ضمناً جایی اشاره نشده که دعجون با انسان‌ها درآمیخته. عمیق‌زادگان این کارو کردن و عمیق‌زادگان هم خدا نیستن٬ یه گونه‌ی جاندار هوشمندن٬ مثل انسان‌ها.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر