تبلیغات
Trying To Unfreeze - آشنایی با اساطیر کثلهو/قسمت دوم: Cthulhu


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:چهارشنبه 12 آبان 1395-04:18 ب.ظ

آشنایی با اساطیر کثلهو/قسمت دوم: Cthulhu

نقل است که آنها قدیمیگانگان متعال را میپرستیدند، موجوداتی که در اعصاری بسیار پیشتر از ظهور بشر میزیستند و از آسمان به دنیای جوان نزول کردند. قدیمیگانگان اکنون ناپدیده شدهاند، در داخل زمین و زیر اقیانوسها، ولی بدنهای بیجانشان رازهای نهفته در وجودشان را در خواب به انسانهای نخستین گفتند و از همان موقع فرقهای برای تکریمشان تشکیل شد که هنوز پابرجا باقی مانده است. این همان فرقهای است که به گفتهی زندانیان همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت، نهفته در تلفزارهای دوردست و مکانهای تاریک سرتاسر دنیا، تا روزی که کثلهو، کاهن متعال، از خانهی تاریکش در شهر بزرگ رالیه در زیر اقیانوس برخیزد و دوباره زمین را تحت اختیار خویش دربیاورد. برخی میگویند به هنگام چینش صحیح ستارگان، او ندایی سر خواهد داد، و فرقهی مخفی تا ابد برای آزاد کردن او گوشبزنگ باقیست. 

احضار کثلهو


املا/معادل (های) فارسی: کَثِلهو، کثولهو، کاثالهو، کاتولو، کاتهولو، کاتولهو، کوتولو، کوتهولو، کوتولهو، خزول، خلولحِلو و...

القاب: حالمالکبیر(The Great Dreamer)، خفتهی رالیه (The Sleeper of R’lyeh)، یگانهی خفته (The Slumbering One) ، کثلهوی متعال (The Great Cthulhu)

به احتمال زیاد هرکس که اهل وبگردی باشد، حداقل یکبار به تصویر یا اسم کثلهو برخورد کرده است. این یگانهی باستانی و سبزپوست با فاصلهی زیاد مشهورترین موجود در اساطیر کثلهو است، طوری که با وجود جایگاه پایینترش در مقایسه با مقیاس کیهانی ساز و کار خدایان بیرونی، کل اسطوره به نام او ثبت شده است.

پیش از پرداختن به تاریچهی حضور کثلهو در ادبیات و پیشزمینهی اسطورهای او، باید نکتهای را راجع به تلفظ اسم او و املای فارسی آن گوشزد کرد. لاوکرفت در طول زندگی خود چندین تلفظ مختلف برای اسم او ارائه کرد و از میان این تلفظها ظاهراً دقیقترینشان خَلولحِلو است (با تاکید شدید روی خ هجای اول) ولی رایجترین تلفظ اسم او «کات هو لو» است که مدتها بعد از فوت لاوکرفت رواج پیدا کرد.

دلیل عدم توافق راجع به تلفظ این اسم، تعلق داشتن آن به زبانی بیگانه است که زبان انسان توانایی ادای بسیاری از صداهای آن را ندارد، برای همین هیچ تلفظ یا املایی واقعاً صحیح نیست و هرکس هرطور که آن را بنویسد یا تلفظ کند، به شرط آنکه منظور را برساند، نمیتوان بر او خرده گرفت. بهشخصه املا و تلفظ کَثِلهو را انتخاب کردم، چون علاوه بر اینکه نامتعارف به نظر میرسد، به املای لاتین اسم نزدیک است و ذات بیگانهی آن را منتقل میکند، خواننده برای تلفظ آن چندان به زحمت نمیافتد.

برخلاف باور عمومی، کثلهو حضور پررنگی در داستانهای لاوکرفت ندارد و فقط در یک داستان خودی نشان میدهد، ولی از قضا این داستان معروفترین و تحسینشدهترین داستان لاوکرفت است: احضار/ندای کثلهو (The Call of Cthulhu)، (انتشاریافته در سال 1928) و همچنین برخلاف دیگر داستانهای لاوکرفت که در آن خدایان و موجودات بیگانه و باستانی  فقط مورد اشاره قرار میگیرند، حضور کثلهو در این داستان فیزیکی و فعالانه است، برای همین احضار کثلهو در میان دیگر داستانهای لاوکرفت منحصربفرد است.

طرحی از کثلهو به قلم لاوکرفت (۱۹۳۴)

همانند دیگر داستانهای لاوکرفت، ابزار روایتی احضار کثلهو نامهها، دستنوشتهها و گفتگوهای مختلف است. نقطهی اوج داستان گزارش رویارویی مستقیم یک دریانورد با کثلهو است که از خانهی خود در شهر غرقشدهی رالیه برخاسته و آمادهی وحشتپراکنی است.

نام کثلهو در چندتا از دیگر داستانها و نامههای لاوکرفت مورد اشاره قرار میگیرد، ولی شهرت کثلهو و رالیه بیشتر مدیون نویسندههای دیگری چون آگوست درلث (August Derleth)، رابرت بلاک (Robert Bloch)، چارلز استراس (Charles Stross)، نیل گیمن (Neil Gaiman) و... است که به اشکال مختلف، راجعبه سوگلی قدیمیگانگان متعال (The Great Old Ones) و رالیه، آتلانتیس نااقلیدسیای که در آن زندگی میکند، ایدهپردازی کردند و کثلهو را به مکانها و موقعیتهای مختلفی (از عصر باستان تا روزگار مدرن) انتقال دادند. در حال حاضر میتوان کتابهای زیادی را پیدا کرد که انحصاراً به داستانهای مرتبط با کثلهو اختصاص داده شدهاند.

قبل از پرداختن به پیشزمینهی اسطورهای کثلهو، لازم است یک مساله را روشن کرد: وقتی از اساطیر کثلهو صحبت میکنیم، ایدهی روایت صحیح (Canon) و کاذب (Non-Canon) که در زمینهی آثار ابرقهرمانی و فرنچایزهای بزرگی چون جنگ ستارگان مطرح میشود چندان جوابگو نیست. چون نویسندههای مختلف حکایتهای بسیار متفاوتی از افکار و نیات کثلهو (یا عدم وجودشان) و همچنین تاریخچهی او مطرح کردهاند و این کاری است که خود لاوکرفت بقیه را به انجام آن تشویق میکرد.

اطلاعاتی که در ادامه میآید، اطلاعات پایه و رایج راجع به کثلهو است، ولی شما مختارید هر چه را که دوست دارید راجعبه او باور کنید و البته بنویسید.

محل احتمالی تولد کثلهو سیارهی وورل (Vhoorl) واقع در «میغوارهی بیست و سوم» است. پدر او ناگ (Nug)، پدربزرگ او یوگ-سوتوث، مادربزرگ او شوب-نیگوراث (Shub-Niggurath) و جد او شخص آزاتوث است.

روزی روزگاری او به ستارهی دوتایی زاث (Xoth) سفر کرد و آنجا از طریق جفتگیری به قدیمیگانگان متعال دیگری به نامهای گاثاناتوآ (Ghatanothoa)، ایثوگتا (Ythogtha) و زاث-آماگ (Zoth-Ommog) حیات بخشید.

سپس کثلهو و فرزندانش، به همراه گونهی جاندار دیگری به نام اخترزاد کثلهو (The Star Spawn of Cthulhu) به زُحل و سپس زمین سفر کردند. شرایط تولد یا به وجود آمدن اخترزادها مشخص نیست، ولی به احتمال زیاد کثلهو یا آنها را به وجود آورد یا این بیگانگان که از قابلیت تغییر ظاهر بهرهمنده بودند، به پرستش کثلهوی متعال پرداختند و ظاهر خود را تغییر دادند تا خود را به شکل او دربیاورند و بدین ترتیب کثلهو آنها را به عنوان پیروان خود پذیرفت.

«اخترزاد کثلهو» اثر Fafnirx

اخترزادها بر روی قارهای واقع در اقیانوس آرام فرود آمدند و آنجا، با استفاده از سنگهای سبز عجیب، سازههایی را ساختند که از لحاظ هندسی هیچ شباهتی به سازههای انسانی نداشتند و بدین ترتیب بنای شهر سنگی و بزرگ رالیه ریخته شد.

این بیگانگان به محض رسیدن به زمین، با مقاومتی بلادرنگ از جانب گونهی جاندار دیگری به نام کهنزادگان (The Elder Things) که هزار سالی میشد ساکن سیاره بودند، مواجه شدند. کهنزادگان با جنگ و نبرد بیگانه نبودند، ولی این دو گونهی جاندار با هم به توافقی رسیدند و سیاره را برای مدتی به اشتراک گذاشتند.

کثلهو و اخترزادهایش برای مدتی از آزادیای که سیارهی زمین در اختیارشان قرار داده بود، نهایت استفاده را بردند، ولی بعد از مدتی کثلهو در رالیه به خوابی عمیق فرو رفت. دلیل این اتفاق نامشخص است.

طی مدتی که او در خواب بوده است، گونهی انسان روی زمین تکامل پیدا کرد و کثلهو از طریق رویا با برخی انسانها ارتباط برقرار کرد و بدین ترتیب فرقهی کثلهو شکل گرفت و به تدریج گسترش پیدا کرد.

نهایتاً فاجعهای منجر به فرو رفتن کثلهو، شهر متروکهی رالیه و قارهای که رالیه روی آن واقع شده بود به زیر دریا شد. ماهیت این اتفاق به طور دقیق معلوم نیست: تغییرات ناگهانی در گردش یا چینش ماهها و ستارگان، حملهای از جانب بیگانگان باستانی دیگر و حتی رو کردن سلاحی مخفی از جانب کهنزادگان جزو نظریههای مطرحشده راجعبه علت وقوع این فاجعه هستند.

در هر صورت، کثلهو و اخترزادهایش در زیر اقیانوس گیر افتادند و مجبور شدند برای مدتی طولانی صبر کنند. رالیه چندین بار از زیر اقیانوس بیرون آمده است، ولی مدت این بیرون آمدن کوتاه بوده و رالیه دوباره به زیر آب فرو رفته است.

فرقهی کثلهو طی اعصار طولانی گسترش پیدا کرده است و هنگامی که اعضای آن در خفا با یکدیگر ملاقات میکنند، از روزی سرود میخوانند که رالیه به طور دائمی از اقیانوس سر بیرون میآورد و کثلهوی مخوف دوباره زمین را تحت اختیار خود درمیآورد:

“ph'nglui mglw'nafh Cthulhu R'lyeh wgah'nagl fhtagn”

«فینگلوی منولفح کثلهو رالیه وحنجل فحتگن»

«در منزل خود در رالیه، کثلهو مرده و در خواب، انتظار میکشد.»

همانطور که اشاره شد، کثلهو شناختهشدهترین موجود در اساطیر کثلهو است، تا جایی که نام او با کل اسطوره پیوند خورده است، ولی خود لاوکرفت عبارت «یوگ-سوتوثگری» (Yog-Sothory) را برای اشاره به کلکسیون موجودات و اشیائی که خلق کرده بود ترجیح میداد.

برای محبوبیت کثلهو میتوان دو دلیل ارائه داد:

اولین و مهمترین دلیل ظاهر کثلهو است. کثلهو به هر شکلی به تصویر کشیده شود، بدون زحمت قابل شناسایی است، چون برخلاف بسیاری از خدایان اساطیر کثلهو، ظاهر فیزیکی مشخص و تعیینشدهای دارد.

او اغلب به شکل موجودی شبهانسان و نسبتاً سبزپوست با سر اختاپوس، بالهای اژدها/خفاش مانند روی پشتش و حجم عظیمی از بازوچه روی صورتش به تصویر کشیده میشود.

توضیف ظاهر باقی موجودات در اساطیر کثلهو کمی دشوارتر است و هر نویسنده تصور خود را از آنها ارائه داده است. . یوگ-سوتوث، شوب-نیگوراث و آزاتوث همه اغلب به شکل حجمی بیشکل و نامنظم متشکل از جوش، بازوچه، گوشت، دهان، دندان و اندام نامشخص دیگری توصیف شدهاند. ولی وقتی به تصویر کثلهو نگاه میکنید، تقریباً میدانید که دارید به چه چیزی نگاه میکنید.

این ظاهر مشخص به تثبیت جایگاه کثلهو به عنوان ماسکوت اساطیر کثلهو کمک زیادی کرده است، ولی از طرف دیگر ظاهر او بسیار پویا نیز هست، طوری که در کنار تصاویر متعدد که او را بسیار ترسناک و مخوف جلوه میدهند، عدهای موفق شدهاند از او عروسک‌هایی بسیار ناز و بغل‌کردنی درست کنند!

«رالیه»‌ اثر Decepticoin

دومین دلیل این است که کثلهو تهدیدی بسیار واقعی و قابللمس برای بشر محسوب میشود و برای همین راحتتر میتوان از او ترسید.

لاوکرفت وحشت خود از دریا و اقیانوس را که فوبیایی رایج میان مردم است، پایهی خلق کثلهو قرار داد. درست است که فکر کردن راجعبه وجودیت و جایگاه انسانیت در مقیاس کائنات میتواند بسیار ترسناک باشد، ولی این ترس خیلی دور و ناملموس به نظر میرسد و ماهیتی فلسفی دارد. ترس از اعماق تاریک دریا و اقیانوس و آنچه که ممکن است هر لحظه از آن سر بیرون بیاورد، برای بسیاری از مردم ترسی نزدیکتر، واقعیتر و اضطراریتر است.

ترکیب ناشناخته بودن اعماق اقیانوس و هیولایی عظیمالجثه و خداگونه که در این اعماق به خواب فرو رفته است، راهی بسیار موثر برای به هیجان آوردن تخیل مردم است.

به خاطر این دو دلیل، کثلهو در آثار زیادی مورد استفاده قرار گرفته است: کتاب، فیلم، ویدئوگیم، نقشآفرینی رومیزی، میمهای اینترنتی و... و به همین خاطر کثلهو به بخشی جدانشدنی از فرهنگ عامه تبدیل شده است و اولین برخورد بسیاری از افراد با اساطیر کثلهو شخص شخیص یگانهی خفته است. 





داغ کن - کلوب دات کام

bluZ
جمعه 14 آبان 1395 11:33 ب.ظ
فربئ میشه ی جایی معرفی کنی ک بتونم دانلودش کنم کتابش ترجیحا فارسی
پاسخ Farbod Azsan : اینجا ترجمه‌ی فارسی چتدتا از داستاناش موجوده:‌

http://www.fantasy.ir/news/author/لاوکرافت-اچ-پی
پنجشنبه 13 آبان 1395 11:44 ق.ظ
بوفچه
هیچ من یه مشتری ساده بودم یه عضو دانلود کن میخواستم ببینم که آخر عاقبت نایت سایدچی شد
بوفچه
پنجشنبه 13 آبان 1395 09:20 ق.ظ
خطاب به نفر قبلی:
گودلایف تغییر نام داده به دریمرایز. و آره عضو تیم ترجمه اش هستم. چطور؟ اصلا بگو ببینم کی هستی؟
چهارشنبه 12 آبان 1395 11:02 ب.ظ
ای امان از دست این اصلاحگر موبایل
پیام درست اینه:
بوفچه
احیانا عضو تیم ترجمه گودلایف نبودی؟؟؟؟
چهارشنبه 12 آبان 1395 10:58 ب.ظ
بودجه
احیانا عضو تیم ترجمه گورباچف نبودی؟؟؟؟
بوفچه
چهارشنبه 12 آبان 1395 07:31 ب.ظ
خطاب به نفر قبلی:
آره درسته. قبل از اینکه ماجرای اصلی با اون روزنامه شروع شه.
خطاب به فربد:
بازم بنویس از اینا.
چهارشنبه 12 آبان 1395 06:56 ب.ظ
سیمون آر گرین درزمجموعه نایت ساید بهشون اشاره کرده اگه اشتباه نکنم تو کتاب محقق فراطبیعی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر