Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :
تاریخ:شنبه 22 خرداد 1395-05:32 ب.ظ

Metro 2034


 

مترو 2034

نوبت چاپ:1

شابک:978-600-182-194-3

پدید‌آورنده:دمیتری گلوخوفسکی

مترجم: فربد آذسن

قیمت:290000  ریال

قطع:رقعی

تعداد صفحات:480

کتاب چاپ شده و می‌تونید از کتابفروشی تندیس به آدرس: تهران، خیابان ولی‌عصر، نرسیده به خیابان مطهری، شماره‌ی 1977 بخریدش یا با شماره ی 88913879 و 88892917 تماس بگیرید و سفارشش بدید. اگه تهران باشید، به احتمال زیاد همون روز با پیک براتون ارسالش می کنن (البته هزینه‌ی ارسال به عهده‌ی خودتونه). مثل پست مربتط با مترو 2033 (پست مربوطه)، این پایین به یه سری سؤال احتمالی که ممکنه برای کسایی پیش بیاد که میخوان کتابو بخرن، پاسخ میدم. برای دیدن سوال ها و جواب  هاشون روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

قبل از پرداختن به سؤالها، چندتا نکتهی کلی:

- قابل توجه دوستانی که از نبودن مترو 2033 در کتابفروشیها گله میکردن: کتاب تجدید چاپ شده.

- من قول داده بودم که برای چاپ دوم کتاب رو ویرایش کنم، ولی متأسفانه بهم اطلاع دادن که ویرایش دوبارهی کتاب امکانپذیر نیست، چون لازمهش اینه که براش یه زینک (زینک ورقی فلزی، پلاستیکی یا کاغذی با ابعاد مشخص است که در لیتوگرافی طرح مورد نظر برای چاپ را روی آن کپی می‌کنند؛ منبع: ویکیپدیای فارسی) جدید درست کنن و این برای انتشارات به صرفه نیست. برای همین بابت اشتباهات املایی، نگارشی، تایپی و... مترو 2033 عذر میخوام و امیدوارم خیلی آزاردهنده نباشن.

- من قبلاً خبر داده بودم مترو 2035 بازنویسی گستردهتر داستان بازی Metro: Last Light هست. ظاهراً در ابتدا قرار بوده کتاب همچین ماهیتی داشته باشه، ولی از قرار معلوم و طبق گفتهی کسایی که نسخهی روسی رو خوندن، نظر دمیتری گلوخوفسکی عوض شده و تصمیم گرفته یه داستان جدید بنویسه که شخصیتهای اصلیش آرتیوم (از مترو 2033) و هومر (از مترو 2034) هستن.

مترو 2034 چیه؟

مترو 2034 یه دنباله برای کتاب علمی-تخیلی پساآخرالزمانی مترو 2033 هست که سال 2009 به زبون روسی منتشر شد و سال 2014 هم ترجمهی انگلیسیش توی بریتانیا و آمریکا در دسترس کتابخونای انگلیسیزبان قرار گرفت. برخلاف مترو 2033، مترو 2034 در قالب ویدئوگیم اقتباس نشده، ولی بعضی از جنبههای پیرنگش (که من قصد ندارم اسپولیشون کنم) توی Last Light مورد استقاده قرار گرفتن.

مترو 2034 راجع به چیه؟

توضیح پشت جلد کتاب:

سال 2034 است. از حوادث وادنخا و مأموریت آرتیوم و همراهانش که به نابودی موجودات تاریکی و زیستگاه‌شان منجر شد، یک سال سپری شده است.

در آن سوی دیگر مترو، ساکنین ایستگاه سِواستوپولسکایا روزانه در حال دست و پنجه نرم کردن با تهدیدات و مشکلات جور واجور هستند. سرنوشت ایستگاه‌شان به محمولهی مهماتی است که رو به اتمام است. مفقود شدن کاروانهای عازم به ایستگاه‌شان و قطع شدن خطوط ارتباطی با ایستگاههای دیگر هرچه بیشتر از قبل آنها را به آستانهی نابودی نزدیک کرده است.

برای حل این مشکلات، گروهی کوچک به مأموریت اعزام میشوند: احمد جوان، هومر پیر که رؤیای ادیب شدن و جاودانه کردن بخشی از تاریخ را که خود در آن زندگی میکند در سر دارد، و در آخر شکارچی که زمانی در میان موجودات تاریکی گم شده بود، ولی اکنون با هویتی جدید و غیرمنتظره به جمع انسانهای مترو بازگشته است. در طول سفرشان، ساشا، دختر مردی تبعیدشده که قبلاً فرماندهی یک ایستگاه را بر عهده داشته، به آنها ملحق میشود.

با کشف آثار یک بیماری مرگبار که در صورت گسترش یافتن، امنیت کل ساکنین مترو را به خطر خواهد انداخت، مأموریت این گروه کوچک وارد فاز جدید و حیاتی میشود و در صورتی که در انجام آن با شکست مواجه شوند، قربانیان ناکامیشان دیگر به ساکنین سواستوپولسکایا محدود نخواهد شد... 

ساختار کتاب چجوریه؟

مترو 2034 از 18 فصل اسمدار بعلاوهی یک مؤخره تشکیل شده و هر فصل حدوداً بین 6000 تا 8000 کلمهست. راوی سوم شخص از نوع دانای کل محدوده، ولی برخلاف مترو 2033، راوی بین چندتا شخصیت مختلف در حال شیفت شدنه و روی یک نفر خاص تمرکز نداره.

محتوای کتاب دقیقاً چیه؟

برخلاف مترو 2033، مترو 2034 ساختار اپیزودیک نداره؛ توی مترو 2033 آرتیوم در حال ورود و خروج به پیرنگهای فرعی مختلف بود که در ظاهر ربط و پیوستگی چندانی با هم نداشتن، برای همین فاز رمان هم یه چیز ثابت نبود. مثلآً یه قسمت سکانس وحشتآور بود، یه قسمت بحث فلسفی/مذهبی، یه قسمت دنیاسازی راجع به متروی مسکو و... ولی توی مترو 2034 با یه پیرنگ و روایت ثابت و واحد طرف هستیم و برای همین نمیشه مثل کتاب اول محتواشو درصدبندی کرد.

حذفیات و رقیق‌سازی‌های کتاب چیان؟

ترجمه مطلقاً هیچ حذفیات یا رقیقسازیای نداره. حتی در حد یک کلمه. اشاره به الکل هم که توی کتاب اول به نوشیدنی تغییر پیدا کرده بود، تو کتاب دوم دستنخورده باقی مونده.

ترجمهی فارسی از نسخهی اصل روسی ترجمه شده یا از ترجمهی انگلیسی؟

از ترجمهی انگلیسی

برای چاپ اثر از نویسندهی کتاب اجازه گرفته شده؟

بله. مترو 2034 هم مثل مترو 2033 با رضایت دمیتری گلوخوفسکی به چاپ رسیده. این دفعه اجازه از نویسنده تو خود کتاب هم ذکر شده (تو صحفهی مربوط به اطلاعات فیپا). توی لینک زیر ترجمهی فارسی مترو 2033 رو میبینید که بین  ترجمههای رسمی دیگه فهرست شده:

http://www.nibbe-wiedling.de/authors/glukhovsky/backlist.html

این هم لینک اینستاگرام گلوخوفسکی که توش چاپ کتاب رو اعلام کرده:

https://www.instagram.com/p/BGhRDTwNKXD/?taken-by=glukhovsky

کیفیت ترجمه و ویرایش در چه حده؟

لینک دانلود اسکن فصل اول کتاب:

http://s6.picofile.com/file/8255344276/Metro_2034_Chapter_1_Farsi.pdf.html

لینک دانلود ترجمهی انگلیسی برای مقایسه:

 http://s6.picofile.com/file/8255358200/Metro_2034_by_Dmitry_Glukhovsky.pdf.html

البته توی ترجمهی انگلیسی بالا اسامی روسی (اسم ایستگاهها، اشخاص و...) سادهسازی شده، ولی من برای وفاداری به ترجمهی کتاب اول و البته روسی بودن ستینگ داستان از تلفظ اصلی روسیشون استفاده کردم.

آیا برای خوندن مترو 2034، لازم هست مترو 2033 رو هم خونده باشم؟

بالاتر گفتم مترو 2034 دنبالهای برای مترو 2033 هست، ولی درستترش اینه که بگم مترو 2034 یه داستان مستقله که تو یه دنیای مشترک با دنیای مترو 2033 اتفاق میافته. ارتباط دوتا رمان با هم کمه و بزرگترین نقطهی اتصالشون شخصیت شکارچیه؛ که تازه اونم تو رمان جدید خیلی تغییر کرده و عملاً یه شخصیت جدیده. برای همین نه، لازم نیست. در واقع اگه مترو 2033 رو نخونده باشید، شاید بتونید بهتر ازش لذت ببرید، چون ارتباط خیلی کمرنگ با کتاب قبلی ممکنه تو ذوق بعضی از طرفدارا بزنه. ولی خب با توجه به اینکه مترو 2035 قراره نقطهی اتصال دوتا کتاب باشه، میشه قضیه رو نادیده گرفت.

چرا خیلیا از کتاب خوششون نیومده؟

من خودم نگران این بودم که بازخورد نسبتاً ولرم کتاب خصوصاً بین کتابخونای انگلیسی معنیش اینه که مترو 2034 رمان خوبی نیست. ولی خب وقتی کتابو خوندم، خیالم راحت شد. کتاب از بعضی لحاظ نسبت به مترو 2033 پیشرفت هم داشته. مهمترین پیشرفتش در زمینهی نثر و نگارشه. مترو 2033 بعضی جاها یکم شلخته بود و به قولی آهنگ روایی (یا pacing) حسابشدهای نداشت. ولی مترو 2034 در این زمینهها خیلی بهتره. البته حدس میزنم علاوه بر بیشتر شدن تجربهی گلوخوفسکی در امر رمان نوشتن، ترجمهی انگلیسی به مراتب بهتر مترو 2034 توی تر و تمیز جلوه دادن کتاب مؤثر بوده باشه. ولی خب اگه بخوام ریشهیابی کنم که چرا خیلیا از کتاب خوششون نیومده، میتونم بگم یکی از مهمترین دلایلش اینه که مترو 2034 یه رمان ادبیه (literary fiction) در لباس یه رمان علمی-تخیلی؛ به این معنا که ستینگ داستان علمی-تخیلیه، ولی عناصر علمی-تخیلی و کلاً ماوراءالطبیعهش کمن (به مراتب کمتر از مترو 2033) و تمرکزش بیشتر روی واکاوی آدمها و تشریح دینامیک روابط بین شخصیتهای اصلیه (کتاب حتی یه پیرنگ فرعی رومنس هم داره، در حالی که تو کتاب اول عملاً شخصیت مؤنث نداشتیم، چه برسه به رومنس). به خاطر همینم هست که نتونستن ازش بازی اقتباس کنن. کتاب از این لحاظ خیلی به رمانهای رئالیستیک روسی قرن نوزدهم شباهت داره. به همین دلیل خیلی از کسایی که با دید یه رمان علمی-تخیلی پساآخرالزمانی برن سراغ مترو 2034، شاید شخصیتمحور بودن کتاب یکم دلسردشون کنه، چون اون چیزی نبوده که انتظارشو داشتن.

قصد ترجمهی مترو 2035 رو هم داری؟

بله. هروقت ترجمهی انگلیسیش اومد، ترجمه رو شروع میکنم.

سؤال دیگهای بود در خدمتم. 




داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب :

پنجشنبه 11 شهریور 1395 05:38 ب.ظ
کاملا درسته ۲۰۳۴ از خیلی از علمی تخیلی هایی که خونده بودم اثر بهتری بود....اما کلا چیزی که من خیلی تو ۲۰۳۳ دوستش داشتم همون گفتگو های فلسفی تو کتاب بود که به سوال های بی پاسخی در مورد ماهیت مترو و کلا زندگی ختم میشد که تو ۲۰۳۴ این بخش خیلی کم رنگ شده بود ... واسه همین خیلی ضد حال خوردم .... یه چیز دیگه اینکه تک راوی بودن ۲۰۳۳ هم به مذاق من بیشتر خوش اومد... به ادم حس خوندن یه الیس در سرزمین عجایب وحشتناک رو میداد....اما به طور کلی با این حرف شما که ۲۰۳۴ کتاب استخون دار تر و از نظر ادبی ارزشمند تره موافقم ... اما از نظر جذابیت به نظرم یه قدم از ۲۰۳۳ عقب تره
پاسخ Farbod Azsan : به نظرم لازمه‌ی لذت بردن از ۲۰۳۴ اینه که اصلاً با ۲۰۳۳ مقایسه‌ش نکرد. چون از ریشه سعی داره کار متفاوتی انجام بده. همون‌طور که این بالا گفتم٬ ۲۰۳۳ ساختار اپیزودیک داشت، ولی ۲۰۳۴ ساختار یه رمان استاندارد رو داره٬ برای همین حجم زیادی از ۲۰۳۳ می‌تونه به بحث‌های فلسفی و دنیاسازی راجع به مترو اختصاص پیدا کنه٬ ولی ۲۰۳۴ مجبوره که با آهنگ روایی ثابت پیرنگ رو ببره جلو.

کلاً‌ به ۲۰۳۴ به چشم یه رمان مجزا نگاه کن که تو دنیای مترو واقع شده٬ نه دنباله‌ی ۲۰۳۳. اینجوری منصفانه‌تر می‌شه راجع بهش قضاوت کرد.
پنجشنبه 11 شهریور 1395 11:13 ق.ظ
راستش من وقتی ۲۰۳۴ رو خوندم واقعا اعصابم داغون شد...چون گلوخوفسکی هر چی تو ۲۰۳۳ ساخته بود اینجا نابودش کرد...نه مثل ۲۰۳۳ حس تعلیق و هیجان به ادم دست میداد و نه اون تیکه های فلسفی مسخ کننده رو داشت و نه اون حس ترس و عدم امنیت جذاب که موقع رفتن شخصیت ها به سطح دچار ادم میومد ...و البته رومنس کتاب هم خیلی نچسب بود...تغییرات شخصیتی شکارچی هم واقعا تو ذوق میزد...کلا راستش به عنوان یه دیوونه مترو ۲۰۳۳ این کتاب به شدت ناامیدم کرد...کلا به نظرم برجسته ترین نکته مثبت کتاب ترجمه فوق العاده شما بود
پاسخ Farbod Azsan : آره٬ همون‌طور که این بالا گفتم٬ ممکنه عدم شباهت ۲۰۳۴ به ۲۰۳۳ توی ذوق کسایی بزنه که با ۲۰۳۳ خیلی حال کردن. ولی مترو ۲۰۳۴ هم نقاط لذت خاص خودشو داره و به‌نظرم این‌که گلوخوفسکی نیومده یه مترو ۲۰۳۳ دیگه بنویسه و یه چیز جدید خلق کرده قابل‌تحسینه.

Spoiler Alert

مثلاًشخصیت هومر و دغدغه‌ش (خلق ادبیات در محیطی که طالب ادبیات نیست٬ ثبت دنیا و رندگی هایی که لایق ثبت شدن نیستن) چیزیه که خودم خیلی می‌تونم باهاش احساس همذات‌پنداری کنم. یا مثلاً رومنس بین ساشا و شکارچی یا لئونید چیزیه که اصلاً قرار نبود بچسب باشه. چون حاصل یه جور درماندگیه. تلاش ناموفق و رقت‌انگیز یه دختره برای چشیدن طعم زندگی٬ دختری که تا به اون لحظه اصلاً نمی‌دونسته زندگی یعنی چی و برای همین به دوتا آدمی که مشخصه به دردش نمی‌خورن٬ دل می‌بنده و آخرشم ناامید می‌شه. یه تیکه از کتاب هست که می‌گه ساشا وقتی احساساتشو به زبون می‌آره٬ تازه به سطحی بودن و تهی بودنشون پی می‌بره٬‌طوری که حتی در نظر خودش هم مشمئزکننده جلوه می‌کنن. به نظرم این جمله و شخصیت ساشا خیلی خوب ماهیت عشق‌های دوران جوونی رو توصیف می‌کنن.

از طرف دیگه پیرنگ مربوط به بیماری٬ پخش شدنش در مترو و راهکارهای خطرناکی که هومر٬ ساشا و شکارچی برای مقابله باهاش در نظر داشتن٬ تا حد زیادی می‌تونستن برای کسی که درگیر داستانه٬ حس تعلیق و هیجان فراهم کنن.

تغییرات شکارچی هم به‌شخصه برام خیلی آزاردهنده نبودن٬ چون شکارچی توی کتاب قبلی شخصیت آن‌چنان تثبیت‌شده‌ای نبود و حالت مرموزی داشت. تازه حضورش هم کوتاه بود.

بابت ترجمه نظر لطفته.
maryam
سه شنبه 5 مرداد 1395 09:56 ب.ظ
سلام آقای آذسن
میگم این 2035ها که تو آمازون گذاشته که انگلیسی هستن..نیستن؟نیومده هنوز؟

و یه چیز نیمه مهم کتابایی که دست دوستان هست برای هر چپتر یه نقاشی داره نمیشه برای ما هم بگید اونا رو چاپ کنن؟

و یه چیز مهم تر میشه لطفا به تندیس بگید جلد 2035 صورتی نباشه؟ یکم همچین به تم مترو نمیخوره ببینید مال 2033 چقدر قشنگه همه تو اینستا که کاورش رو دیدن دهنشون باز مونده بود... برای 2034 هم همینطور
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

نه، توی آمازون فقط نسخه‎ی روسی، لهستانی و آلمانیش پروفایل داره.

اون نقاشی‎ها رو خودمم مدنظر داشتم، منتها چون چندتاشون حذف می‎شدن و تعدادشونم به اندازه‎ی تعداد فصل‎ها نبود، بی‎خیال شدم.

کاور کتاب از قوه‎ی اختیار من خارجه. اگرم بگم، تاثیری نخواهد داشت.
امین
پنجشنبه 17 تیر 1395 07:46 ب.ظ
آقا فربد سلام

یه مسئله ای که تو کتابای ترجمه شده مهمه و اکثرا هم رعایتش میکنن اینه که اسامی رو یا با حرکت گذاری یا با نوشتن کلمه انگلیسیش تو پاورقی یجورایی قابل خوندن میکنن اما تو مترو این جریان انجام نشده.
خدایی خوندن اسامی روسی خصوصا این ایستگاه هایی که تو کتاب اومده راحت نیست مثلا ایستگاه " نوسلبدسکایا "

خیلی خوب میشه اگه اسامی رو بتونیم همونطوری بخونیم که هست شاید من یه چیزی بخونمش که در واقع اینجوری نباشه

پاسخ Farbod Azsan : سلام.

اسم‌هایی رو که تلفظشون سخته (من‌جمله اسم ایستگاه‌ها) حرکت‌گذاری کرده بودم. مثلاً همین نوسلبدسکایا رو نوشتم «نوُسلُبُدسکایا». ولی ظاهراً یه جا توی پروسه‌ی چاپ حرکت‌گذاری‌ها حذف شدن. من خودم همین حالا فهمیدم. بابت اشکال پیش اومده عذر می‌خوام.
maryam
سه شنبه 15 تیر 1395 01:58 ب.ظ
سلام آقای آذسن
میگم این کاور 2035 که توی اینستای کتاب سرای تندیسه حقیقیست آیا؟
دوستانمان را تگ بنماییم؟

و خودتان اینستا ندارید که فالوئرتان شویم؟
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

کتاب هنوز ترجمه‌ش شروع نشده، چون نسخه‌ی انگلیسیش منتشر نشده. ولی از قبل کاورشو طراحی کردن تا کل مجموعه رو توی معرفی‌نامه‌ی کتاب‌های تندیس قرار بدن.

نه، در حال حاضر توی شبکه‌های اجتماعی فعال نیستم.
Alijani
پنجشنبه 10 تیر 1395 09:16 ق.ظ
سلام ببخشید قصد ترجمه کتاب های ویچر رو ندارین ؟
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

دوست داشتم ترجمه‌ش کنم، ولی ظاهراً سایت دوران اژدها داره روش کار می‌کنه. از طرف دیگه ترجمه‌ی 2000 و خورده‌ای صفحه مجموعه‌ی فانتزی کار به شدت وقت‌گیریه و مطمئن نیستم یک‌تنه از پسش بربیام.
maryam
یکشنبه 30 خرداد 1395 09:02 ق.ظ
تمومش کردم
جالبه قبلا متوجه نشده بودم که لیونید پسر موسکوین خودمونه شاید چون تو بازی لیونل صداش میکردن به هر حال عالی بود و درام
پاسخ Farbod Azsan : خب اول از همه تبریک بابت این که یه کتاب 480 صفحه ای رو یه روزه خوندی. That's something.

تو بازی هم اصلاً دلیل این که لئونید آرتیوم رو آزاد می کنه، مخالفت با پدرشه.

عباس
شنبه 29 خرداد 1395 10:47 ب.ظ
ممنونم اقا فربد:)
maryam
شنبه 29 خرداد 1395 08:56 ب.ظ
سلام
کتاب امروز به دستم رسید عالیه
با اینکه انگلیسیش رو قبلا خونده بودم ولی به زبان خودمون یه چیز دیگه س مرسی آقای آذسن. آدم احساس میکه این کتاب از اول به فارسی نوشته شده
نکامل سبک نویسنده رو هم کاملا میشه احساس کرد

این جمله ش رو خیلی دوست دارم
سایه ی مردان چون سایه ی درنده خویان و سایه ی درنده خویان چون سایه مردان می نمود
آدم انگار اونجاست
شنبه 29 خرداد 1395 12:44 ب.ظ
سلام؛اقا خسته نباشی ممنون؛فقط یه سوال...برخورد کلی سری مترو تو کتابا البته با مذهب چه جوریه؟من قبلا بازیارو جفتشو تموم کردم کاری نداشت ولی چند وقت قبل یه تریلر انگلیسی از redux دیدم که ارتیوم اوایل عهد عتیق رو اگه اشتباه نکنم میخونه بعد با زبون بی زبونی به سخره ش میگیره خب منم با اینجور چیزا حال نمیکنم برام مهمه اثری که میخونم با این چیزا تعارض نداشته باشه...خب میشه توضیح بدی دبدگاهش چه جوریه کلا؟
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

مترو 2033 یه رمان Polyphonic هست، یعنی رمانی که چندین صدا و نقطه نظرو تو خودش گنجونده و راویش در حال اعلام «حقایق» نیست. به عبارت دیگه نظر هر شخصیت متعلق به خودشه. برای همین شاید یه جا یه شخصیت بیاد یه حرف خیلی پوچ گرایانه بزنه که با عقاید ادیان ابراهیمی تناقض داشته باشه. ولی خب برعکسشم صادقه. اینجوری نیست که نویسنده حرف بذاره تو دهن شخصیت هاش.

البته کتاب یه جو انتقادی نسبت به مذهبی های تندرو داره، ولی خب انتقاد بیشتر متوجه اشخاصه، نه ایدئولوژی.

مترو 2034 هم کلاً جنبه ی مذهبی نداره.
سامان
چهارشنبه 26 خرداد 1395 08:22 ب.ظ
سلام آقای آذسن فقط خواستم ازتون تشکر کنم بابت ترجمه خوبتون .موفق باشید
امین
چهارشنبه 26 خرداد 1395 05:02 ب.ظ
تو کامنت قبل یه چیزیو کم گذاشتم اونم علامت سوال آخر حرفم، حرفم سوالی بود.، یعنی در حال حاضر گلوخوفسکی واقعا در حد همون به اصطلاح گولاخ بودن هست؟
پاسخ Farbod Azsan : در صحنه ی ادبی فعلی روسیه: آره. در مقیاس کلی ادبیات ژانری روسیه: آره. در مقیاس کلی ادبیات روسیه: نه.

گلوخوفسکی نویسنده ی مهمیه برای روسیه ی قرن بیست و یک، چون بیشتر از هر نویسنده ی روسی معاصری تونسته مخاطب بین المللی کسب کنه و این مساله برای ادبیات هر کشوری خیلی مهمه، چون توجه ها رو هرچه بیشتر به صحنه ی ادبی اون کشور در اون دوره ی زمانی خاص معطوف می کنه (مثلاً ما خودمون نویسنده ی معاصر و فعال نداریم که کارش به بیش از سی تا زبون ترجمه شده باشه و خب این یه جور معضله). ولی خب ادبیات روسیه الان تو یه عصر طلایی به سر نمی بره و به قولی گلوخوفسکی رقبای آن چنانی نداره، برای همین شاید این یه مورد از درجه ی گولاخ بودنش کم کنه. ولی به طور کلی آره، به نظرم گلوخوفسکی نویسنده ی قابل اعتناییه.
امین
چهارشنبه 26 خرداد 1395 02:09 ب.ظ
سلام

از درس خوندن این امتحان آخری اومدم کامنتارو خوندم که موضوعات جالبی هم توشون بود و البته جواب های جالبتر

گلوخوفسکی واقعا گولاخه در کار خودش؟ کار خودش هم میشه گفت خلق داستان( ذهن خلاق) هم میشه گفت از لحاظ فن نویسندگی و ادبیو این چیزا، یا مثلاً گولاخیش مثه همون حرف شما بخاطر جایگاه نویسنده و تبلیغاتو بازی ساخته شده و این جور چیزهاست

آی فربد گفتی من که عاشق کتابای جناییو فانتزی و علمی تخیلی هستم، خیلی بده که این ژانر هارو بچه‌ گانه بدردنخور حتی سخیف میدونن، دیدم و شخصا برخورد داشتم علی الخصوص در مورد کتاب

حرف از کتابای دیگه ی گلوخوفسکی شد، چقدر با کتابای دیگه ش آشنا هستید و در چه حدی هستن یعنی بهتر از سری مترو هستن یا نه

ممنون
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

گلوخوفسکی مترو 2033 رو اول به صورت رایگان توی وبسایتش منتشر کرد. بعد استقبال از کار اینقدر زیاد بود که خود ناشرا (و احتمالاً بنا بر تقاضای طرفدارا) بهش پیشنهاد چاپشو دادن. این یعنی اگه گلوفخوسکی جایگاه اجتماعی پیدا کرده یا از کارش بازی ساختن، به خاطر جذابیت اولیه ی کار خودش بوده، نه حمایت شدن از طرف یه نهاد اجتماعی/سیاسی یا محفل/جنبش ادبی خاص.

با کتابای دیگه ش در حد اسم آشنایی دارم، چون هیچ کدومشون به انگلیسی ترجمه نشدن. ولی اگه بشن، تمایل زیادی دارم بخونمشون.
امین
دوشنبه 24 خرداد 1395 04:28 ب.ظ
سلام

ایول چه پست خوبی دمت گرم

حالا این مترو کی برسد اینجا خدا داند
اندلاین
دوشنبه 24 خرداد 1395 04:05 ق.ظ
فربد جان خسته نباشید ...
امیدوارم بزودی جفت كتاب هارو بخرم و بخونم
ولی جان هركی دوس داری ی مطلب بذار تو وبلاگ
تابستون امیدوارم ی داستان یا چنتا داستان كوتاه خوب ترجمه كنی
پاسخ Farbod Azsan : چشم. تابستون که شد، یه تصمیم جدی راجع به مطالب جانبی وبلاگ می گیرم.
mehrdad mb
یکشنبه 23 خرداد 1395 09:13 ب.ظ
فربد
تو ارزش آثار رو مبتنی به چی میدونی؟
منظورم ملاک دسته بندی ادبی خودت از
یه اثر خوب یا بد چیه؟ بیشتر نظرت سلیقه ای هست یا بر اساس تکنیک های ادبی؟ این سوال خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده می خوام طرز فکرتو در این باره بدونم.
پاسخ Farbod Azsan : در جواب به این سوال می تونم یه کتاب هزار صفحه ای بنویسم. به نظرم ادبیات خوب رو نمی شه تعریف کرد، ولی به محض این که در معرضش قرار بگیری متوجه می شی. ولی آدم نباید بذاره ادبیات خوب رو دیگران براش تعریف کنن. ما یه سری آثار ادبی داریم که به صورت سیستماتیک مورد تبلیغ قرار می گیرن و مردم این ها رو به عنوان ادبیات خوب قبول می کنن. ولی باید اینو در نظر گرفت که تبلیغ شدن تحت تاثیر ده ها عامل نامربوط به کیفیت خود اثره؛ عواملی مثل شخصیت و جایگاه اجتماعی نویسنده، جنبه های سیاسی اثر، سلیقه ی روز و... این تصویر ادبیات فاخر قدرت قضاوتو از مردم می گیره. بهشون اجازه نمی ده آثاری رو که هیچ اسم و رسمی ندارن و هیچ کس ازشون تعریف نکرده بخونن، به امید این که شاید غافلگیرشون بکنه.

از طرف دیگه این تصور هم وجود داره که ادبیات ژانری (فانتزی، وحشت، علمی-تخیلی) ارزش ادبی نداره که این تصور از بیخ و بن غلطه. من کتمان نمی کنم که آثار دوزاری توی ادبیات ژانری کم نیست، ولی آثار دوزاری تو هیچ زمینه ای کم نیست. به قول تئودور استورجن: «نود درصد همه چیز چرند است.» ولی وقتی یه اثر ژانری خوب پیدا می شه، اون اثر ژانری از بهترین های ادبیات جریان اصلی چیزی کم نداره. به عبارت دیگه ادبیات ژانری خوب، همون ادبیات خوبه.
آرتین
یکشنبه 23 خرداد 1395 06:45 ب.ظ
فربد
منظورم این بود که کتابهایی رو ترجمه کنی، که مخاطبشون بزرگسال باشه و از نظر ادبی (نه داستانی و فانتزی) جز آثار فاخر یه حساب بیان.
من اگر بد گفتم، عذر می خوام.
پاسخ Farbod Azsan : منظورتو متوجه شدم. صرفاً با این طبقه بندی فاخر-غیرفاخر احساس راحتی نمی کنم. چون احساس می کنم در بیشتر موارد حقیقتی پشتش نیست.
آرتین
یکشنبه 23 خرداد 1395 06:40 ب.ظ
خوب، من یه چاپ سال (76) فکر کنم!؟ از کتاب اول نارنیا رو دارم...رده سنیش رو زده سالهای چهارم و پنجم دبستان!
جذابیت فانتزیش برای افراد بزرگتر که ذهن منطقی تر و صد البته قدرت تصور ضعیف تری دارند، کمتره.
آرتین
یکشنبه 23 خرداد 1395 06:38 ب.ظ
من که تهرانم، میام دم خونتون میگیرم، ناراحت نباش.
mosy
18 سال.
تانوس
یکشنبه 23 خرداد 1395 09:52 ق.ظ
این خنده دقیقا یعنی چی؟
پاسخ Farbod Azsan : می دونی چیه فیلاگوند، بعد از این همه مدت جسارت و رک بودنت هنوز برام تازگی داره.
تانوس
شنبه 22 خرداد 1395 10:28 ب.ظ
سلام
یه مجانیش رو برام می فرستی؟
پاسخ Farbod Azsan :
maryam
شنبه 22 خرداد 1395 09:13 ب.ظ
سلام
چقدر خوب تبریک میگم
امیدوارم که فروش خیلی خوبی داشته باشه من برم سفارش بدم
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

ممنون. :)

ضمناً در جواب اون پیغام که خصوصی فرستاده بودی و نتونستم جواب بدم: نه، فعلاً برنامه ای برای ترجمه ی کارهای دیگه ی گلوخوفسکی ندارم.
Mosy
شنبه 22 خرداد 1395 09:05 ب.ظ
آرتین
به نظرت من چند سالمه؟ (البته با ذهنیتی که تا قبل از خوندن این متن داشتی؟)
mehrdad mb
شنبه 22 خرداد 1395 09:02 ب.ظ
فربد
خیلی عالی ممنون واسه اطلاعات خوبی که دادی راستی این رو هم ببینید حتما.پست ا اینستاگرامی گلوخوفسکیه
https://www.instagram.com/p/BGhRDTwNKXD/

پاسخ Farbod Azsan : دمیتری عزیز چقدر سریع واکنش نشون می ده. تازه همین سه ساعت پیش ایمیل اطلاع رسانیو فرستادم.

ممنون که اطلاع دادی. لینکشو گذاشتم تو پست.
آرتین
شنبه 22 خرداد 1395 09:02 ب.ظ
فربد
تبریک، مبارکه
ان شاالله کارهای بیشتر و حرفه ای تر...(منظورم نویسنده های گولاخ تر)
mosy
نارنیا برای رده سنی نوجوانانه...برای ما خیلی کشش نداره ها!
پاسخ Farbod Azsan : نزن تو سر کار آرتین. گلوخوفسکی یکی از گولاخ ترین نویسنده های معاصر روسیه ست.
Mosy
شنبه 22 خرداد 1395 08:32 ب.ظ
تابستون می خوام نارنیا رو بخونم.
به نظرت بعدش این رو بخونم؟(با توجه به شناختی که از من داری)
پاسخ Farbod Azsan : راستش نمی دونم. احساس می کنم خوشت میاد، ولی به هر جال فصل اولشو برای دانلود گذاشتم. بخونش ببین چه جسی بهش پیدا می کنی. اگرم 2033 رو خوندی و ازش خوشت اومده، که خب بزن تو کارش. You're already a fan.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 31 تا 56