Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:پنجشنبه 9 بهمن 1393-01:17 ق.ظ

در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: Whiplash


رده: سینما


سال انتشار: 2014
کارگردان: Damien Chazelle
سبک: درام/موسیقی

خلاصه‌ی داستان:

یک درامر بااستعداد و جوان به یک آموزشگاه موسیقی سطح بالا راه پیدا می کند، ولی مدرس خشن و پرتوقع آموزشگاه، ترنس فلچر، رویای او برای تبدیل شدن به یکی از بهترین درامرهای تمام دوران را به چالش می کشد.



من الان تو مقطعی هستم که نظرم راجع به فیلمایی که می‌بینم زود عوض می‌شه. یعنی پیش اومده که اولین باری که یه فیلمیو دیدم ازش بدم اومده باشه و یه سال بعد تبدیل شده باشه به یکی از فیلمای مورد علاقم. یعنی فکر کنم همچین چیزی برای همه پیش میاد؛ خصوصاً در رابطه با سینما که نسبت به مدیومای دیگه مثل کتاب و بازی و سریال زمان به مراتب کمتری برای تاثیرگذاری رو مخاطب داره. فکر کنم دلیل همچین اتفاقی این باشه که آدم هر روز با نظرات جدیدی آشنا می‌شه. سطح فکرش می‌ره بالاتر. دیدگاهش نسبت به این که یه فیلم خوب چیه عوض می‌شه. برای همین هیچ‌وقت به «برداشت نخستین» یا همون فرست ایمپرشنی که از یه فیلم می‌گیرم اعتماد نمی‌کنم. راجع بهش تحقیق می‌کنم ببینم شرایط ساخته شدنش چی بوده یا کارگردان و نویسندش چه طرز فکری داشته. هر از گاهی صحنه‌هاشو مرور می‌کنم ببینم چیز جدیدی کشف می‌کنم یا نه. کلاً بهش وقت می‌دم. البته این اصل برای همه‌ی فیلما صادق نیست. مثلاً یه فیلم پاپ‌کورنی داغون به احتمال زیاد یه فیلم پاپ‌کورنی داغونه. هرچقدر صبر کنی، شاهکاری که باید «کشف» بشه از آب درنمیاد. ولی برعکس این مورد هم صادقه؟ یعنی فیلمی که همون لحظه‌ی دیدن مطمئن باشی عالیه و  مطمئن باشی ده سال بعد هم نظرت همین می‌مونه؟ برای من «شلاق» همچین فیلمی بود.

اول از همه لازمه بگم جی.کی. سیمونز تو این فیلم کولاک بود. من معمولاً سعی می‌کنم خیلی رو بازیگری و اینا کلید نکنم، چون به نظرم فیلم باید چیزی فراتر از یه سکو برای درخشیدن یه سری ستاره باشه، ولی واقعاً نمی‌شه به به همچین سطحی از بازیگری توجه نکرد. من خیلی از صحنه‌های سیمونزو چند بار نگاه کردم تا شاید یه نقطه‌ضعف، یه اثری از «بازیگری» پیدا کنم و به قولی نظر جوگیرانه‌ای نسبت به اجراش نداشته باشم، ولی همه‌چی واقعاً بی‌نقص بود. از اون قسمت که میاد می‌گه: «Now are you a rusher, or are you a dragger, or are you gonna be on my f****** time؟» و شاهکار تن صدا و نحوه‌ی ادای کلمات بود گرفته تا اونجا که داره پیانو می‌زنه و همگام با دوتا از نوتای آخری پیانو ابروهاشو می‌ده بالا. یعنی تو همین چند ثانیه، از میمیک صورت سیمونز می‌شه فهمید فلچر، این موجود روانی و گوشت‌تلخ که بعضی وقتا از یه قاتل سریالی هم تهدیدآمیزتر به نظر می‌رسه، چه عشق عمیقی به جاز تو وجودش رخنه کرده. نحوه‌ی چشم‌غره رفتن، لرزش صدا، فریاد کشیدن، لبخندهای خسته و مایوس، کلاً هر چیزی که به بازی سیمونز مربوط می‌شه، واقعاً خارق‌العاده‌ست و به نظرم سطح استاندارد جدیدی برای نمایش «intensity» توی سینما رقم زد.

چیزی که تاثیر این «intensity» رو چند برابر می‌کنه، تناقضش با فضای فیلمه. یه همچین شخصیتی شاید توی یه فیلم ورزشی یا نظامی (در اصل فلچر از خیلی لحاظ شباهت زیادی به گروهبان بی‌اعصابی داره که آر. لی امی توی غلاف تمام فلزی بازی کرد) بیشتر به یه کلیشه تبدیل می‌شد تا یکی از به یاد ماندنی‌ترین شخصیت‌های سینمایی اخیر. ولی دیدن یه همچین آدمی به عنوان مدرس توی یه مدرسه‌ی موسیقی معتبر واقعاً جالبه. فکر کنم تصور عمومی‌ای که راجع به مدرسه‌ی موسیقی وجود داره، اینه که یه مکان خیلی شیک و شسته‌رفته‌ست و یه سری افراد بافرهنگ و مودب میان اونجا پیانو زدن و شیپور زدن یاد می‌گیرن. این فیلم این تصورو کاملاً زیر و رو می‌کنه. کلاس درس فلچر بیشتر به یه پادگان نظامی شبیهه تا جایی که مثلاً قراره تولیدکننده‌ی فرهنگ باشه. حالا من نمی‌دونم فضای ترسیم‌شده توی فیلم اغراق‌آمیزه یا کلاسای موسیقی آموزشگاه‌های سطح بالا می‌تونه در همین حد طاقت‌فرسا باشه. ولی چیزی که مهمه اینه که این فضا، با وجود غیرمتعارف بودنش، باورپذیر از آب دراومده. یعنی وقتی اندرو داره اینقدر شدید درام می‌زنه که از دستش خون میاد، بعد فلچر میاد دنگ دنگ یه چیزی می‌کوبونه در گوشش و فریاد می‌زنه «سریع‌تر، سریع‌تر!» و بعد یه طبل برمی‌داره پرت می‌کنه یه گوشه، من کاملاً می‌تونم باور کنم یه همچین چیزی ممکنه تو واقعیت اتفاق افتاده باشه و واقعاً منو شوکه می‌کنه، هرچند می‌دونم تو یه فیلم معمولی‌تر یه همچین صحنه‌ای باعث می‌شد چشامو تو حدقه بچرخونم. چیزی که می‌خوام بگم اینه که فیلم یه فضای عجیبی که تا حالا آدم باهاش برخورد نداشته ارائه می‌ده و یه کاری می‌کنه باور کنی این فضا واقعیه. برای من یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یه اثر داستانی خوب همینه.

یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که یه نفر می‌تونه با «شلاق» داشته باشه، پیامیه که می‌شه ازش برداشت کرد: برای رسیدن به بزرگی آدم باید کلاً بی‌خیال همه‌چی بشه و با یه روحیه‌ی مازوخیستی و تسلیم‌ناپذیر (به معنای واقعی کلمه) خودشو وقف هدفش کنه. شاید برای خیلیا این پیام زیادی بی‌رحمانه و ناامیدکننده به نظر برسه و برای همین فیلم بزنه تو ذوقشون، ولی من خودم به شخصه از صمیم قلب بهش اعتقاد داشتم و دارم و راضی‌ام که یه نفر اومد و بی‌پرده بیانش کرد. به قول بزرگی برای این که به یه شاعر بزرگ تبدیل بشی، یا باید عاشق باشی یا بدبخت. اینجا می‌شه لفظ شاعرو به هر نوع هنرمند و ادیبی تعمیمش داد. یه اثر هنری و ادبی شاهکار که چند قرن بعد از خلق شدنش بازم بتونه باعث ایجاد شگفتی توی مخاطبش بشه، باید یه نیروی درونی قوی، یه داستان جالب پشت به وجود اومدنش باشه. اگه می‌خوای راجع به عشق شعر بگی، باید مثل مولوی خودت دیوانه‌وار عاشق بوده باشی. اگه می‌خوای یه رمان راجع به بدبختی بچه‌ها بنویسی، باید مثل چارلز دیکنز خودت تو بچگی طعم بدبختیو چشیده باشی. اگه می‌خوای داستان ترسناک بنویسی، مثل ادگار آلن پو زندگیت باید واسه خودش یه پا داستان ترسناک باشه و ترس تو بند بند وجودت رخنه کرده باشه. اگه می‌خوای به بزرگی برسی، اگه می‌خوای کسی باشی که صدها سال بعد از مرگش ملت با حرارت و تعلق خاطر راجع به زندگیش، آثارش و اثری که داشت حرف بزنن، باید با مفاهیمی مثل بی‌خیالی طی کردن،  باری به هر جهت بودن، راحتی و حتی تو بعضی موارد خوشحالی و خوشبختی خداحافظی کنی. باید یه سری استاندارد برای خودت تعیین کنی و تا سر حد مرگ پاشون وایسی. باید عرق بریزی. باید وقت بذاری. از همه مهمتر باید منحصربفرد باشی. به قولی you have to earn your greatness. البته همین جمله خودش اوج تراژدیه. چون وقتی آدم بعد از کلی تلاش و سختی به اونجایی که می‌خواد، به اون بزرگی‌ای که دنبالشه می‌رسه، اینقدر از وجودش مایه گذاشته که تحسین بقیه دیگه هیجان‌زدش نمی‌کنه، چون پاداش ناچیزی در مقابل اون همه خون دلی که خورده به نظر می‌رسه. فلچر کسیه که این چیزا رو می‌دونه و یه جا از فیلم هم با استفاده از یه مثال مرتبط با دنیای موسیقی (مثال چارلی پارکر) سعی می‌کنه به اندرو بفهمونه هدفش از این همه فشاری که به شاگرداش وارد می‌کنه چیه. ولی این که فلچر موفق می‌شه به اندرو کمک کنه به بزرگی برسه یا نه، یکی از سوالاییه که جوابش بستگی به دیدگاه بیننده داره راجع به این که اصلاً تعریف بزرگ بودن چیه.

شلاق یکی از اون فیلماییه که به شدت غافلگیرم کرد. نه صرفاً به خاطر کیفیتیش، به خاطر این که در ظاهر یه فیلم راجع به موسیقی و تلاش یه جوون برای ابراز وجوده، ولی در باطن می‌شه به چشم یه تریلر روان‌شناسانه بهش نگاه کرد؛ منظورم از تریلر روان‌شناسانه همین فیلماییه که باعث می‌شه از شدت هیجان پاتون یخ کنه. جا داره به تدوین عالی فیلم هم اشاره کرد؛ خصوصاً توی بخش نهایی فیلم که ملغمه‌ای از احساسات مختلفو تو آدم ایجاد می‌کنه؛ از غرور و افتخار گرفته تا ترس و اضطراب. واقعاً باید به دیمین شزل دست‌مریزاد گفت که تونسته قبل از سی سالگی شلاقو بسازه، چون به ندرت می‌شه پیدا کرد کسیو که تو این سن کم به این درجه از مهارت و اعتماد به نفس دست پیدا کرده باشه. من از این به بعد گوش به زنگ کارای بعدیش هستم، ولی حتی اگه همشون مزخرف از آب دربیان، بازم احترامم براش کم نمی‌شه و همیشه ازش به نیکی یاد می‌کنم. شلاق در این حد خوبه.




داغ کن - کلوب دات کام

walker
شنبه 12 تیر 1395 03:13 ب.ظ
من این فیلمو بعد از این که ریویوی تو رو خوندم رفتم دیدم فربد. واقعا از فیلمه خوشم اومد و تو کفم هنوز که چقدر پایانش جای خوبی از داستان اتفاق افتاد.

و جزیره، من واقعا فکر نمی کنم فیلمه «تحت تاثیر» انیمه کار شده باشه، و خب این ویژگی هایی که از شونن میگی جزو معنی الزامی شونن نیستند. ولی میشه گفت که اگه فیلم رو به فرمت شونن درمیاوردن میتونس چیز خوبی باشه.
ببین وقتی ما میگیم شونن فقط یه سری ویژگی «تیپیکال» (درمقابل «الزامی») شونن مد نظرمون نیست، داریم درمورد یه ژانر تو یه صنعت دیگه حرف می زنیم. الان این یه فیلم طولانیه، و مقدار شخصیت پردازی ها و تمرکز روی رابطه ی استاد و شاگرد تو این فیلم، خیلی فرق داره با انواع رنگارنگ شخصیت پردازی سطحی تو شونن یا با ساختار اپیزودیک انیمه شونن و حالت هیجانیشون. ضمن این که من اصلا فکر نمیکنم این فیلم فیلم یانگ ادالت باشه، و مخاطبش پسرای نوجوون به طور خاص باشن.
پاسخ Farbod Azsan : منم موافقم که «تحت تاثیر» انیمه کار نشده. فیلم صرفاً داره از یه روایت کهن استفاده می‌کنه که از قضا یکی از درون‎مایه‌های اصلی انیمه‌ی شوننه. فکر کنم چیزی که باعث شد جزیره به شونن نسبتش بده، یه شخصیت پسر کم سن و سال در مرکزیت فیلمه که می‌‎خواد به هر قیمتی شده، توی کار که انجام می‌ده بهترین باشه. تا جایی که می‌دونم این یکی از خصیصه‌های اصلی و مهم‌ترین عامل انگیزه‌بخش برای اکثر پروتاگونیست‌های شوننه.
SetizeJoo
جمعه 18 اردیبهشت 1394 08:08 ب.ظ
یه جوری از فیلم تعریف کردی ک همین الان دارم میرم دان کنم ^__^
پاسخ Farbod Azsan : هدف همین بوده. ولی نذار علاقه ی من نسبت به فیلم انتظارتو در حدی ازش بالا ببره که هیچ شانسی برای غافلگیر کردنت نداشته باشه.
الف کینگ
شنبه 1 فروردین 1394 12:39 ق.ظ
فیلمو دیدم پسندیدم احسنت
ولی اگر کل فیلمم یک فیلم ابگوشتی بود بخاطر صحنه اخرش دیدنش می ارزید اون لبخند و احساس رضایت مشترک که تو صورت اندرو و رهبر گروه نقش میبنده و اون ضرب اخرش واقعن لذت زیادی برام داشت
جزیره
دوشنبه 25 اسفند 1393 02:59 ق.ظ
فربد خب نه تنها سینمای ژاپن از انیمه تاثیر گرفته بلکه در مورد هالیوود هم این قضیه صادقه از کاری مثل ایج آو تومارو که از روی مانگا ساخته شده تا کارهایی مثل ماتریکس که به نظر از گاست این د شلد تاثیر خیلی زیادی گرفته و و و .
و قضیه اینه که این موضوع محدود به تاثیر گرفتن و تقلید از چن تا کار نیست انیمه و مانگا روایت و سبک و ژانرهایی رو گسترش و معرفی کردن مثل شونن مکا و ... و در مورد شلاق اگه با مولفه های شونن آشنا باشی یا کارهای شونن رو دیده باشی می تونی ببینی که شلاق آگاهانه شونن کار شده.
پاسخ Farbod Azsan : از تاثیر انیمه روی هالیوود و علی الخصوص سینمای علمی-تخیلی بی خبر نیستم، ولی خب متوجه این تاثیر روی شلاق نشدم تا این که شما اون اتصالاتو برقرار کردی.
جزیره
یکشنبه 24 اسفند 1393 01:27 ق.ظ
آقا چرا نیستی ؟
در مورد شلاق فیلم به نظرم فیلم خوب و کاملا شونن بود و تحت تاثیر انیمه و به قول خودت سیمونز بیشتر شبیه یه ارتشی بود تا استاد موسیقی!
تمپو دو برابر سریعتر سریعتر(مکانیزم پیشرفت که توی تمام انیمه های شونن وجود داره کم مونده بود بگه سِکُندُ جیر از بدنش بخار بلند شه اندرو)
مبارزه پشت بین اندرو و فلچر
تمرکز روی خونی شدن دست اندرو
و خب اسطوره پسر لجباز که متداول ترین تایپ برای کارهای شونن هست و اینکه دست نمی کشه از تلاش بیشتر
و صحنه ی تصادف و اومدنش که من می تونستم بخندم که وای چه فیلم شونن خوبیِ
و و و
پاسخ Farbod Azsan : واو. یعنی فکرشم نمی کردم یه نفر نه تنها بتونه فیلمو به انیمه ربط بده، ربط دادنش منطقی هم به نظر برسه.

sushiant
یکشنبه 10 اسفند 1393 11:05 ب.ظ
دستتون درد نکنه
sushiant
جمعه 8 اسفند 1393 12:35 ب.ظ
اگه زحمتی نیست لطف کنین لینک هشت و نه رو بذارین ممنون میشم
پاسخ Farbod Azsan : http://s5.picofile.com/file/8173723318/Mohammad_Artin_Zombi_8_.pdf.html
sushiant
پنجشنبه 7 اسفند 1393 10:34 ب.ظ
بسیار فیلم زیبایی بود.3تا اسکار گرفت و یدونه بفتا
راستی اقا فربد میشه کل مجموعه ی zom-b رو به انگلیسی بذارین برا دانلود؟
دستتون درد نکنه
پاسخ Farbod Azsan : آکادمی دبه طور غافلگیرکننده ای برخوردش با فیلم منصفانه بود. معمولاً فیلمای خوبی که به طور واضحی Oscar bait نباشن تو فصل جوایز مورد کم لطفی قرار می گیرن. در اصل این بلا امسال سر Nightcrawler اومد. ولی خب این اتفاق برای شلاق نیفتاد و این امیدوارکنندست.

لینکای کتاب تا جلد 9 اومدن و منم فقط به صورت تک تک دارمشون.
آرمان
چهارشنبه 6 اسفند 1393 11:58 ق.ظ
خواهش می‌کنم. اما راجع به مفهوم اصلی فیلم.
برای این گفتم بعدا چون خودم خیلی با این مساله درگیرم. به نوعی همه‌ی ما درگیریم. و اینجا به نظرم حدی از افراط و تفریط وجود داره. مثلا نه اینقدر آدم خودشو ول کنه که هر چی خوش آید بشه. نه اینقدر سفت بگیره که زندگی رو فراموش کنه
پاسخ Farbod Azsan : خب مشکل همین جاست. آدم اگه به خودش سفت نگیره و متعادل با قضیه برخورد کنه، شاید به موفقیت برسه، ولی اون greatnessی که فیلم مدنظر داره صرفاً موفیت عادی نیست. چیزیه که قراره به قولی بعد از گذر اعصار بازم اثرش باقی بمونه. خلق اثری که قرار باشه بعد از گذر اعصار اثرش باقی بمونه، از اهرام ثلاثه گرفته تا شاهنامه ی فردوسی، هیچ وقت کار آسونی نبوده.
MohammadAli
سه شنبه 5 اسفند 1393 05:29 ق.ظ
Oopsie-daisy, forgot my jacket.
sushiant
سه شنبه 21 بهمن 1393 08:37 ب.ظ
پریروز توی بفتا جایزه ی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رو برد
پاسخ Farbod Azsan : سیمونز امسال هرچی جایزه مربوط به نقش مکمل مرد بود درو کرد و خب من به شخصه راضیم از این قضیه.
محمد
یکشنبه 19 بهمن 1393 09:53 ق.ظ
فیلمو حدود یک ماه پیش دیدم.اون زمان هنوز به خاطر نامزدی اسکار و ... مطرح نشده بود.و از اونجایی که فیلم جایزه پسندی نبود،تقریبا مطمئن بودم این فیلم قراره کشف شخصی خودم بمونه و کاملا مهجور باشه و نادیده گرفته بشه.و خوشحالم که اینطور نشد.موقعی که دیدن فیلمو شروع کردم،اصلا منتظر شاهکار نبودم.گرفته بودمش برای پر کردن وقت یه عصر جمعه.و تقریبا از همون سکانس های اول جا خوردم به خصوص اینکه با این تیپ بی مو و خاص جی کی سیمونز،نشناخته بودمش(با اینکه از فیلمای قبلیش مثل اسپایدرمن یادم بود سیمونزو.ولی اونجا نشناختمش) و در کل زمان فیلم مونده بودم این اعجوبه از کجا پیداش شده.بعد از فیلم بود که فهمیدم این سیمونز بوده
ولی نکته ی جالب دیگه برای من غیر از تمام مواردی که نوشتی،بازی مایلز تلر بود.نمی دونم این خودش نوازنده ی درام هست یا نه،ولی به هر حال این سطح از بازی از کسی تو این سن واقعا جای تقدیر داره.با این فیلم و قبلش spectacular now و در واقع با انتخاب نقشای هوشمندانه ش داره کم کم به یه استعداد جدید تبدیل میشه!
پاسخ Farbod Azsan : البته قبل از نامزدی اسکار و اینا، فیلم تو جشنواره ی ساندنس (که ژانویه ی 2014 برگزار شد) سر و صدا به پا کرد. یه جورایی می شه گفت موفقیتش از همون اولین باری که پخش شد تضمین شده بود. کلاً خوبی این جشنواره ها اینه که برای فیلمای خیلی خوب تبلیغ مجانی محسوب می شن.

آره، فکر کنم تو شلاق سیمونز معنی واقعی transformation رو به همه نشون داد.

توی بخش triviaی IMDB نوشته بود که تلر خودش از پونزده سالگی درام می زده و قبل از فیلم هم یه دوره ی آموزشی طی کرده.
آرمان
سه شنبه 14 بهمن 1393 02:51 ب.ظ
چیز بسیار جالبی که توجه منو جلب کرد پوستری از بادی ریچ روی دیوار بود که خیلی تاثیرگذار بود.
If you don't have ability, you wind up playing in a rock band.
و در جستجوی گوگل به یه تصویر از بادی ریچ رسیدم که مثل آخرین نواختن اندرو بود.
www.youtube.com/watch?v=9esWG6A6g-k
اما غیر از این‌ها راجع به مفهوم اصلی فیلم بهتره فعلا صحبتی نکنیم.
پاسخ Farbod Azsan : آره، مشخصه که بخش نهایی فیلم از این سولو الهام گرفته شده. ممنون بابت به اشتراک گذاشتن ویدئو.

چرا به نظرت بهتره فعلاً راجع به مفهوم اصلی فیلم صحبت نکنیم؟ اگه به نظرت برداشت من از فیلم غلطه، بگو. بهم برنمی خوره.
ahmad
جمعه 10 بهمن 1393 06:51 ب.ظ
خخخخ فکر کردم الان میگی من عاشق ایرانم هیج جا نمیرم خخخخخخخ

حالا جرا احساس بیگانگی میکنی با ایران یا فرهنگ ایرانی دلیل خاصی داره ?
پاسخ Farbod Azsan : فرهنگ ایرانی که خودش با خودش احساس بیگانگی می کنه، چون هنوز تعریف مشخصی نداره و سرشار از تناقض و ناهماهنگیه. ولی کلاً منظورم این نبود که از ایران خوشم نمیاد. اتفاقاً من از این قضیه راضیم که زبون فارسی بلدم و می تونم ادبیات فارسیو به زبون اصلی بخونم. چیزی که می خواستم بگم اینه که برای آدم جامعه هراسی مثل من، زندگی کردن تو جامعه ای که باهاش به خوبی آشنا هستم، راحت تر از زندگی تو جامعه ایه که برام غریبه ست.
ahmad
جمعه 10 بهمن 1393 05:37 ب.ظ
سلام یه سوال مسخره دارم اگه دوست داشتی جواب بده
تا حالا به تحصیل یا زندگی در خارج از کشور فکر کردی ? اگه اره یا نه دلیلشو بگو برام جالبه
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

راستش خیلی به مهاجرت فکر نمی کنم. چون من تو همین فرهنگی که توش بزرگ شدم به اندازه ی کافی احساس alienation می کنم. فکر نکنم تو یه کشور خارجی بتونم دووم بیارم.
endlinewolfروح
پنجشنبه 9 بهمن 1393 07:41 ب.ظ
سلام
حتما میبینم و نظرم و میگم ولی قبلش اینستالر و دیدی
اخرین ساخته نولان
پسر واقعا محشر بود
پاسخ Farbod Azsan : سلام.
نه. معمولاً صبر می کنم کیفیت 720p یا 1080p فیلما ریلیز شه بعد ببینمشون.
Artin
پنجشنبه 9 بهمن 1393 04:17 ق.ظ
اپس....منظورم اصصصلا این نبود!!!
آرتین
پنجشنبه 9 بهمن 1393 02:49 ق.ظ
درود
فکر کنم بیشتر از تحول درونیت گفتی تا فیلما...بهر روی تبریک میگم بهت، برداشت خوبی بوده..."نسبتا" از زندگی...
پاسخ Farbod Azsan : نه آرتین. این چیزایی که گفتم همش به فیلم مربوط می شه و صرفاً آسمون ریسمون بافتن نیست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر