Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:سه شنبه 4 آذر 1393-02:12 ق.ظ

I have no mouth and I must scream



منتقل‌شده به وبسایت:


خلاصه ی داستان:

پس از شدت گرفتن جنگ سرد بین ایالات متحده، روسیه و چین، هر سه کشور برای اداره ی جنگ پیچیده ای که درگیر آن شده بودند، یک ابرکامپیوتربه نام AM طراحی کردند تا وظیفه ی کنترل جنگ را بر عهده بگیرد. روزی یکی از این سه ابرکامپیوتر خودآگاه می شود، دو ابرکامپیوتر دیگر را جذب خود می کند و بدین ترتیب کنترل کل جنگ را بر عهده می گیرد. AM با تکیه بر قدرت بی حد و حصر خود بشر را به کل نابود می کند و تنها چهار مرد و یک زن را زنده نگه می دارد تا شریک اوقات فراغت بی انتهای او باشند. صد و نه سال از نابودی بشر سپری شده است...

اول از همه لازمه بگم که «دهانی ندارم و باید جیغ بکشم» یه داستان کوتاهه، ولی از اون داستان کوتاه هایی که خوندنش برای هرکسی که کوچک ترین علاقه ای به داستان های علمی تخیلی و علی الخصوص پسا آخر الزمانی داره جزو واجباته و نمی شه به راحتی از کنارش گذشت. به عنوان یه داستان کوتاه هم تا جایی که ممکن بوده تاثیر خودشو گذاشته. هم جایزه برده، هم یه ویدئوگیم ازش اقتباس شده (با دخالت شدید نویسنده ی داستان یعنی الیسون) و هم این که اسمش (دهانی ندارم و باید جیغ بکشم) بعضی جاها یه جور حالت ضرب المثل پیدا کرده و به طور کلی یکی از بهترین میراث موج نوی علمی تخیلیه. اگه دوست دارید ببینید یه داستان کوتاه چطور می تونه در حد یه رمان یا حتی فراتر از یه رمان پرمغز و موثر باشه ، حتماً «دهانی ندارم و باید جیغ بکشم» رو بخونید:

*ویرایش جدید*


نسخه ی انگلیسی (لینک به وبسایت)




داغ کن - کلوب دات کام
نوع مطلب : ترجمه ی کتاب 

یکشنبه 16 آذر 1393 11:19 ب.ظ
شرمنده. منظور از جمله اول اینه که داستان آغاز عادیی داشت ولی انگار همه چیز در میانه داستان فقط به سمت پایان پیش رفت
behnam
شنبه 15 آذر 1393 09:10 ب.ظ
به نظرم داستان کوتاه نبود. یا فضا سازی ها افتضاح بود یا من خیلی کند ذهن و بی درک هستم. موضوع هم که جدید نبود(ترکیب ترمیناتور و اره) و در کل به نظرم یه داستان کملا ساده و معمولی با چاشنی مالیخولیایی و سادیسمی بود. اگر تو پستتون این همه ازش تعریف نکرده بودید بعد از خوندن چند صفحه رهاش می کردم چون واقعا چیز جدیی برام نداشت. و در آخر سپاس از شما برای معرفی آثار متفاوت
پاسخ Farbod Azsan : «به نظرم داستان کوتاه نبود.»

حتی 10000 کلمه هم حجم داستان کوتاه محسوب می شه. این که فقط 6000 کلمه ست.

«یا فضا سازی ها افتضاح بود یا من خیلی کند ذهن و بی درک هستم.»

نمی دونم دقیقاً مشکلت با فضاسازیش چیه، ولی اگه منظورت اینه که نمی تونی فضاها را تو ذهنت ترسیم کنی، می تونم توصیه کنم یکم کلماتو با دقت بیشتری بخونی. سَرسَری خوندن «دهانی ندارم و باید جیغ بکشم» بزرگ ترین ظلمیه که می شه در حقش کرد. به هر حال اگه خواستی راجع به این قضیه بیشتر توضیح بده شاید بتونم کمکت بکنم.

«موضوع هم که جدید نبود(ترکیب ترمیناتور و اره)»

این داستان سال 1967 منتشر شده، یعنی چند دهه زودتر از انتشار این دوتا. ضمناً از قضا سَرِ ترمیناتور الیسون از کامرون به خاطر دزدی ایده شکایت کرده بود و نتیجش هم این شد که اسم الیسونو به لیست credit فیلم اضافه کردن. اینجا مفصل قضیه شو توضیح داده:
http://www.jamescamerononline.com/Ellison.htm

«واقعا چیز جدیی برام نداشت.» «سپاس از شما برای معرفی آثار متفاوت.»

این دوتا عبارت یه جورایی همدیگه رو نقض نمی کنن؟
Artin
چهارشنبه 5 آذر 1393 01:49 ق.ظ
این 3 تا آخری برا منه:) کلا هنوز برای بقیه این بخش کشف نشده!
چهارشنبه 5 آذر 1393 01:48 ق.ظ
نه من مشکلی با ترجمه نداشتم...کلا پرسیدم! سواله برام واقعا!...مثلا تو خونه میگن...تو چیزی بهش فوبیا داری رو می بینی، جبغ می زنی...ولی موندم اون جیغه با هوار و داد!
پاسخ Farbod Azsan : احتمالاً اون داد و هواره، چون فکر کنم مردا فقط در صورت بروز درد و جنون شدید و واقعی کارشون به جیغ کشیدن میفته.
چهارشنبه 5 آذر 1393 12:43 ق.ظ
یه سوال...مردها جیغ میزنن بت فریاد یا هردو؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ Farbod Azsan : مردها هم جیغ می زنن، ولی خیلی کم پیش میاد.

شخصیت اصلی اینقدر عذابش شدیده که کارش به جیغ کشیدن افتاده. در واقع عنوان داستان هم می خواد همینو بگه. اگه صرفاً منظور فریاد کشیدن بود الیسون به جای scream فعل cry رو به کار می برد.
چهارشنبه 5 آذر 1393 12:42 ق.ظ
کسی چه می دونه!!! هیچ کدوم از اتفاقات الآن 100-200 سال پیش امکان پذیر بنظر نمیرسید مثله اینترنت. شاید هیچ وقت امکان طراحی یک ماشین با توانایی های انسان وجود نداشته باشه، ولی حتی یه وجود بدون فکر و روح ساخته انسانم می تونه باعث نابودی بشه.
چهارشنبه 5 آذر 1393 12:14 ق.ظ
دست درد نکنه دمت خیلی خیلی گرم .
درکل خیلی داستان خوف انگیزی بود ولی من فکر نمیکنم ماشین ها بتونن نژاد بشر رو محو کنند.
پاسخ Farbod Azsan : آقا خیلی مطمئن نباش. همین گوگل اگه روند رشد و گسترده شدنش با شدت فعلی ادامه پیدا کنه، تا چند دهه ی دیگه احتمال خودآگاه شدن و خودمختار شدنش وجود داره. هرچند تا موقعی که انسانیت درگیر یه جنگ بزرگ نشه و روسای جمهور مجبور به باز کردن جعبه ی پاندورا نشن، به احتمال زیاد تمام این مسائل و مشکلات بالقوه تحت کنترلمون باقی می مونن.
شاهین
سه شنبه 4 آذر 1393 07:30 ب.ظ
اقا من به تو اطمینان دارم دانلودش میکنم ولی شما به من بگو چه مشکلی با پیکو فایل داری چون این مدیا فایر اصلا سایت منعطفی نیست.
پاسخ Farbod Azsan : لینک پیکوفایل هم اضافه شد.
آرتین
سه شنبه 4 آذر 1393 02:07 ب.ظ
بعله...بازم عینک ندارم....نمی دونم...90% متن هایی که می خونم رو اعصابمن جدیدا...یا اعصاب من ضعیفه یا شده یه شیوه جدید...الخ...من برم سر کارم...دعا کن ردیف شه...مردم!
Artin
سه شنبه 4 آذر 1393 02:05 ب.ظ
خو این بارو سادیسمیه! این چه وضعشه خوب....:)
سه شنبه 4 آذر 1393 05:15 ق.ظ
ای بابا این یارو چرا اینجوریه! نه بویاییش کار می کنه نه چشاییش...از اونور مزه ملخ رو با سرد و گرم یکی کرده....از این ورم....بوی گچ و فرق سر ادم و روغن روی آب....!!!
پاسخ Farbod Azsan : مشکل از یارو نیست. AM طوری مغزشونو دستکاری می کنه که همه چی با هم قاطی می شه.
سه شنبه 4 آذر 1393 05:12 ق.ظ
ص8، فلان عصر و بسان عصر...
هر چند فلان وبسان هم بکار برده میشه ولی درستش اینه: فلان و بیسار....یعنی تو لغت نامه اینه...
پاسخ Farbod Azsan : می دونم. اتفاقاً توی پرتقال کوکی فلان بیسارو به کار برده بودم، ولی اینجا چون توی دیالوگ بود و مردم هم تا جایی که شنیدم می گن فلان و بسان و نه فلان و بیسان، تصمیم گرفتم از اولی استفاده کنم.
سه شنبه 4 آذر 1393 04:52 ق.ظ
ص 5، پاراگراف 2، خط آخر...فراتر از حد انتظاران سازندگانش=> انتظارات.
پاسخ Farbod Azsan : ایراد وارده. ممنون.
سه شنبه 4 آذر 1393 04:51 ق.ظ
صفحه 5) خط اول-زیر چسز چراغ مانندی که ساخته بود....خوب فکر کنم اینجا ضمیر he رو حذف نکنیم بهتره...چون یه مقدار کج فهمی داره....در نظر من البته...
پاسخ Farbod Azsan : منظورت اینه که بنویسیم: زیر چیز چراغ مانندی که او ساخته بود؟ انصافاً به نظرت اینجا «او» رو نذاریم کج فهمی ایجاد می کنه؟
سه شنبه 4 آذر 1393 04:47 ق.ظ
ص 4 میگه: من و بنی جلو و عقب می رفتیم تا مطمئن شویم اگر قرار بود اتفاقی بیوفتد برای ما بیفتد....بهتره نیست بگیم اگر قرار است اتفاقی بیفتد...نمی دونما...سلیقه ایه....بیشتر
پاسخ Farbod Azsan : از دید راوی این اتفاقات توی گذشته ی دور اتفاق افتادن. برای همین منم تا جای ممکن سعی کردم از افعال ماضی استفاده کنم.
سه شنبه 4 آذر 1393 04:40 ق.ظ
صفحه 4- چون او جزو.....جزو=> جزء.
پاسخ Farbod Azsan : «جزء/ جزو:

املای این کلمه به هر دو صورت صحیح است و هر دو به یک معناست اما اصل این کلمه در عربی با همزة پایان ی(جزء) است لیکن فارسی زبانان از قدیم آن را با«و» پا یانی و به صورت«جزو» نیز به کار برده‌اند.»

http://kelk.iaus.ac.ir/documens/similar-wordage-spelling.html?start=3
آرتین
سه شنبه 4 آذر 1393 04:39 ق.ظ
صفحه 4، ولی اهمیتی نداست...گرم، سرد، مذاب، آب جوش، ملخ....نمی دونم شاید نویسنده خواسته متنش موضون شه....ولی خوب یهتر بود آب جوش رو همون جوش ترجمه میکردی که با بقیه هماهنگی داشته باشه....
من برم....
پاسخ Farbod Azsan : اتفاقاً جوش رو برای هماهنگی نوشتم آب جوش. چون بین دوتا کلمه ی دوبخشی (مذاب و ملخ) یه کلمه ی یه هجایی یکم نامانوس به نظر می رسه و توی آهنگ نثر تداخل ایجاد می کنه.

البته می تونستم بنویسم: گرم، سرد، جوش، مذاب، ملخ، ولی اونجوری ترتیب کلمات متن اصلی عوض می شد و شاید معنیش هم همین طور، چون گرم و سرد لزوماً به کیفیت آب برنمی گرده و ممکنه به شرایط آب و هوا اشاره کنه، ولی وقتی این سه تا کنار هم بیان، تصور «آب» توی ذهن ایجاد می شه.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic