Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:دوشنبه 3 شهریور 1393-01:28 ق.ظ

در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: Russian Ark

رده: سینما


سال انتشار: 2002
کارگردان: Alexander Sukorov
سبک: درام/فانتزی/تاریخی

خلاصه‌ی داستان:

یک اشراف‌زاده‌ی فرانسوی که از دوران اقامت خود در روسیه خاطرات بدی در ذهن دارد، در موزه‌ی روسی ارمیتاژ گردش می‌کند و شخصیت‌های تاریخی دو قرن اخیر روسیه را ملاقات می‌نماید...

- همیشه دوست داشتم یه موقعیت پیش بیاد و بتونم عظمت یه چیزیو توی یه جمله توصیف کنم و خوشبختانه با این فیلم این موقعیت به بهترین شکل ممکن فراهم شد: کشتی روسی تنها فیلم توی تاریخ سینماست که کلش توی یه برداشت گرفته شده. بدون کات. بدون کلک. کلش تو یه برداشت.

- آها، نه این که تئاتر تک‌پرده‌ای کلش تو یه برداشت اجرا نمی‌شه.

- تو داری تئاتر تک‌پرده‌ایو با کشتی روسی مقایسه می‌کنی؟ اینجا دوربین و صحنه دائماً در حال حرکته.این فیلم یه کست دو سه هزار نفره داره. موزه‌ی ارمیتاژ برای یه روز دراشو بست  و به عوامل فیلم فرصت داد که کار فیلمبرداریو انجام بدن. کلاً فقط سه دفعه فرصت داشتن. دوبار اول به دلیل مشکلات فنی برداشت خراب شد. بار سوم موفق شدن، ولی اگه بار سومم خراب می‌کردن، شاید این فیلم هیچ‌وقت ساخته نمی‌شد. اصلاً لول ریسکو درک می‌کنی؟ کافی بود از میون این دو سه هزار نفر یکی سوتی بده، سکندری بخوره، راشو گم کنه. یعنی ساخته شدن یا نشدن یه فیلم به بی‌نقص بودن تک‌تک عواملش بستگی داشت.

- حالا تئاتر شاید مثال خوبی نباشه، ولی مثلاً افتتاحیه‌ی المپیک چی؟ مثلاً همون افتتاحیه‌ی پکن؟ اگه کشتی روسی به بی‌نقص بودن دو سه هزار نفر آدم بستگی داشت، افتتاحیه‌ی پکن به بی‌نقص بودن پونزده شونزده‌ هزار نفر آدم بستگی داشت. تازه سطح حساسیت این دوتا رو با هم مقایسه کن. این خیلی چیز خاصی نیست.

- ببین، من ضد افتتاحیه‌ی پکن حرف نمی‌زنم، چون قبول دارم یه چیز خارق‌العاده بود. ولی آخه این دوتا رو چجوری می‌شه با هم مقایسه کرد؟ اون افتتاحیه بود، این سینماست. سینما خیلی بیشتر از یه افتتاحیه‌ی المپیک به معنا و انسجام وابسته‌ست. 

- خب دقیقاً مشکل همین‌جا به وجود میاد. کشتی روسی معنا و انسجامش کجا بود؟ هیچ انسجامی بین دیالوگای فیلم وجود نداره. حالا این که انسجام بین سکانس‌ها نیست خیلی جای بحث نداره، چون واقعاً انتظار زیادیه، مثلاً من با سیستم پرش‌های زمانی قر و قاطی فیلم مشکل خاصی ندارم، ولی خب دیالوگا چی؟ خصوصاً با توجه این که دیالوگا بعداً ضبط شدن. البته این مشکل عدم انسجام بین دیالوگا و این تکنیک هرچه دل تنگت می‌خواهد بگوی مثل این که توی کل سینمای روسیه رایجه؛ چون استاکر تارکوفسکی هم همین‌طوری بود. دیالوگایی که گفته می‌شد، اصلاً هیچ ربطی به هم نداشتن. یعنی یه هدف واحدو دنبال نمی‌کردن. اینم همین‌طوره. مثلاً یه جا اون یارو فرانسویه که یه جورایی اسکورت دوربینه، میاد به پوشکین تیکه میندازه، یه جا دیگه می‌ره مجسمه و تابلوی نقاشی تفسیر می‌کنه، یه جا دیگه... اصلاً یادم نیست راجع به چی حرف می‌زد. ببین مشکل اینجاست؛ کشتی روسی یه کار خفن انجام داده، درسته، ولی نمی‌تونه از زیر سایه‌ی اون کار خفن بیرون بیاد. یعنی غیر از این که کلش تو یه برداشت گرفته شده و البته از لحاظ بصری باشکوهه، هیچ ویژگی شاخص دیگه‌ای نداره. این فیلم پتانسیل داشت بیشتر از اون چیزی که هست باشه. توی حالت فعلیش فیلم انگار حاصل تفکر یه آدمه که از تدوینگرا بدش میاد و عاشق FPSه.

- موافق نیستم. اگه هدف از ساخت این فیلم فقط این بود که توی یه برداشت به سرانجام برسه که امیتاژو به عنوان لوکیشنش انتخاب نمی‌کردن. کشتی روسی بیشتر از هر چیزی یه تجلیل خاطر از تاریخ سیصد سال پیش روسیه‌ست و نشون دادن یه شکوه از دست رفته. مثلاً اون قسمت که می‌رن توی اون اتاق تاریکه و بعد اون کسی که تنها و غمگین اونجا نشسته و دائماً می‌گه پاتو نذار روی اجساد یا همچین چیزی، الان این معنا نیست؟ تناقض شدید این سکانس با تمام سکانس‌های دیگه که فقط توشون زیبایی و شکوه به نمایش درمیاد، به بهترین شکل ممکن ضربه‌ایو که کمونیسم و جنایات استالین به روحیه‌ی روسیه زد نشون می‌ده. من خودم به شدت طرفدار انسجام و معنا و مفهوم توی یه داستانم و اگه کشتی روسی صرفاً یه اثر بی سر و ته بود که فقط به سرانجام رسیدنش توی یه برداشت اهمیت داشت، تازه ازش بدمم میومد. چون این فرصتو از یه فیلم شایسته‌تر می‌گرفت که به عبارتی عنوان اولین فیلم «تک‌برداشته» رو یدک بکشه. ولی توی حالت فعلیش کشتی روسی نمی‌گم بی‌نقص، ولی واقعاً منحصربه‌فرده. اصلاً عین یه رویا می‌مونه. اون قسمتی که اون چندتا دختربچه دارن تو راهرو می‌دون و دوربین هم از پشت سر دنبالشون می‌کنه، بدون اغراق انگار از یه رویا اومده بیرون.

- من خودم قبول دارم تصویرپردازی فیلم شاهکاره. اصلاً همین الان گفتم فیلم از لحاظ بصری باشکوهه. اون سکانسی که نوه‌ی فتحعلی‌شاه میاد به دربار تزار تا ازش بابت به قتل رسیدن یه سفیر روسی تو ایران عذرخواهی کنه، واقع‌گرایانه‌ترین چیز تاریخی‌ایه که تا حالا دیدم. یعنی انگار یکی واقعاً توی زمان سفر کرده و از دربار تزار مخفیانه فیلم‌برداری کرده. ولی خب نمی‌دونم، انتظار داشتم یه طناب محکم‌تر بین روند حوادث بسته بشه. یعنی روند فیلم و دیالوگا یه حالت رندوم‌طوری داره که توی یه فیلم عادی حسابی می‌زد توی ذوقم. مثلاً چی می‌شد ترتیب زمانی فیلم از گذشته به حال بود؟ مثلاً از پتر کبیر شروع می‌شد و آخرش به شوروری می‌رسید؟

- یعنی ترجیح می‌دادی به جای اون صحنه‌ی باله‌ی باشکوه، آخر فیلم به اون صحنه‌ی مربوط به شوروری ختم می‌شد؟ اتفاقاً این حالت فعلیش خیلی بهتره. اونجوری فیلم قابل‌پیش‌بینی می‌شد.

- الان پس از نظر تو فیلم هیچ مشکلی نداره؟

- چرا، مثلاً یکی از مشکلات فیلم اینه که یه سری نقطه‌ی عطف داره که همه‌شون نفس‌گیرن و هر چیزی که اون نقطه‌ی عطف محسوب نشه، تا حدودی خسته‌کننده‌ست. مثلاً اوایل فیلم که دوربین همه‌ش داره می‌ره اینور و اونور و اتفاق خاصی نمی‌افته، فراموش‌شدنیه. ولی اگه بخوام راستشو بگم، من فیلمی سراغ ندارم که مطلقاً حتی یه ثانیه‌شم خسته‌کننده نباشه. البته اون مشکل دیالوگ هم که گفتی براش صادقه، ولی خب من یه جا توی نت خونده بودم زبون روسی ترجمه‌ش به انگلیسی بدقلقه و یه اثر ترجمه‌شده از زبون روسی به انگلیسی نثرش دیگه مال نویسنده نیست و مال مترجمه. البته راست و دروغش پای گوینده، ولی خب اگه راست باشه، شاید دیالوگ‌های روسی که ما به انگلیسی می‌خونیم واسه‌ی همین یه جوری به نظر می‌رسن. حالا این حرفا به کنار، تو خودت نظر کلیت نسبت به فیلم مثبته یا منفی؟

- برای من مثبت و منفی خیلی معنی نداره. اگه منظورت اینه که چه برداشتی از فیلم داشتم ، می‌تونم بگم که کشتی روسی برای من تداعی‌گر عصری بود که دیگه رفته و هیچ‌وقت برنمی‌گرده. عصر شکوه سلطنتی و سرسراهای پرنور پر از آدمای مغرور که سرنوشت یه کشور دستشون بود، عصر اون لباسای گرون‌قیمت و طلا جواهری که تک‌تکشون مثل غذایی بودن که از گلوی رعیت جماعت بیرون آورده شده باشن. الان دیگه عصر این چیزا به سر رسیده. به قول معروف همه‌شون به تاریخ پیوستن، ولی کشتی روسی سعی می‌کنه این بخش از تاریخ روسیه رو زنده کنه و این کارو کاملاً بی‌طرفانه هم انجام می‌ده. یعنی این فیلم بیشتر یه یادآوریه تا تجلیل خاطر، چون هیچ‌گونه تجلیلی نداره. همه‌چی همون‌طور به نمایش درمیاد که بود. حالت وطن‌پرستانه نداره. ولی خب کلاً خوب این حسو به آدم منتقل می‌کنه که روسیه چی بود و چی شد.




داغ کن - کلوب دات کام

پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 19 مهر 1393 10:12 ق.ظ
چه پیشنهاد خوبی! تا امشب کلکسیونم تکمیله...
تشکر.
پاچاکوتی هیروهیتو
دوشنبه 14 مهر 1393 11:31 ب.ظ
آره؟
ببینم پارت دوم سوگاتا سانشیرو رو داری؟ از بین 30 تا فیلمش این تنها فیلمیشه که هیچ جا گیر نمیاد و البته تنها فیلمیشه که من واقعاً مشتاق دیدنشم. غلط نکنم مال 1944 باید باشه. خیلی دوس دارم ببینم فوجیتا چطوری کشتی گیرای غربی رو زمین میزنه!
اگه خواستی شروع کنی به دیدنشونم پیشنهاد من اینه که أول همون راشومون رو ببینی، بعد ریش قرمز و بعدشم هفت سامورائی و إلی آخر (همه شونم زیر نویس انگلیسی براشون پیدا میشه. از این نظر مشکلی ندارن.).
بعید میدونم که به این زودی بزنی تو کار فیلم جاپونی ولی اگه شروع کردی، بجز در مورد اوزو، میزوگوچی و کوروساوا که زیاد دوسشون ندارم، در مورد دیگران یه جورائی متخصّصم و میتونی رو کمکم حساب کنی.
پاسخ Farbod Azsan : آره، پارت 2 سوگاتا سانشیرو رو هم دارم. می تونی توی کلکسیون پایینی (که کلکسیون منم هست) پیداش کنی:
http://thepiratebay.se/torrent/8124336/Akira_Kurosawa_Boxset

اگه زدم تو خط فیلمای ژاپنی حتماً از راهنمایی هات استفاده می کنم. ممنون.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 01:19 ق.ظ
راستی چرا اینو جزء پاپ کالچر اوردی؟ بعید میدونم فیلمای سوخوروف جذابیتی برای مخاطب عام داشته باشن. ها؟
پاسخ Farbod Azsan : کاری به فیلمای دیگه ی سوخوروف ندارم (چون در حال حاضر ندیدمشون)، ولی به نظرم کشتی روسی پیچیدگی یا سنگینی خاصی نداره و کاملاً می تونه برای مخاطب عام جذابیت داشته باشه.

پ.ن: البته من خودمم خیلی مخاطب خاص محسوب نمی شم.
پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 12 مهر 1393 11:54 ب.ظ
آها منم همچی چیزی رو در مورد ماهی و گربه شنیده بودم ولی هنوز ندیده مش.
در مورد پاراگراف آخر، جالبه که إسم خود فیلم واقعاً همچی دیدی به آدم میده (برعکس عناوینی مثل قرن باشکوه یا فلانی کبیر و...).
سوخورف کلّاً در زمینه ی کارهای خارق عادة و ریسک آمیز دستی داره (مثل فیلم مادر و پسر با اون تصویر برداری باور نکردنی مسطّحش).
پاسخ Farbod Azsan : راجع به اسمش به نکته ی خوبی اشاره کردی. مسلماً دلیل خوبی وجود داشته که برای فیلمی با این عظمت اسم خاشعانه ای انتخاب کردن.
چهارشنبه 12 شهریور 1393 05:19 ب.ظ
اها این کتابی که میگی رو تو همین وبلاگم میزاری برای دانلود کردن یا جاپش میکنی تو بازار ??
پاسخ Farbod Azsan : می ذارم تو وب. قابل چاپ نیست.
payam
سه شنبه 11 شهریور 1393 06:54 ب.ظ
سلام یه سوال بهترین کتابی که تو عمرت خوندی جی بوده اگه جند تا هست جند تاشو بگو
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

الان در حال ترجمه ی بهترین کتابی هستم که تو عمرم خوندم. احتمالاً ترجمش تو همین تابستون تموم می شه. منتها تا قبل از این که کاملاً آماده بشه نمی خوام بگم چیه. یکم صبر کن.
یکشنبه 9 شهریور 1393 11:59 ب.ظ
@آرتین
حقیقتش خیلی قبول ندارم این نظر رو. چون اثر اقتباسی با چیزی که ازش اقتباس شده فرق میکنه و خط داستانی یکی نیست. توی این نوع ترجمه خط داستانی یکی هستش فقط به شکل دیگه ای گفته میشه.
آرتین
پنجشنبه 6 شهریور 1393 12:19 ب.ظ
این پایینی من نیستمآ!
هر چند این موضوعی که می فرمایید هم نوعی ترجمه است ولی در نظر من مترجم باید نسبت به متن اصلی وفادار باشه...ممکنه با روش برداشت از متن، کار قشنگی ارائه بشه (مثل کارهای ذبیح الله منصوری) ولی در اینصورت ما بیشتر با یک اثر اقتباسی مواجهیم تا یک ترجمه! افزون بر این برداشت افراد مختلف از یک متن متفاوته....و در کنار اینها هیچ نویسنده ای دوست نداره در اثرش دست ببرند.
پنجشنبه 6 شهریور 1393 11:48 ق.ظ
سلام.
از نظر من هر زبانی رو میشه به نثر روان به زبان دیگه ترجمه کرد اگر مترجم به هر دو زبان مسلط باشه.
حتما لازم نیست دقیقا هر چیزی گفته بشه ترجمه بشه. فقط کافیه مترجم منظور نویسنده رو بگیره و همون منظور رو به زبان دیگه برسونه. اعتراف میکنم آسون نیست. ولی غیرممکن هم نیست.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

نه، منم همچین حرفی نزدم. فقط به طور کلی می خواستم بگم ترجمه ی وفادارانه ی زبونایی که ریشه ی یکسان نداشته باشن (مثل روسی به انگلیسی) سخت تر از زبوناییه که ریشه ی یکسان دارن (فرانسوی به انگلیسی).
Artin
چهارشنبه 5 شهریور 1393 06:29 ب.ظ
آره، بد نیست....
هم خودم هم دوستام همه ازش راضی هستیم....قیمتشم نسبت به دیکشنری های چاپی خیلی کمتره....فکر کنم الآن حدود 15_12 تومن باشه...و البته آسانتر هم هست.
آرتین
چهارشنبه 5 شهریور 1393 06:05 ب.ظ
خوب، من خودم از دیکشنری نارسیس استفاده می کنم، و ازش راضیم ولی بازم میگم همه اصطلاحات رو نداره اما یه کمک مترجم داره که از گوگل ترنسلیت بسیار بسیار بهتره....و تو این سه سالی که دارمش کمتر از 20 واژه بودند که تو دیکشنری نبودند و من از هزاره یا گوگل دیدمشون.
پاسخ Farbod Azsan : پس با تفاسیر منم باید یه دونه دیکشنری نارسیس بخرم.
Artin
چهارشنبه 5 شهریور 1393 10:20 ق.ظ
ممنون فربد،
ولی منظورم اصطلاحات رایج بود نه تخصصی...تخصصی ها رو دیکشنری دارم...
___________
ای بابا....دلیل نمیشه که چون یه رشته رو می خونی همه چیزشو بلد باشی آخه!!!
پاسخ Farbod Azsan : اصطلاحات رایج؟ یعنی همونایی که توی گفتگوی روزانه استفاده می کنیم؟ مگه توی متن تخصصی از این نوع اصطلاحات هم استفاده می شه؟ در هر صورت آره، قبول دارم، ترجمه ی اصطلاحات کار سختیه و خودمم سرش زیاد وقتم تلف شده.
آرتین
چهارشنبه 5 شهریور 1393 12:56 ق.ظ
ای داد بیداذ...بازهم متن ما پرید...
فربد
درسته تخصصی خیلی خیلی آسونتر از فانتزیه...ولی بدا بحالت اگه چیزی رو که می خونی مفهومش رو نفهمی....کلا تا اخر کتاب میبینی همه چیز رو ارجاع دادن به همون مبحث....علاوه بر اون یه سری از کلمات بصورت خاص برای ما معنی میده مثلا تریت رو ما ترجمه می کنیم رفتار کردن، مهندسی شیمی ترجمه می کنه تیمار یا دیوایسز رو ما میگیم ادوات اونا میگن وسیله...و اینها رو باید بدونیم...
اصلا سر همین دیواس که من ترجمه کرده بودم وسلیه پروپوزالم رو رد کردن!
__________
ترجمه واقعا یه فنه ها....
توی کلاسهای فن ترجمه، همیشه استاد میگفت با یک ویرگول معنی جمله می تونه بکی تغییر کنه! و خوب این موضوع خیلی طول میکشه دست ادم بیاد....
__________
سوال سوال!
برای ترجمه وقتی میرسم به اصطلاحات بعضی وقتها نمی فهمم اصطلاحه....چون جمله بازم در نظرم معنیش درسته!!!
برای اصطلاحات از چه دیکشنری ای استفاده کنم؟
من خودم فرهنگ هزاره دارم و دیکشنری نارسیس....ولی تو بعضی موارد اینها جوابگو نیست...
پاسخ Farbod Azsan : چیزی که می گی صد در صد درسته، ولی خب اگه متنی که می خوای ترجمه کنی مربوط به رشتت می شه، انتظار می ره تمام این ریزه کاری ها رو بلد باشی آقایی که می خوای دکترا بگیری.

برای اصطلاحات باید حتماً بری سراغ لعتنامه ی تخصصی اون رشته. متاسفانه اکثر این لغتنامه ها هم توی اینترنت پیدا نمی شن و باید بری تو کتابفروشی دنبالشون بگردی.
ارتین
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:30 ب.ظ
قبلا هم ترجمه تخصصی زیاد کردمها...ولی این ادمش فرق داره آخه!
پاسخ Farbod Azsan : یکم اعتماد به نفس داشته باش.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات