Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Farbod Azsan
تاریخ:دوشنبه 3 شهریور 1393-01:28 ق.ظ

در کوچه پس کوچه های پاپ کالچر: Russian Ark

رده: سینما


سال انتشار: 2002
کارگردان: Alexander Sukorov
سبک: درام/فانتزی/تاریخی

خلاصه‌ی داستان:

یک اشراف‌زاده‌ی فرانسوی که از دوران اقامت خود در روسیه خاطرات بدی در ذهن دارد، در موزه‌ی روسی ارمیتاژ گردش می‌کند و شخصیت‌های تاریخی دو قرن اخیر روسیه را ملاقات می‌نماید...

- همیشه دوست داشتم یه موقعیت پیش بیاد و بتونم عظمت یه چیزیو توی یه جمله توصیف کنم و خوشبختانه با این فیلم این موقعیت به بهترین شکل ممکن فراهم شد: کشتی روسی تنها فیلم توی تاریخ سینماست که کلش توی یه برداشت گرفته شده. بدون کات. بدون کلک. کلش تو یه برداشت.

- آها، نه این که تئاتر تک‌پرده‌ای کلش تو یه برداشت اجرا نمی‌شه.

- تو داری تئاتر تک‌پرده‌ایو با کشتی روسی مقایسه می‌کنی؟ اینجا دوربین و صحنه دائماً در حال حرکته.این فیلم یه کست دو سه هزار نفره داره. موزه‌ی ارمیتاژ برای یه روز دراشو بست  و به عوامل فیلم فرصت داد که کار فیلمبرداریو انجام بدن. کلاً فقط سه دفعه فرصت داشتن. دوبار اول به دلیل مشکلات فنی برداشت خراب شد. بار سوم موفق شدن، ولی اگه بار سومم خراب می‌کردن، شاید این فیلم هیچ‌وقت ساخته نمی‌شد. اصلاً لول ریسکو درک می‌کنی؟ کافی بود از میون این دو سه هزار نفر یکی سوتی بده، سکندری بخوره، راشو گم کنه. یعنی ساخته شدن یا نشدن یه فیلم به بی‌نقص بودن تک‌تک عواملش بستگی داشت.

- حالا تئاتر شاید مثال خوبی نباشه، ولی مثلاً افتتاحیه‌ی المپیک چی؟ مثلاً همون افتتاحیه‌ی پکن؟ اگه کشتی روسی به بی‌نقص بودن دو سه هزار نفر آدم بستگی داشت، افتتاحیه‌ی پکن به بی‌نقص بودن پونزده شونزده‌ هزار نفر آدم بستگی داشت. تازه سطح حساسیت این دوتا رو با هم مقایسه کن. این خیلی چیز خاصی نیست.

- ببین، من ضد افتتاحیه‌ی پکن حرف نمی‌زنم، چون قبول دارم یه چیز خارق‌العاده بود. ولی آخه این دوتا رو چجوری می‌شه با هم مقایسه کرد؟ اون افتتاحیه بود، این سینماست. سینما خیلی بیشتر از یه افتتاحیه‌ی المپیک به معنا و انسجام وابسته‌ست. 

- خب دقیقاً مشکل همین‌جا به وجود میاد. کشتی روسی معنا و انسجامش کجا بود؟ هیچ انسجامی بین دیالوگای فیلم وجود نداره. حالا این که انسجام بین سکانس‌ها نیست خیلی جای بحث نداره، چون واقعاً انتظار زیادیه، مثلاً من با سیستم پرش‌های زمانی قر و قاطی فیلم مشکل خاصی ندارم، ولی خب دیالوگا چی؟ خصوصاً با توجه این که دیالوگا بعداً ضبط شدن. البته این مشکل عدم انسجام بین دیالوگا و این تکنیک هرچه دل تنگت می‌خواهد بگوی مثل این که توی کل سینمای روسیه رایجه؛ چون استاکر تارکوفسکی هم همین‌طوری بود. دیالوگایی که گفته می‌شد، اصلاً هیچ ربطی به هم نداشتن. یعنی یه هدف واحدو دنبال نمی‌کردن. اینم همین‌طوره. مثلاً یه جا اون یارو فرانسویه که یه جورایی اسکورت دوربینه، میاد به پوشکین تیکه میندازه، یه جا دیگه می‌ره مجسمه و تابلوی نقاشی تفسیر می‌کنه، یه جا دیگه... اصلاً یادم نیست راجع به چی حرف می‌زد. ببین مشکل اینجاست؛ کشتی روسی یه کار خفن انجام داده، درسته، ولی نمی‌تونه از زیر سایه‌ی اون کار خفن بیرون بیاد. یعنی غیر از این که کلش تو یه برداشت گرفته شده و البته از لحاظ بصری باشکوهه، هیچ ویژگی شاخص دیگه‌ای نداره. این فیلم پتانسیل داشت بیشتر از اون چیزی که هست باشه. توی حالت فعلیش فیلم انگار حاصل تفکر یه آدمه که از تدوینگرا بدش میاد و عاشق FPSه.

- موافق نیستم. اگه هدف از ساخت این فیلم فقط این بود که توی یه برداشت به سرانجام برسه که امیتاژو به عنوان لوکیشنش انتخاب نمی‌کردن. کشتی روسی بیشتر از هر چیزی یه تجلیل خاطر از تاریخ سیصد سال پیش روسیه‌ست و نشون دادن یه شکوه از دست رفته. مثلاً اون قسمت که می‌رن توی اون اتاق تاریکه و بعد اون کسی که تنها و غمگین اونجا نشسته و دائماً می‌گه پاتو نذار روی اجساد یا همچین چیزی، الان این معنا نیست؟ تناقض شدید این سکانس با تمام سکانس‌های دیگه که فقط توشون زیبایی و شکوه به نمایش درمیاد، به بهترین شکل ممکن ضربه‌ایو که کمونیسم و جنایات استالین به روحیه‌ی روسیه زد نشون می‌ده. من خودم به شدت طرفدار انسجام و معنا و مفهوم توی یه داستانم و اگه کشتی روسی صرفاً یه اثر بی سر و ته بود که فقط به سرانجام رسیدنش توی یه برداشت اهمیت داشت، تازه ازش بدمم میومد. چون این فرصتو از یه فیلم شایسته‌تر می‌گرفت که به عبارتی عنوان اولین فیلم «تک‌برداشته» رو یدک بکشه. ولی توی حالت فعلیش کشتی روسی نمی‌گم بی‌نقص، ولی واقعاً منحصربه‌فرده. اصلاً عین یه رویا می‌مونه. اون قسمتی که اون چندتا دختربچه دارن تو راهرو می‌دون و دوربین هم از پشت سر دنبالشون می‌کنه، بدون اغراق انگار از یه رویا اومده بیرون.

- من خودم قبول دارم تصویرپردازی فیلم شاهکاره. اصلاً همین الان گفتم فیلم از لحاظ بصری باشکوهه. اون سکانسی که نوه‌ی فتحعلی‌شاه میاد به دربار تزار تا ازش بابت به قتل رسیدن یه سفیر روسی تو ایران عذرخواهی کنه، واقع‌گرایانه‌ترین چیز تاریخی‌ایه که تا حالا دیدم. یعنی انگار یکی واقعاً توی زمان سفر کرده و از دربار تزار مخفیانه فیلم‌برداری کرده. ولی خب نمی‌دونم، انتظار داشتم یه طناب محکم‌تر بین روند حوادث بسته بشه. یعنی روند فیلم و دیالوگا یه حالت رندوم‌طوری داره که توی یه فیلم عادی حسابی می‌زد توی ذوقم. مثلاً چی می‌شد ترتیب زمانی فیلم از گذشته به حال بود؟ مثلاً از پتر کبیر شروع می‌شد و آخرش به شوروری می‌رسید؟

- یعنی ترجیح می‌دادی به جای اون صحنه‌ی باله‌ی باشکوه، آخر فیلم به اون صحنه‌ی مربوط به شوروری ختم می‌شد؟ اتفاقاً این حالت فعلیش خیلی بهتره. اونجوری فیلم قابل‌پیش‌بینی می‌شد.

- الان پس از نظر تو فیلم هیچ مشکلی نداره؟

- چرا، مثلاً یکی از مشکلات فیلم اینه که یه سری نقطه‌ی عطف داره که همه‌شون نفس‌گیرن و هر چیزی که اون نقطه‌ی عطف محسوب نشه، تا حدودی خسته‌کننده‌ست. مثلاً اوایل فیلم که دوربین همه‌ش داره می‌ره اینور و اونور و اتفاق خاصی نمی‌افته، فراموش‌شدنیه. ولی اگه بخوام راستشو بگم، من فیلمی سراغ ندارم که مطلقاً حتی یه ثانیه‌شم خسته‌کننده نباشه. البته اون مشکل دیالوگ هم که گفتی براش صادقه، ولی خب من یه جا توی نت خونده بودم زبون روسی ترجمه‌ش به انگلیسی بدقلقه و یه اثر ترجمه‌شده از زبون روسی به انگلیسی نثرش دیگه مال نویسنده نیست و مال مترجمه. البته راست و دروغش پای گوینده، ولی خب اگه راست باشه، شاید دیالوگ‌های روسی که ما به انگلیسی می‌خونیم واسه‌ی همین یه جوری به نظر می‌رسن. حالا این حرفا به کنار، تو خودت نظر کلیت نسبت به فیلم مثبته یا منفی؟

- برای من مثبت و منفی خیلی معنی نداره. اگه منظورت اینه که چه برداشتی از فیلم داشتم ، می‌تونم بگم که کشتی روسی برای من تداعی‌گر عصری بود که دیگه رفته و هیچ‌وقت برنمی‌گرده. عصر شکوه سلطنتی و سرسراهای پرنور پر از آدمای مغرور که سرنوشت یه کشور دستشون بود، عصر اون لباسای گرون‌قیمت و طلا جواهری که تک‌تکشون مثل غذایی بودن که از گلوی رعیت جماعت بیرون آورده شده باشن. الان دیگه عصر این چیزا به سر رسیده. به قول معروف همه‌شون به تاریخ پیوستن، ولی کشتی روسی سعی می‌کنه این بخش از تاریخ روسیه رو زنده کنه و این کارو کاملاً بی‌طرفانه هم انجام می‌ده. یعنی این فیلم بیشتر یه یادآوریه تا تجلیل خاطر، چون هیچ‌گونه تجلیلی نداره. همه‌چی همون‌طور به نمایش درمیاد که بود. حالت وطن‌پرستانه نداره. ولی خب کلاً خوب این حسو به آدم منتقل می‌کنه که روسیه چی بود و چی شد.




داغ کن - کلوب دات کام

پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 19 مهر 1393 10:12 ق.ظ
چه پیشنهاد خوبی! تا امشب کلکسیونم تکمیله...
تشکر.
پاچاکوتی هیروهیتو
سه شنبه 15 مهر 1393 02:23 ق.ظ
اکه هی... من همه رو جدا جدا دانلود کرده بودم... این لامصّب Jcinema بزرگترین کلکسیونی رو داره که دیده م؛ همین الان که این آدرسو دادی رفتم تو تورنتاش دیدم 47رونین سال 58 رو هم داره (چرا قبلاً ندیده بودمش؟!). حدود 6 ماهه دارم میگردم برای این فیلم ولی فقط تو یوتیوب به شکل 9پارتی پیداش کرده بودم...
پاسخ Farbod Azsan : اشکال نداره. می تونی پارت دوم سوگاتا سانشیرو رو به صورت جداگونه از تورنت پایینی دانلود کنی. کلیک کن رو magnet link، وقتی محتویات تورنت توی کلاینتت لود شد، تیک همه ی فولدرها غیر از فولدر پارت دوم سوگاتا سانشیرو رو بردار. اینجوری فقط همونو دانلود می کنه.
پاچاکوتی هیروهیتو
دوشنبه 14 مهر 1393 11:31 ب.ظ
آره؟
ببینم پارت دوم سوگاتا سانشیرو رو داری؟ از بین 30 تا فیلمش این تنها فیلمیشه که هیچ جا گیر نمیاد و البته تنها فیلمیشه که من واقعاً مشتاق دیدنشم. غلط نکنم مال 1944 باید باشه. خیلی دوس دارم ببینم فوجیتا چطوری کشتی گیرای غربی رو زمین میزنه!
اگه خواستی شروع کنی به دیدنشونم پیشنهاد من اینه که أول همون راشومون رو ببینی، بعد ریش قرمز و بعدشم هفت سامورائی و إلی آخر (همه شونم زیر نویس انگلیسی براشون پیدا میشه. از این نظر مشکلی ندارن.).
بعید میدونم که به این زودی بزنی تو کار فیلم جاپونی ولی اگه شروع کردی، بجز در مورد اوزو، میزوگوچی و کوروساوا که زیاد دوسشون ندارم، در مورد دیگران یه جورائی متخصّصم و میتونی رو کمکم حساب کنی.
پاسخ Farbod Azsan : آره، پارت 2 سوگاتا سانشیرو رو هم دارم. می تونی توی کلکسیون پایینی (که کلکسیون منم هست) پیداش کنی:
http://thepiratebay.se/torrent/8124336/Akira_Kurosawa_Boxset

اگه زدم تو خط فیلمای ژاپنی حتماً از راهنمایی هات استفاده می کنم. ممنون.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 11:56 ب.ظ
ها... یه أمر خیلی رایج بین کلکسیونرها و معاتید به دانلوده. وقتی پیش میاد که سرعة دانلودها از حوصلة فیلم دیدن آدم بیشتر باشه. یادمه خودم از پارسال حوالی آذر تا مرداد امسال اینترنت نداشتم ولی به قدری فیلم ذخیرة کرده بودم که هرچند یه بار کارگردان جدیدی رو کشف کنم (البته همون دوره إیضاً باعث شد آخرین بارقات عقلانیتمم از دست بدم). پیشنهاد میکنم Rashomon رو هم اگه ندیدی ببینی (با اینکه از بین سی40 تا کارگردان جاپونی که میشناسم، کوروساوا رو کمتر از بیشترشون دوس دارم ولی کارای کوروساوا کلّاً طبق تعریفی که گفتی، جزء پاپ کالچر جاپونی محسوب میشه و إحتمالاً مطلب خوبی میشه در موردش نوشت. در دوران خودش و حتّی تا به امروز هم فیلم خیلی مطرحی بوده).
پاسخ Farbod Azsan : آخ گفتی. من اگه همین الان دانلود کردنو متوقف کنم، می شه گفت تا صد سالگی محتوا برای دیدن و خوندن و بازی کردن دارم.

کوروساوا تمام فیلماشو دارم. حتی اونایی که از قرار معلوم زیرنویس انگلیسی ندارن. البته هیچ کدومشونو هنوز ندیدم. می خوام سر فرصت ماراتون تماشای فیلماشو راه بندازم.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 02:36 ب.ظ
?ね
ترکرش رو از اینجا بگیر
thepiratebay.se/torrent/4695721/Aleksandr_Sokurov_-_Mat_i_syn_AKA_Mother_and_Son_(1997)
سرعة اینترنتت زیاد باشه 2سه ساعته دانلود میشه طبق تخمین بنده. البته مطمئن نیستم زیرنویسش بدرد بخوره. خودت جداگانه زیرنویس براش دانلود کن.
پاسخ Farbod Azsan : اتفاقاً من اول اینو دیدم، ولی چون یکی کامنت گذاشته بود زیرنویسش به درد نمی خوره، رفتم سراغ ورژن sonata premiereش. البته مشکلی نیست، اکثر مواقع خیلی طول می کشه یه فیلمو ببینم، چون وقتی دانلودش تموم می شه می ره آخر صف. کلاً عجله ای نیست.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 05:49 ق.ظ
امیدوارم خوشت بیاد ازش. خدا این تورنتو از ما نگیره. همین امشب دوتا فیلم از کیتانو دانلود کردم دو تای دیگه هم میخواستم بکنم ولی هم هاردم دیگه پر شده هم لپ تاپم. امیدوارم این Pirate بازیا بعداً عواقب اخروی در پی نداشته باشه!
ولی الان یکم بهتر متوجّه شدم. من به خاطر خصومتی که با هرچیز پاپ در وجودم حس میکنم دوس نداشتم هیچ چیز [از نظر خودم] باحالی رو جزئی از یه کلیتی به إسم پاپ و عامیانه ببینم. در مجموع تاپیک خوبیه. معلوم نیست چقدر تأثیر داشته باشه ولی بودنش بهتر از نبودنشه...
پاسخ Farbod Azsan : تورنت بدیش اینه که اگه سید کم داشته باشه، خیلی طول می کشه دانلودش تموم شه. مثلاً همین مادر و پسر از دیشب تا حالا فقط 1 درصدش دانلود شده.

پاپ اسمش بد در رفته، وگرنه چیزای باحال و سطح بالا هم خواه ناخواه به زیرمجموعه ای از پاپ کالچر تبدیل می شن. مثلاً شکسپیر هم الان بخشی از پاپ کالچره. یا مثلاً شاهنامه و مثنوی معنوی هم جزوی از پاپ کالچر ایران محسوب می شن. فرهنگ عامه فقط شامل چیزای عامه پسند نیست.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 02:22 ق.ظ
خب حتماً نباید پیچیده باشه که عامی پسند نشه... مثلاً داستان توکیو، که طیّ یه نظر سنجی بین المللی منتقدین فکر میکنم همین 2 سال پیش، برترین فیلم تاریخ ژاپن شناخته شد (اگرچه که من مخالفم) إحتمالاً از نظر فنّی یکی از ساده ترین فیلمهای تاریخ سینمای ژاپن هم هست. حتّی از نظر فیلمبرداری از فیلمهای دهه ی 20 هم فروتن تره (اگرچه که قاب هاش واقعاً بی نقصن) ولی عامه پسند نیست (همین که من دوسش ندارم اینو ثابت میکنه!). شاید از هر 20 نفری که میشناسم یکیشونم نتونه تا آخر ببینه تش. فیلم عامیانه طبق یه تعریف کلّی، باید شبیه یکی از این پکها باشه: 1)قتل، إنفجار، تعدادی زن و یک یا چند گنده بک بزن بهادر 2) تعدادی پسر و دختر با میانگین آیکیو 74 و یه دبیرستان 3)یه مأمور سابق سیا، یک زن در خطر قرار گرفته و تعداد زیادی عرب، ایرانی، چینی، روس و... (البته معمولاً یکی از این ملیتها برای هرفیلم) که قراره بیشترشون کشته بشن و الباقی فرار کنن 4)یه إتفاق مزخرف طبیعی یا ناشی از فضاء و تعدادی مردم که میخوان نجاة پیدا کنن و همچنین یکی دو نفر که به حرف عاقلتر ها گوش نمیدن و به طرز دلخراشی کشته میشن و... (درواقع تعداد این پکها خیلی زیاده ولی در آخر قابل شمارش و دسته بندی هستن).
حقیقتش روسکیی کاوچیه گ (چه باکلاسم من!) رو نمیتونم با هیچکدوم از این پکها تطبیق بدم...
در مورد الباقی فیلماشم همون mother and son رو پیشنهاد میکنم.
پاسخ Farbod Azsan : پاچاکوتی جان به اون قسمت «در کوچه پس کوچه های» دقت کن. این مواردی که شما گفتی دارن وسط بزرگراه پاپ کالچر ویراژ می دن.

در هر صورت، هر چیزی می تونه به بخشی از پاپ کالچر تبدیل بشه؛ به شرطی که به اندازه ی کافی شناخته بشه. هدف از این معرفی نامه ها هم همینه. البته درسته در واقعیت تعداد کسایی که به این مطالب اهمیت می دن به تعداد انگشتای دو دست هم نمی رسه و اصلاً quest «شناسوندن» برای یه بلاگر معمولی مثل من از همون اول شکست خورده محسوب می شد، ولی به هرحال حتی اگه یه نفرم سر این پستا با اثر مربوطه آشنا بشه و بره سراغش و خوشش بیاد، برای من کافیه.

Mother and Son رو هم گذاشتم واسه ی دانلود.
پاچاکوتی هیروهیتو
یکشنبه 13 مهر 1393 01:19 ق.ظ
راستی چرا اینو جزء پاپ کالچر اوردی؟ بعید میدونم فیلمای سوخوروف جذابیتی برای مخاطب عام داشته باشن. ها؟
پاسخ Farbod Azsan : کاری به فیلمای دیگه ی سوخوروف ندارم (چون در حال حاضر ندیدمشون)، ولی به نظرم کشتی روسی پیچیدگی یا سنگینی خاصی نداره و کاملاً می تونه برای مخاطب عام جذابیت داشته باشه.

پ.ن: البته من خودمم خیلی مخاطب خاص محسوب نمی شم.
پاچاکوتی هیروهیتو
شنبه 12 مهر 1393 11:54 ب.ظ
آها منم همچی چیزی رو در مورد ماهی و گربه شنیده بودم ولی هنوز ندیده مش.
در مورد پاراگراف آخر، جالبه که إسم خود فیلم واقعاً همچی دیدی به آدم میده (برعکس عناوینی مثل قرن باشکوه یا فلانی کبیر و...).
سوخورف کلّاً در زمینه ی کارهای خارق عادة و ریسک آمیز دستی داره (مثل فیلم مادر و پسر با اون تصویر برداری باور نکردنی مسطّحش).
پاسخ Farbod Azsan : راجع به اسمش به نکته ی خوبی اشاره کردی. مسلماً دلیل خوبی وجود داشته که برای فیلمی با این عظمت اسم خاشعانه ای انتخاب کردن.
alefking
پنجشنبه 27 شهریور 1393 11:16 ق.ظ
با عرض سلام
غرض از مزاحمت توضیح مختصری بود در مورد این نوشته شما عزیز که فرموید:"کشتی روسی تنها فیلم تاریح سینماست که کلش تو یه برداشت گرفته شده ......."
لازم بذکر است که در همین ایران خودمان جناب شهرام مکری در اخرین فیلمش گربه و ماهی کل فیلمش را در یک برداشت گرفته است و همچنین استاد کبیر هیچکاک نیز در یکی از فیلمهاش کل فیلم رادر یک برداشت گرفته است(نام فیلم را بدلیل کهولت سن از خاطر برده ام)
با تشکر و عرض معذرت بخاطر روده درازی اینجانب
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

از فیلم شهرام مکری خبر نداشتم، ولی اون فیلم هیچکاک طناب یا همون Rope ه که توی یه برداشت گرفته نشده؛ فقط کات هاش به هم چسبونده شدن تا اینطور به نظر برسه.
چهارشنبه 12 شهریور 1393 05:19 ب.ظ
اها این کتابی که میگی رو تو همین وبلاگم میزاری برای دانلود کردن یا جاپش میکنی تو بازار ??
پاسخ Farbod Azsan : می ذارم تو وب. قابل چاپ نیست.
علی
سه شنبه 11 شهریور 1393 11:37 ب.ظ
سلام...ممنون بابت یادآوری این شاهکار سینمایی...این یکی از آثاریه که به نظرم یه خورده بهش کم لطفی شده یا بهتره بگیم کمتر از حقش دیده شده...
فقط یه چیز...اون FPS که توی متن اشاره کردی یعنی چی؟...
خلاصه ما بیسوادیم اینارو واسمون ترجمه کن!...
ممنون...
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

فکر کنم دلیل کم لطفی شدن بهش همین روسی بودنش باشه.

FPS یعنی اکشن اول شخص یا همون First Person Shooter. سبک بازیه.
payam
سه شنبه 11 شهریور 1393 06:54 ب.ظ
سلام یه سوال بهترین کتابی که تو عمرت خوندی جی بوده اگه جند تا هست جند تاشو بگو
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

الان در حال ترجمه ی بهترین کتابی هستم که تو عمرم خوندم. احتمالاً ترجمش تو همین تابستون تموم می شه. منتها تا قبل از این که کاملاً آماده بشه نمی خوام بگم چیه. یکم صبر کن.
یکشنبه 9 شهریور 1393 11:59 ب.ظ
@آرتین
حقیقتش خیلی قبول ندارم این نظر رو. چون اثر اقتباسی با چیزی که ازش اقتباس شده فرق میکنه و خط داستانی یکی نیست. توی این نوع ترجمه خط داستانی یکی هستش فقط به شکل دیگه ای گفته میشه.
نگار
یکشنبه 9 شهریور 1393 09:19 ب.ظ
ممنون برای معرفی :)
به طور کلی از فرهنگ و تاریخ روسیه خوشم نمیاد. تا حالا هر چی فیلم در موردش دیدن پشیمون شدم :-؟

میان بحث هاتون، برای ترجمه ی اصطلاحات من عموماً از CALD3 استفاده می کنم.
Cambridge Advanced learner's dictionary. 3rd Edition.
خیلی مفیده. شده که بعضی وقتا اصطلاحاتی توش نباشه، ولی توی نود درصد مواقع مشکلم رو حل می کنه. خیلی نرم افزار شگفت انگیزیه. از اونجایی که نرم افزارش یه جورایی هدیه بوده، دقیقاً نمی دونم کجا پیدا می شه، ولی مطمئن بشین که نسخه ی کاملش رو می گیرین.
پاسخ Farbod Azsan : Longman Dictionary of Contemporary English 5th Edition هم در زمینه ی اصطلاحات خیلی چیز خوبیه، ولی پیدا کردن معنی اصطلات توی عصر اینترنت دیگه کار سختی نیست؛ مشکل اصلی پیدا کردن معادل فارسیه که متاسفانه، تا جایی که می دونم، هنوز دیکشنری اصطلاحات کامل و به روزی در این زمینه برای فارسی وجود نداره.
سهیل
پنجشنبه 6 شهریور 1393 10:33 ب.ظ
سلام فربد جان
احساس می کنم بعد از ترجمه زامبی لحن حرف زدنت هم شبیه بی شده
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

من لحن حرف زدن بی رو شبیه لحن حرف زدن خودم درآوردم.
آرتین
پنجشنبه 6 شهریور 1393 12:19 ب.ظ
این پایینی من نیستمآ!
هر چند این موضوعی که می فرمایید هم نوعی ترجمه است ولی در نظر من مترجم باید نسبت به متن اصلی وفادار باشه...ممکنه با روش برداشت از متن، کار قشنگی ارائه بشه (مثل کارهای ذبیح الله منصوری) ولی در اینصورت ما بیشتر با یک اثر اقتباسی مواجهیم تا یک ترجمه! افزون بر این برداشت افراد مختلف از یک متن متفاوته....و در کنار اینها هیچ نویسنده ای دوست نداره در اثرش دست ببرند.
پنجشنبه 6 شهریور 1393 11:48 ق.ظ
سلام.
از نظر من هر زبانی رو میشه به نثر روان به زبان دیگه ترجمه کرد اگر مترجم به هر دو زبان مسلط باشه.
حتما لازم نیست دقیقا هر چیزی گفته بشه ترجمه بشه. فقط کافیه مترجم منظور نویسنده رو بگیره و همون منظور رو به زبان دیگه برسونه. اعتراف میکنم آسون نیست. ولی غیرممکن هم نیست.
پاسخ Farbod Azsan : سلام.

نه، منم همچین حرفی نزدم. فقط به طور کلی می خواستم بگم ترجمه ی وفادارانه ی زبونایی که ریشه ی یکسان نداشته باشن (مثل روسی به انگلیسی) سخت تر از زبوناییه که ریشه ی یکسان دارن (فرانسوی به انگلیسی).
Artin
چهارشنبه 5 شهریور 1393 06:29 ب.ظ
آره، بد نیست....
هم خودم هم دوستام همه ازش راضی هستیم....قیمتشم نسبت به دیکشنری های چاپی خیلی کمتره....فکر کنم الآن حدود 15_12 تومن باشه...و البته آسانتر هم هست.
آرتین
چهارشنبه 5 شهریور 1393 06:05 ب.ظ
خوب، من خودم از دیکشنری نارسیس استفاده می کنم، و ازش راضیم ولی بازم میگم همه اصطلاحات رو نداره اما یه کمک مترجم داره که از گوگل ترنسلیت بسیار بسیار بهتره....و تو این سه سالی که دارمش کمتر از 20 واژه بودند که تو دیکشنری نبودند و من از هزاره یا گوگل دیدمشون.
پاسخ Farbod Azsan : پس با تفاسیر منم باید یه دونه دیکشنری نارسیس بخرم.
Artin
چهارشنبه 5 شهریور 1393 04:31 ب.ظ
فربد، سوال:
آیا نرم افزار دیکشنری ای مثل بابیلون سراغ داری که اصطلاحات رو هم همراه با فعل ها نمایش بده؟
_________________
تو تخصصی هم گه گاه اصطلاحات رو بکار می برند...بستگی داره نویسنده چقدر بخواد اذیت کنه...(یا بعبارتی کلاس بذاره!)
مثلا اگه طرف انگلیسی باشه که انقدر پر اصطلاح و ادبیش می کنه که دوست داری جفت پا بری تو حلقش!
پاسخ Farbod Azsan : نه، اگه چیزی پیدا کردی به منم بگو، چون خودمم به چنین چیزی شدیداً احتیاج دارم. ولی خب در حال حاضر سرچ کردن اصطلاحات توی گوگل بهترین راه حله. چون به هر حال هیچ دیکشنری ای هرچقدر که کامل باشه، نمی تونه با دیتابیس گوگل رقابت کنه.
Artin
چهارشنبه 5 شهریور 1393 10:20 ق.ظ
ممنون فربد،
ولی منظورم اصطلاحات رایج بود نه تخصصی...تخصصی ها رو دیکشنری دارم...
___________
ای بابا....دلیل نمیشه که چون یه رشته رو می خونی همه چیزشو بلد باشی آخه!!!
پاسخ Farbod Azsan : اصطلاحات رایج؟ یعنی همونایی که توی گفتگوی روزانه استفاده می کنیم؟ مگه توی متن تخصصی از این نوع اصطلاحات هم استفاده می شه؟ در هر صورت آره، قبول دارم، ترجمه ی اصطلاحات کار سختیه و خودمم سرش زیاد وقتم تلف شده.
چهارشنبه 5 شهریور 1393 12:59 ق.ظ
Mosy
شاید پذیرشش سخت باشه ولی وقتی آدم فیلم زیاد میبینه و یا روی یه سبک خاص متمرکز میشه می تونه حتی از روی پوستر فیلم در بیشتر موارد تشخیص بده فیلم خوبه یا نه!
آرتین
چهارشنبه 5 شهریور 1393 12:56 ق.ظ
ای داد بیداذ...بازهم متن ما پرید...
فربد
درسته تخصصی خیلی خیلی آسونتر از فانتزیه...ولی بدا بحالت اگه چیزی رو که می خونی مفهومش رو نفهمی....کلا تا اخر کتاب میبینی همه چیز رو ارجاع دادن به همون مبحث....علاوه بر اون یه سری از کلمات بصورت خاص برای ما معنی میده مثلا تریت رو ما ترجمه می کنیم رفتار کردن، مهندسی شیمی ترجمه می کنه تیمار یا دیوایسز رو ما میگیم ادوات اونا میگن وسیله...و اینها رو باید بدونیم...
اصلا سر همین دیواس که من ترجمه کرده بودم وسلیه پروپوزالم رو رد کردن!
__________
ترجمه واقعا یه فنه ها....
توی کلاسهای فن ترجمه، همیشه استاد میگفت با یک ویرگول معنی جمله می تونه بکی تغییر کنه! و خوب این موضوع خیلی طول میکشه دست ادم بیاد....
__________
سوال سوال!
برای ترجمه وقتی میرسم به اصطلاحات بعضی وقتها نمی فهمم اصطلاحه....چون جمله بازم در نظرم معنیش درسته!!!
برای اصطلاحات از چه دیکشنری ای استفاده کنم؟
من خودم فرهنگ هزاره دارم و دیکشنری نارسیس....ولی تو بعضی موارد اینها جوابگو نیست...
پاسخ Farbod Azsan : چیزی که می گی صد در صد درسته، ولی خب اگه متنی که می خوای ترجمه کنی مربوط به رشتت می شه، انتظار می ره تمام این ریزه کاری ها رو بلد باشی آقایی که می خوای دکترا بگیری.

برای اصطلاحات باید حتماً بری سراغ لعتنامه ی تخصصی اون رشته. متاسفانه اکثر این لغتنامه ها هم توی اینترنت پیدا نمی شن و باید بری تو کتابفروشی دنبالشون بگردی.
Mosy
سه شنبه 4 شهریور 1393 08:50 ب.ظ
بله...
شما دقیقا از کجا با همچین فیلم هایی آشنا می شید؟
یه خورده از این منابع به ما هم بگو.

پاسخ Farbod Azsan : دقیقاً یادم نمیاد اولین بار کجا اسمشو شنیدم، ولی خب ناسلامتی این تنها فیلم توی تاریخ سینماست که توی یه برداشت گرفته شده. اگه کسی اهل سینما باشه، بالاخره دیر یا زود باهاش آشنا می شه.
ارتین
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:30 ب.ظ
قبلا هم ترجمه تخصصی زیاد کردمها...ولی این ادمش فرق داره آخه!
پاسخ Farbod Azsan : یکم اعتماد به نفس داشته باش.
آرتین
سه شنبه 4 شهریور 1393 06:17 ب.ظ
حالا چه خاکی تو سرم کنم
البته نثرش فوق العاده روانه ولی...
می ترسم خوب از آب در نیاد..
حالا چه کنم ترجمم خوب شه...بنظرت جزوه فن ترجمه آموخته جلوم باشه بسه؟؟؟
پاسخ Farbod Azsan : آرتین این مسائلو توی My Progress مطرح کن.

به نظرم توی زمینه ی کارهای تخصصی همین که با مفاهیم و معانی اون موضوع آشنایی داشته باشی کفایت می کنه. چون مثلاً ترجمه ی non-fiction مثل fiction نیست که درآوردن لحن و نثر نویسنده هم یه اصل مهم باشه. توی non-fiction شما فقط می خوای یه سری مفهوم و ایده رو به ساده ترین شکل ممکن برای خواننده ت تعریف کنی. اگه خودت با اون مفاهیم و معانی آشنایی داشته باشی، فکر نکنم توی ترجمه ی چنین متن هایی مشکل خاصی داشته باشی.

راجع به ترجمه هم من تا حالا جزوه یا کتابی راجع بهش نخوندم (غیر از همونی که ترم پیش پاس کردیم) و به نظرم مثل نویسندگی چیزیه که خیلی قلق خاصی نداره. تنها اصلش اینه که جمله رو بخونی، درک کنی و بعد به زبون مقصد برش گردونی.
Artin
سه شنبه 4 شهریور 1393 04:12 ق.ظ
تو الآن ترم 6 امی دیگه...نگو که ترمای قبل از هفته اول میرفتی سر کلاس...وگرنه رسما خودمو از بالای صندلی پرت می کنم پایین!
دانشگاه ما اینجوری بود، هفته اول کلاسها که میرفتی دانشگاه درش رو با زنجیر بسته بودن کسی نره
__________________________
دانلود نشدنش ربطی به داشتن لینک یا نداشتش نداره....3 دفعه است تا 90 درصد دانلود کردم بعد طی عملیات انتحاری تصمیم گرفتم لیست دانلود منیجر رو پاک کنم چون حجمشم 2-3 گیگه دیگه به این نتیجه رسیدم قسمتم نیست!
__________________________
انیمیشن رنسانس رو من دوست دارم بخاطر اینکه یکی از فیلمهایی بود که پایانش با آنچه که تصور می کردم متفاوت بود....فکر کنم برای 2006 باشه....بد نبود (از دید من! ولی همه پسند نیست) اگر وقت کردی یه نیم نگاهی بهش بنداز....
__________________________
آها...این رو یادم رفت بگم...امروز همینجوری که درسم رو می خوندم...فیلمه رو هم زیر چشمی دیدم...خوب بود، من خیلی سریع باهاش ارتباط برقرار کردم....
خوب بود، ممنون بابت معرفیش...
پاسخ Farbod Azsan : نه، ترم چهارمی ام. ولی خب من دوزاریم یه خورده کجه. سه ترم طول کشید تا بفهمم هفته ی اول نباید برم.

اصلاً آدم فیلمو که با دانلود منیجر دانلود نمی کنه. نه تنها خیلی از فیلمای خوب ولی ناشناخته توی هیچ سایت دانلود فیلمی گذاشته نمی شن، اوناییم که گذاشته می شن، کیفیتشون محدوده (و همون طور که گفتی، این برات مشکل ایجاد کرد). الان تو برو Phantom of the Opera رو تو piratebay سرچ کن ببین هر کیفیت و حجمشو بخوای می شه اونجا پیدا کرد. ایناها:

http://thepiratebay.se/search/Phantom of the Opera/0/7/0

انیمیشنو چک کردم و فقط می تونم بگم wow. یه انیمیشن سایبرپانک استایلیک سیاه سفید واقع شده توی پاریس 2054؟ چطور تا حالا اسمش به گوشم نخورده بود؟ با ذائقه و سلیقه ی من شدیداً مطابقت داره. گذاشتم دانلود شه. ممنون واسه معرفی.

خوبه. این از اون فیلماست که ارتباط برقرار کردن باهاش واقعاً لازمه.
آرتین
سه شنبه 4 شهریور 1393 03:02 ق.ظ
راستی
فربد، اپرای شبح اپرا رو دیدی؟ (من فقط کتابش رو خوندم ولی نتونستم فیلمش رو دان کنم)
____________________
و یه چیز دیگه....
انیمیشن رنسانس رو دیدی؟
____________________
و ایضا...
من از 22 ام شهریور باید برم سر کلاس یعنی بدبخت تر از منم هست؟ بخاطر 7 واحد باید 4 روز در هفته برم!
تو کی دانشگاهت شروع میشه؟ تا بتونیم شاهد حضور پررنگت در وب باشیم
پاسخ Farbod Azsan : نه، هیچ کدومشونو ندیدم، هرچند با شبح اپرا به خاطر رفرنس های زیادی که بهش می شه آشنایی دارم.

عزیز، برو یه دونه کلاینت تورنت بگیر، خودتو از شر لینک دانلود خلاص کن.

دانشگاه رسماً از یه هفته قبل از مهر باز می شه، ولی من از اول مهر می رم، چون ترمای قبل که هفته ی اول رفتم، نه بچه ها میومدن نه استادا.
آرتین
سه شنبه 4 شهریور 1393 02:50 ق.ظ
فربد، الآن فقط خواستی بگی من و دوستم خیلی های لولیم دیگه نه! از ابسترکت کامنتاتون یه مقاله، یه پست در میاد...عجب، عجب...
_________________________
تزار و رومانوف ها رو بیخیال!؟...روسیه تو تاریخ افراد مهمتری برای معرفی داره
اصلا من ترجیح میدادم فیلم درباره راسپوتین ببینم بجای تزار...
اصلا بالاتر از اون...آدم خسته میشه هی شکوه و عظمتی رو ببینه که بخاطر حماقت یک عده نابود میشه...والا!
________________________
توجه: این بخش از کامنت زیاد ربطی به پست نداره، پس بیا زیاد روش زوم نکنیم!
در مورد زبان روسی و انگلیسی...
مگه ریشه فارسی و ژاپنی یکیه! مگه محل قرار گرفتن فعل و فاعلشون مثل همه؟ ولی ببین ایرانیها خوب دوبله ها رو در میارن...دوبله واقعا مهارت خاص می خواد....و اینها ندارند...چی میگن؟
عروس نمی تونه برقصه میگه زمین کجه!
________________________
پاسخ Farbod Azsan : هدف فیلم معرفی حال و هواست، نه افراد. خودت ببینیش، متوجه می شی.

نه، خب این برای فارسی هم صدق می کنه. تا حالا یه فیلم ایرانی رو با زیرنویس انگلیسی دیدی؟ کلی از مفاهیم زیرلایه ای دیالوگا که برای ما ایرانیا قابل درکه، توی ترجمه گم می شه. کلاً ترجمه ی صد در صد وفادارانه ی زبونایی که ریشه ی همسان نداشته باشن، کار آسونی نیست؛ خصوصاً اگه زبون مبدأ خاصیت عامیانه داشته باشه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30